کمتر نامی در صنعت بازیهای ویدیویی پیدا میشود که به اندازه Grand Theft Auto با مفهوم «آزادی در یک دنیای باز» گره خورده باشد. مجموعهای که کار خود را در اواخر دهه ۹۰ میلادی با یک بازی دوبعدی و نمای بالا آغاز کرد، طی چند نسل به یکی از بزرگترین و تأثیرگذارترین برندهای تاریخ سرگرمی تبدیل شد.
راکاستار گیمز در طول نزدیک به سه دهه، با هر نسخه اصلی GTA ایده تازهای را وارد فرمول مجموعه کرد؛ گاهی با ساخت شهری بزرگتر، گاهی با روایت داستانی جدیتر و گاهی با ایجاد امکاناتی که تا آن زمان در بازیهای جهانباز دیده نشده بود. نتیجه این روند، مجموعهای است که هر نسخه مهم آن در زمان عرضه، استانداردهای تازهای برای رقبای خود ایجاد کرده است.
حالا که نگاهها بیش از هر زمان دیگری به سمت GTA 6 معطوف شده، بررسی گذشته این مجموعه میتواند تصویر بهتری از انتظارات پیرامون نسخه جدید ارائه دهد. برای فهمیدن اینکه چرا GTA 6 تا این اندازه مورد انتظار است، باید مسیری را مرور کنیم که از یک بازی ساده دوبعدی شروع شد و به جهان عظیم GTA Online رسید.
۱۹۹۷ تا ۱۹۹۹؛ آغاز ماجراجویی GTA با یک بازی دوبعدی
اولین نسخه Grand Theft Auto در سال ۱۹۹۷ منتشر شد؛ زمانی که استودیوی DMA Design هنوز با نام امروزی Rockstar North شناخته نمیشد. این بازی برای پلیاستیشن و رایانههای شخصی عرضه شد و از لحاظ فنی شباهت چندانی به GTAهای امروزی نداشت.
در GTA نخست خبری از محیطهای سهبعدی، میانپردههای سینمایی یا شخصیتهای پیچیده نبود. دوربین از بالا به شهر نگاه میکرد و بازیکن در نقش یک خلافکار میتوانست در خیابانها حرکت کند، خودرو بدزدد و مأموریتهای مختلف را انجام دهد. بااینحال، یک ویژگی از همان ابتدا ستون اصلی مجموعه را شکل داد: آزادی عمل.
بازیکن مجبور نبود صرفاً در مسیر مشخصی حرکت کند و همین امکان سرپیچی از قوانین و ایجاد آشوب، GTA را از بسیاری از بازیهای همدوره خود متمایز کرد.
البته همین موضوع خیلی زود باعث ایجاد جنجال شد. پرداختن مستقیم بازی به جرم، سرقت و خشونت واکنشهای منفی مختلفی را در پی داشت و حتی محتوای GTA در مجلس اعیان بریتانیا نیز مورد بحث قرار گرفت. بااینحال، حواشی ایجادشده به شناختهتر شدن نام بازی کمک کردند و مانعی برای موفقیت آن نشدند.
نکته جالب دیگر اینکه سه نام مهم در تاریخ GTA یعنی Liberty City، Vice City و San Andreas از همان نخستین نسخه در این مجموعه حضور داشتند. البته این مناطق در آن زمان بسیار سادهتر از نسخههای بعدی بودند، اما پایه هویتی شهرهای GTA را شکل دادند.
در سال ۱۹۹۹، بسته الحاقی Grand Theft Auto: London 1969 منتشر شد. این اثر تجربهای متفاوت ارائه میکرد و بازیکنان را به لندن دهه ۱۹۶۰ میبرد. این تنها دورهای بود که GTA بهصورت مستقیم از یک شهر واقعی استفاده کرد و راکاستار در نسخههای اصلی بعدی ترجیح داد شهرهای خیالی الهامگرفته از مکانهای واقعی را بسازد.
همان سال GTA 2 نیز روانه بازار شد و مجموعهای از قابلیتهای جدید را به فرمول بازی اضافه کرد؛ از نوار سلامتی و امکان ذخیره دستی گرفته تا مأموریتهای فرعی، شخصیسازی خودروها و آیتمهایی که در سطح شهر قرار داشتند.
GTA 2 هنوز فاصله زیادی با نسخههای عظیم آینده داشت، اما مسیر اصلی مجموعه را مشخص کرد: شهری بزرگ، آزادی قابل توجه و بازیکنی که میتوانست قوانین محیط را به شیوه خودش زیر پا بگذارد.
۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴؛ GTA 3 و تولد دوباره جهانباز
اگر GTA نخستین جرقه بود، GTA 3 همان نسخهای بود که این جرقه را به یک تحول بزرگ در صنعت بازی تبدیل کرد.
Grand Theft Auto III در سال ۲۰۰۱ منتشر شد و مهمترین تغییر آن، انتقال مجموعه به یک جهان کاملاً سهبعدی بود. این اتفاق صرفاً ارتقای گرافیکی محسوب نمیشد؛ بلکه شیوه طراحی بازیهای جهانباز را تحت تأثیر قرار داد.
Liberty City دیگر مجموعهای از خیابانهای دوبعدی نبود. این بار بازیکن با شهری سهبعدی روبهرو میشد که میتوانست آزادانه در آن رانندگی کند، وارد بخشهای مختلف شود، با شخصیتهای گوناگون روبهرو شود و بدون دنبال کردن یک مسیر خطی در محیط حرکت کند.
قهرمان اصلی GTA 3 برخلاف شخصیتهای مهم نسخههای بعدی دیالوگی نداشت، اما این مسئله به جذابیت بازی ضربه نزد. در عوض، شخصیتهای فرعی و فضای داستانی با حضور صداپیشگانی مانند کایل مکلاکلن و مایکل مدسن کیفیت متفاوتی پیدا کردند.
GTA 3 در سال ۲۰۰۱ به پرفروشترین بازی سال تبدیل شد و تأثیر آن فراتر از موفقیت تجاری بود. بسیاری از سازندگان بازی به سمت ساخت جهانهای باز مشابه رفتند و این اثر نقش مهمی در محبوبیت گسترده این سبک در نسل ششم کنسولها داشت.
بااینحال، راکاستار هنوز برنامه بزرگتری داشت و تنها یک سال بعد، یکی از محبوبترین نسخههای تاریخ GTA را عرضه کرد.
بازی Vice City؛ ترکیب GTA با فضای جنایی دهه ۸۰
Grand Theft Auto: Vice City در سال ۲۰۰۲ منتشر شد و در حالی که پایههای گیمپلی GTA 3 را حفظ کرده بود، هویت کاملاً متفاوتی داشت.
این بار بازیکنان وارد شهری الهامگرفته از میامی دهه ۱۹۸۰ شدند؛ شهری مملو از نورهای نئونی، خودروهای رنگارنگ، موسیقیهای خاطرهانگیز و شخصیتهایی که فضای فیلمهای جنایی آن دوران را تداعی میکردند.
راکاستار در Vice City توجه ویژهای به فضاسازی نشان داد. موسیقیهای انتخابشده از دهه ۸۰، طراحی شهر و داستانی با حالوهوای آثار مافیایی باعث شدند محیط بازی صرفاً یک نقشه برای انجام مأموریتها نباشد. Vice City خودش بخشی از تجربه بازی بود و شخصیت مستقلی داشت.
حضور ری لیوتا در نقش تامی ورستی نیز اهمیت زیادی داشت. این نخستین بار بود که یک بازیگر شناختهشده هالیوودی در نقش شخصیت اصلی GTA ظاهر میشد و همین موضوع به جذابیت نسخه جدید کمک کرد.
Vice City نیز مانند GTA 3 توانست در سال عرضه خود به پرفروشترین بازی سال تبدیل شود و جایگاه GTA را بهعنوان یکی از بزرگترین مجموعههای صنعت بازی بیش از پیش تثبیت کند.
بازی San Andreas؛ بزرگترین پروژه GTA در نسل ششم
راکاستار در سال ۲۰۰۴ قدم بعدی را برداشت و Grand Theft Auto: San Andreas را منتشر کرد؛ عنوانی که از بسیاری جهات جاهطلبانهترین پروژه این مجموعه تا آن زمان محسوب میشد.
نقشه San Andreas بیش از دو برابر مجموع مناطق Liberty City و Vice City وسعت داشت. برای نخستین بار بازیکنان میتوانستند میان سه شهر بزرگ حرکت کنند و در کنار محیطهای شهری، مناطق روستایی وسیعی را نیز کشف کنند. اما وسعت نقشه تنها بخش کوچکی از جاهطلبی San Andreas بود.
در این نسخه، امکانات شخصیسازی شخصیت اصلی به شکل محسوسی گسترش پیدا کرد. بازیکنان میتوانستند ظاهر CJ را تغییر دهند، مهارتهای مختلف او را افزایش دهند و حتی وزن بدنش را تغییر دهند. همین ویژگیها باعث شدند سبک بازی هر بازیکن تا حدی با دیگری متفاوت باشد.
قابلیتهایی مانند شنا، مخفیکاری و بالا رفتن از دیوار نیز به مجموعه اضافه شدند. از طرف دیگر، حذف صفحات بارگذاری هنگام جابهجایی در جهان بازی، با توجه به محدودیت سختافزاری پلیاستیشن 2، دستاورد قابل توجهی محسوب میشد.
San Andreas در زمان عرضه با استقبال بسیار گستردهای روبهرو شد و مانند دو نسخه اصلی قبلی، در سال انتشار خود عنوان پرفروشترین بازی سال را به دست آورد.
حتی سالها بعد نیز بخش قابل توجهی از طرفداران جیتیای، San Andreas را بهترین نسخه تاریخ مجموعه میدانند؛ عنوانی که نشان داد یک جهان باز میتواند هم بسیار بزرگ باشد و هم مملو از فعالیتها و جزئیات مختلف.
پس از پایان نسل ششم، راکاستار برای مدتی از ساخت نسخه اصلی بعدی فاصله گرفت و ابتدا سراغ نسخههای قابلحمل رفت. این فاصله در نهایت به عرضه GTA IV و یکی از بزرگترین تغییرات تاریخ مجموعه منتهی شد.
موفقیت San Andreas انتظارات از نسخه بعدی را به شکل چشمگیری بالا برده بود. راکاستار بهجای تلاش برای ساخت یک دنباله فوری، در فاصله میان نسل ششم و هفتم چند نسخه فرعی را منتشر کرد. این آثار شاید به اندازه نسخههای اصلی خبرساز نشدند، اما در حفظ محبوبیت برند GTA نقش مهمی داشتند.
۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷؛ حضور GTA در کنسولهای دستی
در سال ۲۰۰۵، Grand Theft Auto: Liberty City Stories برای PSP منتشر شد و یکی از مهمترین تجربههای قابلحمل آن زمان را ارائه داد.
برای نخستین بار، بازیکنان میتوانستند یک نسخه سهبعدی کامل از GTA را روی کنسول دستی تجربه کنند. بازی دوباره به Liberty City بازمیگشت؛ شهری که پیشتر در GTA 3 دیده بودیم، اما این بار داستان و شخصیتهای جدیدی در آن قرار داشتند.
هدف Liberty City Stories این بود که بخش قابل توجهی از حس آزادی نسخههای کنسولی را به یک دستگاه قابلحمل منتقل کند؛ کاری که در آن زمان دستاورد مهمی محسوب میشد.
نسخه پلیاستیشن 2 بازی در سال ۲۰۰۶ منتشر شد، اما برخی امکانات نسخه PSP در آن وجود نداشتند. برای نمونه، بخش چندنفره از نسخه کنسولی حذف شده بود. بازیکنان PSP همچنین میتوانستند موسیقیهای شخصی خود را وارد بازی کنند و هنگام گشتوگذار در Liberty City به موسیقی دلخواهشان گوش دهند.
یک سال بعد، راکاستار Grand Theft Auto: Vice City Stories را منتشر کرد. این بازی نیز ابتدا برای PSP عرضه شد و سپس به پلیاستیشن 2 راه پیدا کرد.
Vice City Stories بار دیگر بازیکنان را به فضای دهه ۸۰ و شهر رنگارنگ Vice City میبرد، اما داستانی تازه را روایت میکرد. استفاده از شخصیتها و برخی بازیگران آشنا در کنار روایت جدید باعث شد این عنوان چیزی بیشتر از یک نسخه فرعی ساده باشد.
مجموعه Stories ثابت کرد شهرهای GTA آنقدر ظرفیت دارند که میتوان بدون بازسازی کامل آنها، داستانها و ماجراهای تازهای در همان محیطها خلق کرد.
GTA: Chinatown Wars؛ بازگشت به سبک کلاسیک با ایدههای تازه
در سال ۲۰۰۹، یکی از متفاوتترین نسخههای تاریخ GTA منتشر شد: Grand Theft Auto: Chinatown Wars.
این بازی ابتدا برای Nintendo DS عرضه شد و بعدها نسخههای PSP و موبایل آن نیز در دسترس قرار گرفتند. برخلاف نسخههای سهبعدی آن دوران، Chinatown Wars دوباره از زاویه دید بالا به پایین استفاده میکرد؛ سبکی که ریشههای مجموعه GTA با آن شناخته میشد.
اما راکاستار صرفاً به دنبال بازسازی تجربه قدیمی نبود. Chinatown Wars تلاش میکرد فرمول کلاسیک را با امکانات جدید ترکیب کند.
داستان بازی درباره هوانگ لی، جوانی از خانوادهای خلافکار، است که در Liberty City وارد ماجراهایی پیچیده میشود. بازی در کنار مأموریتهای اصلی، سیستمهایی مانند تجارت مواد مخدر، تعامل گستردهتر با محیط و استفاده از قابلیتهای صفحه لمسی Nintendo DS را در اختیار بازیکنان قرار میداد.
Chinatown Wars هیچگاه به محبوبیت GTA 3 یا Vice City نرسید، اما در میان طرفداران قدیمی مجموعه جایگاه ویژهای پیدا کرد و بهعنوان نمونهای موفق از ترکیب عناصر کلاسیک و ایدههای مدرن شناخته شد.
بااینحال، همه این نسخههای فرعی در نهایت به یک نقطه مهم منتهی میشدند؛ GTA IV، عنوانی که قرار بود مجموعه را وارد نسل جدید کند.
۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰؛ GTA IV و حرکت به سوی واقعگرایی
در سال ۲۰۰۸، Grand Theft Auto IV برای پلیاستیشن 3 و ایکسباکس 360 عرضه شد. راکاستار این بار صرفاً به دنبال ساخت نسخهای بزرگتر نبود و تصمیم گرفت بسیاری از جنبههای GTA را از نو تعریف کند.
پس از فضای پرزرقوبرق Vice City و نقشه عظیم San Andreas، GTA IV مسیری جدیتر را انتخاب کرد و تمرکز بیشتری روی واقعگرایی، شخصیتپردازی و روایت داستانی گذاشت.
بازیکنان در نقش نیکو بلیک، مهاجری از اروپای شرقی، وارد Liberty City شدند؛ شهری که نسخهای بازطراحیشده و الهامگرفته از نیویورک بود.
داستان نیکو نیز با قهرمانان قبلی تفاوت داشت. او به دنبال پشت سر گذاشتن گذشته خود و ساختن زندگی تازهای بود، اما شرایط دوباره او را به دنیای جرم و جنایت بازمیگرداند.
راکاستار در طراحی خود شهر را نیز باورپذیرتر کرد. رفتار شخصیتهای غیرقابلبازی تنوع بیشتری داشت، فیزیک خودروها واقعگرایانهتر شده بود و تعامل بازیکن با محیط گسترش پیدا کرده بود.
تلفن همراه نیز این بار اهمیت زیادی پیدا کرد و علاوه بر برقراری تماس، برای دریافت مأموریتها و ارتباط با شخصیتهای دیگر مورد استفاده قرار میگرفت.
حتی جزئیاتی مانند تماشای تلویزیون در خانه، انتخاب در بخشهایی از داستان یا استفاده از تاکسی و مشاهده مسیر از داخل خودرو، نشان میداد هدف راکاستار ساخت محیطی بود که حتی خارج از مأموریتها نیز زنده به نظر برسد.
GTA IV در زمان انتشار با تحسین گسترده منتقدان و بازیکنان مواجه شد و به یکی از مهمترین بازیهای نسل هفتم تبدیل شد.
اما این پایان کار نبود؛ راکاستار هنوز محتوای بیشتری برای Liberty City در نظر داشت.
دو روایت تازه در یک شهر؛ بستههای الحاقی GTA IV
راکاستار پس از عرضه GTA IV، دو بسته الحاقی داستانی منتشر کرد که هرکدام زاویه متفاوتی از زندگی در Liberty City را نشان میدادند.
اولین بسته The Lost and Damned نام داشت و در سال ۲۰۰۹ عرضه شد. این بار بازیکنان کنترل جانی کلبیتز، یکی از اعضای گروه موتورسواری The Lost، را در اختیار داشتند. داستان این بسته نشان میداد اتفاقات Liberty City فقط از دید نیکو دیده نمیشوند.
دومین بسته نیز در همان سال منتشر شد و شخصیت اصلی آن لوییز لوپز بود؛ فردی که بهعنوان محافظ و دستیار تونی پرینس، مدیر یک باشگاه شبانه، فعالیت میکرد.
این بسته از نظر حالوهوا با فضای جدی GTA IV تفاوت داشت و بخشی از طنز، اغراق و جنون موجود در نسخههای قدیمیتر را دوباره وارد مجموعه کرد.
هر دو بسته بعدها در قالب Grand Theft Auto: Episodes from Liberty City برای پلیاستیشن 3 نیز عرضه شدند.
این محتواها نشان دادند یک جهان باز میتواند میزبان چند داستان کاملاً متفاوت باشد و یک شهر واحد ظرفیت روایت ماجراهای متنوعی را دارد.
دوره GTA IV اهمیت زیادی در تاریخ این مجموعه داشت؛ زیرا راکاستار نشان داد موفقیت یک بازی جهانباز فقط به وسعت نقشه وابسته نیست و داستان، شخصیتپردازی، جزئیات محیط و حس زندگی در جهان بازی نیز اهمیت زیادی دارند. اما فصل بعدی قرار بود حتی بزرگتر باشد؛ فصلی که با Grand Theft Auto V و GTA Online آغاز شد.
۲۰۱۳ تاکنون؛ دوران GTA V و ظهور GTA Online
بعد از موفقیت GTA IV، انتظارها از نسخه بعدی بهشدت افزایش یافته بود. راکاستار باید اثری میساخت که هم جاهطلبی San Andreas را ادامه دهد و هم استانداردهای روایی و فنی GTA IV را پشت سر بگذارد.
پاسخ این استودیو در سال ۲۰۱۳ با Grand Theft Auto V ارائه شد؛ بازیای که خیلی زود به یکی از موفقترین آثار تاریخ صنعت بازی تبدیل شد و مسیر آینده مجموعه را برای سالها تحت تأثیر قرار داد.
بازی GTA V؛ ترکیب بهترین ایدههای گذشته
Grand Theft Auto V ابتدا در سال ۲۰۱۳ برای پلیاستیشن 3 و ایکسباکس 360 منتشر شد و از همان ابتدا ابعاد پروژه نشان میداد راکاستار قصد دارد تجربهای بسیار بزرگ ارائه کند.
GTA V در واقع ترکیبی از بسیاری از ویژگیهای نسخههای قبلی بود؛ حالوهوای رنگارنگ Vice City، گستردگی San Andreas و توجه GTA IV به جزئیات و واقعگرایی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. اما مهمترین نوآوری بازی، استفاده از سه شخصیت اصلی بود.
برای نخستین بار در سری GTA، بازیکن فقط با یک قهرمان همراه نبود و میتوانست میان مایکل، فرانکلین و تروِر جابهجا شود. مایکل خلافکاری بازنشسته بود که تلاش میکرد زندگی آرامتری داشته باشد. فرانکلین جوانی بود که میخواست از شرایط خیابانی فاصله بگیرد و تروِر شخصیتی غیرقابل پیشبینی و افراطی بود که بخش دیوانهوار دنیای GTA را نمایندگی میکرد.
وجود سه شخصیت باعث شد داستان تنوع بیشتری پیدا کند و راکاستار بتواند مأموریتهای پیچیدهتری طراحی کند. در جریان برخی سرقتهای بزرگ، بازیکنان میتوانستند میان شخصیتها جابهجا شوند و هرکدام را برای انجام بخشی از عملیات کنترل کنند.
Los Santos و مناطق اطراف آن نیز بزرگترین جهان ساختهشده توسط راکاستار تا آن زمان بودند. محیط بازی از خیابانهای شهری تا کوهستان، بیابان، جنگل، دریا و مناطق روستایی را در بر میگرفت.
فعالیتهای جانبی نیز بسیار متنوع بودند. بازیکنان میتوانستند خارج از مأموریتهای اصلی ورزش کنند، خرید انجام دهند، غواصی کنند، با هواپیما پرواز کنند یا صرفاً در محیط وسیع بازی به گشتوگذار بپردازند.
در نسخههای نسل بعدی و رایانههای شخصی، قابلیت دید اولشخص نیز اضافه شد و امکان تجربه Los Santos از زاویهای کاملاً متفاوت را فراهم کرد.
اما بزرگترین اتفاق برای آینده GTA نه در بخش داستانی، بلکه در قسمت آنلاین بازی رخ داد.
GTA Online؛ وقتی یک بخش جانبی به یک پدیده جهانی تبدیل شد
GTA V بهتنهایی موفقیتی عظیم بود، اما بخش آنلاین آن چیزی بود که عمر این بازی را به شکل غیرمنتظرهای طولانی کرد.
Grand Theft Auto Online حدود یک ماه پس از عرضه GTA V در سال ۲۰۱۳ در دسترس قرار گرفت. شروع کار این سرویس چندان بیدردسر نبود و مشکلات مختلف سرورها در روزهای ابتدایی، تجربه بازیکنان را تحت تأثیر قرار داد. بااینحال، راکاستار این پروژه را کنار نگذاشت و بهتدریج آن را با محتوای جدید توسعه داد.
در سالهای بعد، مأموریتهای تازه، سرقتهای بزرگ، وسایل نقلیه، کسبوکارها، مسابقات و فعالیتهای مختلف به GTA Online اضافه شدند و این بخش را به یکی از ماندگارترین بازیهای آنلاین صنعت تبدیل کردند.
سرقتهای چندمرحلهای نیز نقش مهمی در موفقیت GTA Online داشتند. این مأموریتها برخلاف فعالیتهای ساده، به هماهنگی، برنامهریزی و همکاری چند بازیکن نیاز داشتند و حالوهوایی شبیه فیلمهای بزرگ سرقت ارائه میکردند.
موفقیت GTA Online یک نکته مهم را به صنعت بازی ثابت کرد: یک جهانباز میتواند سالها پس از انتشار اولیه همچنان مخاطب فعال داشته باشد.
در شرایطی که بسیاری از بازیها تنها چند ماه پس از عرضه بخش بزرگی از مخاطبان خود را از دست میدهند، GTA V توانست برای سالها در مرکز توجه باقی بماند.
البته این مسیر بدون تغییرات و پایان برخی پشتیبانیها نبود. پشتیبانی از نسخه پلیاستیشن 3 و ایکسباکس 360 در سال ۲۰۱۵ متوقف شد و سرورهای این نسخهها نیز در سال ۲۰۲۱ تعطیل شدند.
از سوی دیگر، عرضه GTA V برای پلیاستیشن 5 و ایکسباکس سری ایکس | اس نشان داد این بازی حتی سالها بعد از عرضه اولیه نیز همچنان ظرفیت حضور در نسلهای جدید را دارد.
همین عمر طولانی GTA V باعث شد فاصله میان نسخههای اصلی GTA بسیار بیشتر از گذشته شود؛ اما در نهایت، انتظارها به سمت یک نام جدید رفت: GTA 6.
آینده GTA در دستان GTA 6
موفقیت GTA V این بازی را به یکی از پرفروشترین آثار تاریخ صنعت سرگرمی تبدیل کرد و GTA Online نیز نشان داد آینده بازیهای جهانباز میتواند به تجربههای آنلاین و جهانهایی وابسته باشد که سالها پس از عرضه به حیات خود ادامه میدهند.
اکنون پرسش اصلی این است که GTA 6 چگونه میتواند میراث چنین مجموعه بزرگی را ادامه دهد و بار دیگر تعریف جدیدی از یک بازی جهانباز ارائه کند.
تاریخچه GTA نشان میدهد راکاستار معمولاً با هر نسخه اصلی تنها به تکرار فرمول قبلی اکتفا نکرده است. GTA 3 جهان سهبعدی را به سطح تازهای رساند، Vice City هویت و فضاسازی شهری را پررنگتر کرد، San Andreas وسعت و آزادی را افزایش داد، GTA IV روی واقعگرایی و روایت تمرکز کرد و GTA V مجموعهای از این ایدهها را در کنار یک تجربه آنلاین بسیار گسترده قرار داد.
حالا نوبت GTA 6 است که مرحله بعدی این مسیر را رقم بزند.
هنوز مشخص نیست راکاستار دقیقاً چه نوآوریهایی را برای نسخه جدید کنار گذاشته است، اما سابقه این مجموعه یک نکته را روشن میکند: هر زمان راکاستار یک GTA اصلی را روانه بازار کرده، استانداردهای بازیهای جهانباز نیز تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند.
بنابراین، انتظار برای GTA 6 فقط به خاطر نام بزرگ Grand Theft Auto نیست؛ بلکه به این دلیل است که بازیکنان میخواهند ببینند راکاستار پس از نزدیک به سه دهه تجربه، این بار چه تعریف تازهای از یک جهان آزاد و زنده ارائه خواهد کرد.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.

































