نقد فیلم مرد نجواگر (The Whisper Man) | تریلری جنایی که در گذشته گیر کرده است

فیلم «مرد نجواگر» (The Whisper Man) از آن دسته آثار جنایی است که تلاش می‌کند حال‌وهوای تریلرهای روان‌شناختی دهه ۹۰ میلادی را دوباره زنده کند. حضور رابرت دنیرو، اقتباس از رمان پرفروش الکس نورث و داستانی درباره قتل‌های زنجیره‌ای و ناپدید شدن کودکان، از همان ابتدا این تصور را ایجاد می‌کند که با یک تریلر رازآلود و پرتعلیق روبه‌رو هستیم.

با این حال، «مرد نجواگر» بیش از آنکه بخواهد قواعد این ژانر را تغییر دهد، به الگوهایی تکیه می‌کند که سال‌هاست در سینمای جنایی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. نتیجه فیلمی است که از نظر فضا و اتمسفر عملکرد قابل قبولی دارد، اما در بخش فیلمنامه و پیچیدگی روان‌شناختی، فاصله محسوسی با آثار شاخص این ژانر پیدا می‌کند.

داستان فیلم مرد نجواگر چگونه پیش می‌رود؟

روایت فیلم مجموعه‌ای از مؤلفه‌های شناخته‌شده تریلرهای جنایی را کنار یکدیگر قرار می‌دهد. یک کودک ناپدید شده، پرونده‌ای قدیمی، قاتلی که سال‌ها پیش قربانی گرفته و شخصیتی که گذشته‌اش هنوز روی زندگی امروزش سایه انداخته است.

فیلم عملاً از همین عناصر برای شکل دادن به معمای مرکزی استفاده می‌کند. هرچه داستان جلوتر می‌رود، مشخص می‌شود پرونده جدید ارتباط‌هایی با جنایت‌های گذشته دارد و برای پیدا کردن پاسخ، شخصیت‌ها مجبور هستند سراغ بخش‌هایی از تاریخچه این پرونده بروند که سال‌ها پنهان مانده است.

این ساختار به‌شدت یادآور تریلرهای جنایی کلاسیک است؛ آثاری که در آن‌ها گذشته هیچ‌وقت واقعاً تمام نمی‌شود و اتفاقات قدیمی در مقطعی دوباره به سراغ شخصیت‌های زمان حال می‌آیند.

مرد و پسری در مقابل تابلوی اعلانات در فضای باز
نمایی از شخصیت‌های اصلی فیلم مرد نجوا گر (The Whisper Man) در محیطی شهری

ادای احترام به تریلرهای جنایی دهه ۹۰

شاید مهم‌ترین ویژگی «مرد نجواگر» را بتوان علاقه آشکار آن به سینمای جنایی دهه ۹۰ دانست. فیلم از نظر روایت و فضای کلی، یادآور دوره‌ای است که آثاری درباره قاتلان زنجیره‌ای، کارآگاهان آسیب‌دیده و پرونده‌های پیچیده بخش مهمی از سینمای جریان اصلی را تشکیل می‌دادند.

در چنین فیلم‌هایی، معمولاً قرار نیست همه اطلاعات در اختیار مخاطب قرار بگیرد. بخشی از لذت تماشای اثر به کشف تدریجی حقیقت وابسته است؛ تماشاگر سرنخ‌ها را کنار هم می‌گذارد و همزمان با شخصیت‌ها به هویت عامل اصلی جنایت نزدیک می‌شود.

«مرد نجواگر» نیز از همین روش استفاده می‌کند. سکوت، فضاهای خالی، مکث‌های طولانی، نگاه شخصیت‌ها و اطلاعات ناقص، بیشتر از نمایش مستقیم خشونت برای ایجاد اضطراب به کار گرفته می‌شوند.

اما مشکل اینجاست که فیلم در بسیاری از لحظات صرفاً همان زبان آشنای تریلرهای قدیمی را تکرار می‌کند. بنابراین برای مخاطبی که آثار این ژانر را به‌خوبی می‌شناسد، بسیاری از اتفاقات چندان غافلگیرکننده نیستند.

رابرت دنیرو؛ برگ برنده یا عامل جذب مخاطب؟

حضور رابرت دنیرو بدون شک یکی از مهم‌ترین دلایلی است که توجه مخاطبان را به «مرد نجواگر» جلب کرده است. نتفلیکس نیز با قرار دادن یک بازیگر باسابقه و شناخته‌شده در مرکز چنین پروژه‌ای، عملاً از یک فرمول آشنا استفاده کرده است: ترکیب یک داستان ژانری با نامی بزرگ که بتواند توجه عمومی را افزایش دهد.

با این حال، حضور دنیرو الزاماً به معنای ارائه یکی از بهترین نقش‌آفرینی‌های دوران کاری او نیست. بازیگر بیشتر به‌عنوان بخشی از جذابیت نوستالژیک فیلم عمل می‌کند و حضورش یادآور همان دوره‌ای از سینمای جنایی است که تریلرهای شخصیت‌محور و قاتل‌محور در آن محبوبیت زیادی داشتند.

به همین دلیل، بهتر است حضور رابرت دنیرو را بیشتر یک امتیاز تبلیغاتی و نوستالژیک برای فیلم بدانیم تا عاملی که بتواند ضعف‌های فیلمنامه را برطرف کند.

مرد مسن و زن جوان در حال گفت‌و‌گو در صحنه فیلم مرد نجوا گر (The Whisper Man)
نمایی از سکانس گفتگوی شخصیت‌های اصلی در فیلم درام و معمایی مرد نجوا گر.

قاتل فیلم؛ معمایی که آن‌قدرها هم پیچیده نیست

یکی از عناصر کلیدی هر تریلر جنایی، شخصیت قاتل است. در یک اثر موفق، قاتل صرفاً یک شخصیت شرور نیست؛ بلکه گذشته، انگیزه، روش کار و ارتباط او با سایر شخصیت‌ها باید به بخشی از معمای داستان تبدیل شود.

«مرد نجواگر» نیز تلاش می‌کند چنین ساختاری ایجاد کند. گذشته قاتل اهمیت دارد و برای کشف هویت او باید تعدادی از اتفاقات قدیمی دوباره بررسی شوند. حتی ارتباط میان جنایت‌های جدید و پرونده‌های قبلی، بخش مهمی از مسیر داستان را شکل می‌دهد.

با این حال، فیلم در زمینه پنهان کردن هویت واقعی و طراحی سرنخ‌ها چندان موفق عمل نمی‌کند. برخی اطلاعات به شکلی در داستان قرار گرفته‌اند که مخاطب باتجربه می‌تواند خیلی زود مسیر احتمالی ماجرا را تشخیص دهد.

در نتیجه، معما بیشتر به یک مسیر مشخص برای رسیدن به پاسخ تبدیل می‌شود تا پازلی که در پایان، تماشاگر را با یک کشف غیرمنتظره روبه‌رو کند.

وقتی جنایت به مسئله خانواده تبدیل می‌شود

نکته‌ای که «مرد نجواگر» را از یک تریلر جنایی معمولی کمی جدا می‌کند، توجه آن به رابطه میان نسل‌هاست. فیلم تنها درباره پیدا کردن یک قاتل یا حل کردن یک پرونده نیست. بخش مهمی از داستان به تأثیر زخم‌های گذشته بر نسل بعدی مربوط می‌شود. رابطه میان پدر و پسر و مشکلاتی که از گذشته به زمان حال منتقل شده‌اند، لایه دیگری به روایت اضافه می‌کنند.

در اینجا جنایت بیشتر از آنکه صرفاً موضوع اصلی داستان باشد، ابزاری برای بررسی مفهوم آسیب خانوادگی است. شخصیت‌ها مجبورند با اتفاقاتی روبه‌رو شوند که سال‌ها از آن‌ها فرار کرده‌اند و همین موضوع، جنبه خانوادگی داستان را پررنگ می‌کند.

این ایده روی کاغذ ظرفیت زیادی دارد؛ زیرا می‌توانست فیلم را از یک تریلر معمولی به اثری درباره تأثیرات روانی خشونت و آسیب‌های خانوادگی تبدیل کند. اما مشکل «مرد نجواگر» این است که در نهایت نمی‌تواند این ایده را به اندازه کافی عمیق کند.

مردی در حال بررسی نقشه در فیلم مرد نجوا گر (The Whisper Man)
نمایی از شخصیت اصلی در حال بررسی نقشه‌های قدیمی در فیلم معمایی مرد نجوا گر.

فضاسازی؛ جایی که فیلم بهتر از فیلمنامه عمل می‌کند

اگر قرار باشد یک بخش از فیلم را به‌عنوان نقطه قوت اصلی آن انتخاب کنیم، بدون شک باید سراغ فضاسازی برویم. «مرد نجواگر» به‌خوبی می‌داند چگونه محیطی سرد، تاریک و ناامن ایجاد کند. خیابان‌های خلوت، فضاهای بسته، محیط‌های جنگلی، خانه‌های کم‌نور و سکوت‌های طولانی، همگی در ساختن حس اضطراب نقش دارند.

فیلم حتی در برخی لحظات نیازی به نمایش مستقیم تهدید ندارد. کافی است شخصیت را در یک محیط خلوت قرار دهد و با استفاده از سکوت و مکث، احساس کند اتفاقی ناخوشایند در حال نزدیک شدن است. نورپردازی کم‌رمق و فضای رنگی سرد نیز این حس را تقویت می‌کنند. محیط فیلم صرفاً پس‌زمینه اتفاقات نیست، بلکه تا حدی به انعکاس وضعیت روحی شخصیت‌ها تبدیل می‌شود. به همین دلیل، حتی زمانی که فیلمنامه نمی‌تواند تعلیق لازم را ایجاد کند، اتمسفر فیلم همچنان قادر است بخشی از حس ناامنی را حفظ کند.

مشکل اصلی؛ تعلیق یا پنهان‌کاری؟

«مرد نجواگر» گاهی تصور می‌کند هرچه اطلاعات بیشتری از مخاطب مخفی بماند، فیلم رازآلودتر خواهد شد. اما این دو موضوع الزاماً یکی نیستند. تعلیق واقعی زمانی شکل می‌گیرد که اطلاعات میان شخصیت‌ها و تماشاگر با دقت توزیع شود. گاهی مخاطب باید چیزی را بداند که شخصیت نمی‌داند و گاهی نیز باید از آنچه شخصیت می‌داند عقب بماند.

فیلم در بعضی بخش‌ها به جای ایجاد چنین بازی اطلاعاتی، صرفاً افشاگری‌ها را عقب می‌اندازد. بنابراین بخشی از تعلیق نه از پیچیدگی اتفاقات، بلکه از دیر ارائه شدن اطلاعات ناشی می‌شود. این مسئله به‌خصوص برای مخاطبانی که با تریلرهای جنایی آشنا هستند، بیشتر به چشم می‌آید.

قابل پیش‌بینی بودن؛ بزرگ‌ترین ضربه به فیلم

یکی از مشکلات جدی فیلم، قابل حدس بودن بخشی از مسیر داستان است. برخی سرنخ‌ها آن‌قدر پررنگ معرفی می‌شوند که به جای ایجاد ابهام، عملاً مسیر احتمالی داستان را به مخاطب نشان می‌دهند. ارتباط میان شخصیت‌ها، پرونده‌های گذشته و اتفاقات جدید نیز در بعضی نقاط بیش از اندازه روشن است.

در یک تریلر موفق، وقتی حقیقت در پایان آشکار می‌شود، تماشاگر باید بتواند سرنخ‌های قبلی را دوباره مرور کند و متوجه شود که پاسخ از ابتدا در داستان وجود داشته است. اما «مرد نجواگر» همیشه چنین اثری ندارد. برخی سرنخ‌ها به جای اینکه در پایان معنای تازه‌ای پیدا کنند، صرفاً نقش تابلوهای راهنما را دارند. به همین دلیل، مخاطبی که تجربه زیادی در تماشای تریلرهای جنایی دارد، احتمالاً زودتر از آنچه فیلم انتظار دارد به پاسخ‌های اصلی نزدیک خواهد شد.

بازیگران فیلم مرد نجوا گر (The Whisper Man) در یک محیط قدیمی و تاریک
نمایی از شخصیت‌های اصلی در جریان روایت داستان فیلم معمایی مرد نجوا گر

آیا مرد نجواگر فیلم بدی است؟

نه، اما «مرد نجواگر» هم اثر نوآورانه‌ای نیست. فیلم در ایجاد فضای مناسب، استفاده از عناصر آشنای ژانر و ساخت یک حال‌وهوای سرد و مرموز موفق‌تر از بخش داستانی خود عمل می‌کند. مشکل زمانی آشکار می‌شود که فیلم تلاش می‌کند این فضای جذاب را با یک فیلمنامه روان‌شناختی پیچیده ترکیب کند.

ایده‌هایی مثل انتقال آسیب از نسلی به نسل دیگر، احساس گناه، فقدان و تأثیر گذشته بر رفتار انسان، ظرفیت زیادی دارند؛ اما فیلم عمدتاً آن‌ها را در سطح نگه می‌دارد و کمتر وارد لایه‌های عمیق روان شخصیت‌ها می‌شود.

اگر انگیزه شخصیت‌ها پیچیده‌تر طراحی می‌شد، سرنخ‌ها هوشمندانه‌تر در روایت قرار می‌گرفتند و افشاگری‌ها از قابلیت غافلگیری بیشتری برخوردار بودند، نتیجه می‌توانست بسیار تأثیرگذارتر باشد.

جمع‌بندی نقد فیلم مرد نجواگر

«مرد نجواگر» بیشتر از آنکه یک تریلر جنایی تازه باشد، بازگشتی به زبان آشنای سینمای جنایی دهه ۹۰ است. فیلم مجموعه‌ای از عناصر محبوب این ژانر را کنار هم قرار می‌دهد: قاتل زنجیره‌ای، کودک ناپدیدشده، پرونده‌های قدیمی، کارآگاه آسیب‌دیده، رازهای خانوادگی و گذشته‌ای که هنوز تمام نشده است.

این فرمول در بخش فضاسازی نتیجه خوبی می‌دهد و فیلم موفق می‌شود اتمسفری سرد و اضطراب‌آور بسازد. حضور رابرت دنیرو نیز جذابیت اثر را بیشتر می‌کند، هرچند نمی‌تواند ضعف‌های فیلمنامه را کاملاً پوشش دهد.

در مقابل، مهم‌ترین مشکل فیلم به فیلمنامه بازمی‌گردد. «مرد نجواگر» ایده‌های روان‌شناختی جذابی دارد، اما در تبدیل آن‌ها به یک روایت چندلایه و پیچیده چندان موفق نیست. تعلیق در بعضی بخش‌ها جای خود را به پنهان کردن اطلاعات می‌دهد و تعداد زیادی از سرنخ‌ها نیز برای مخاطب باتجربه بیش از حد قابل تشخیص هستند.

در نهایت، اگر به تریلرهای جنایی دهه ۹۰ علاقه دارید و از فضای فیلم‌هایی با قاتلان زنجیره‌ای، پرونده‌های قدیمی و رازهای خانوادگی لذت می‌برید، «The Whisper Man» می‌تواند تجربه‌ای سرگرم‌کننده باشد. اما اگر انتظار دارید فیلم رویکردی تازه به این ژانر داشته باشد یا در حد آثار ماندگار تریلر روان‌شناختی ظاهر شود، احتمالاً با انتظارات شما فاصله خواهد داشت.

ارزش اصلی «مرد نجواگر» در این است که یک فرمول قدیمی را با ظاهری مدرن دوباره عرضه می‌کند؛ نه اینکه قواعد آن فرمول را از نو تعریف کند.

 

 
بیشتر بخوانید :
نقد فیلم ۲۸ سال بعد (28Years Later) | بازگشت دنی بویل به دنیای زامبی‌ها با فیلمی جسورانه

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: