فیلمهای کتابهای کمیک در پنجاه سال گذشته مسیر طولانی را طی کردهاند، از “باور خواهید کرد که یک مرد میتواند پرواز کند” تا “باور خواهید کرد که یک اسب میتواند ونوم باشد.” و اگر آن هیولای چهارپا را در تریلر Venom: The Last Dance دیدهاید و شروع به خنده کردهاید، میتوانید آرامش داشته باشید که سومین همکاری تام هاردی با سیمبیوت احتمالاً همان چیزی را که امیدوارید به شما ارائه خواهد کرد.
The Last Dance شیمی بین هاردی و خودش را در یک فیلم سفر جادهای که کاملاً به لحن عجیب و غریب این اسپینآف بدون اسپایدرمن پایبند است، آزمایش میکند. جایی که The Last Dance واقعاً دچار مشکل میشود، در پشتیبانی از این لحن است، با یک داستان بسیار فرمولایی که این فیلم ابرقهرمانی را سختتر از آنچه باید، میکند.
جاذبه اصلی همچنان عملکرد دوگانه و دوئلکننده تام هاردی به عنوان ادی براک و ونوم باقی میماند، و شیمی بحثبرانگیز که این بازیگر در طول دو فیلم اول با خودش ساخته است. با نیروهایی هم زمینی و هم فرازمینی که قصد جدا کردن ادی و رفیق سیمبیوتی او را دارند، هاردی به بازی تیکهای عصبی و فیزیکی متشنج ادی میپردازد و شما این احساس را پیدا میکنید که او دائماً در آستانه یک فروپاشی است. ادی به طور کامل مایل نیست که خود را با ونوم یکی کند و مبارزه او با جنبه زشتتر “حافظ مرگبار” بودن تنها منبع قابل اعتماد درام فیلم The Last Dance است.
نقد فیلم Venom: The Last Dance

با وجود اینکه هیچکدام از فیلمهای ونوم یا Venom: Let There Be Carnage دارای داستانهای بسیار شگفتانگیزی نبودند، آنها با استناد به حرفه روزنامهنگاری ادی به خود استحکام بخشیدند و هرکدام جنبههای متفاوتی از ژانر را که با داستان خاصی که ادی تحقیق میکرد، سازگار بود، به کار گرفتند. اهداف عجیب سازمان Life در Venom که به دنبال اتحاد انسان و سیمبیوت بودند، در قالب علمی-تخیلی/وحشت بدن سازگار بود، در حالی که Venom: Let There Be Carnage بر قاتل زنجیرهای، کلتوس کسدی، با داستانی الهام گرفته از جنایات تمرکز داشت. اما Venom: The Last Dance بر روی ادی و ونوم در حال فرار پس از دو فیلم که در سن فرانسیسکو خرابی به بار آوردند، متمرکز است و شخصیت انسانی هاردی بدون آن زاویه تحقیقاتی کمتر جذاب به نظر میرسد.

یک انحراف به لاس وگاس ممکن است یک ماجراجویی به سبک روزنامهنگاری گونزو Hunter S. Thompson را پیشنهاد دهد – اما آن اسب ونوم نزدیکترین چیزی است که Venom: The Last Dance به سفر هالوژنیک راول دوک به قلب رویای آمریکایی میرسد.
دنباله بیشتر ادی را در اختیار هوسهای سیمبیوت خود میبیند، بیشتر اوقات فقط فریاد میزند و تکان میخورد در حالی که ونوم در صحنههای اکشن و تعقیب و گریز کار سنگین را انجام میدهد. در مورد ونوم، سیمبیوت همچنان به خوردن غذا و نداشتن توجه متمرکز است و به دور از دوستداشتنیترین شخصیت روی صفحه نمایش است. در نهایت، ونوم یک دوست احمق و دوستداشتنی است؛ دوست صمیمی ناپختهای که ادی باید در حال بزرگ شدن جایی برای او پیدا کند. او یک آدم احمق است که به ماشینهای اسلات علاقه دارد، مغزها را میخورد و با خانم چن (پگی لو) به آهنگهای آبا میرقصد. و کی میتواند او را سرزنش کند؟ من Venom: The Last Dance را خیلی دوست نداشتم و مطمئناً به هیچیک از فیلمهای قبلی علاقهمند نبودم، اما ونوم؟ من با آن مرد یک آبجو میخورم. من یک آدم ساده هستم، و وقتی صحبت از لذتهای سینمایی ساده میشود، هیچ چیز برای من شیرینتر از تام هاردی نیست که به شخصیتهای بزرگتر از زندگی صداهای کوچک و احمقانه میدهد.
ونوم 3 خنده دار است

فیلم ونوم بیشتر به عنوان یک منبع کمدی در فیلم “The Last Dance” عمل میکند تا یک اکشن پر از سیمبیوت. با وجود اینکه جلوههای بصری از اولین فیلم بهبود یافتهاند، “The Last Dance” پس از دو فیلم که ونوم را در حالتهای مختلفی نشان دادند، تازگی خاصی ندارد. یک ابزار داستانی در بازی وجود دارد که ادی و ونوم را به ویژه در مقابل زینوفیج آسیبپذیر میکند زمانی که کاملاً تبدیل شدهاند، که میتوانست فرصتهای جالبی برای قرار دادن ونوم در حالت دفاعی ایجاد کند، اما ادی و ونوم به سرعت از این سیمبیوت AirTag مطلع میشوند و در بهترین حالت، این ابزاری پیشبینیپذیر برای تغییر توجه زینوفیج میشود و در بدترین حالت، منبعی از بیمسئولیتی زمانی که ادی و ونوم میدانند که باید مخفی شوند، میشود.
تنوع کمی در ریتم “The Last Dance” وجود دارد – دویدن، مبارزه، مخفی شدن، تکرار – و حتی در زمانهای پرهرج و مرج، اکشن هرگز به اندازه جسارت و خلاقیت رابطه مرکزی بین ادی و ونوم نمیرسد. این فیلم مانند یک گام به عقب از “Let There Be Carnage” به نظر میرسد که تعادل بهتری بین این دو عنصر داشت. کلی مارسل، که نویسنده هر دو فیلم قبلی ونوم بوده است، در اینجا اولین کارگردانی خود را انجام میدهد و امیدوار بودم که افزایش نقش نویسندهای که اولین بار جفتگیری منحصر به فرد در قلب فرانچایز را روشن کرده بود، به معنای تعمیق دینامیک بین انسان و بیگانه انگلی باشد. اما در پایان روز، این یک فیلم ابرقهرمانی با بودجه بزرگ است و مارسل به طور کامل تعادلی بین بزرگ و صمیمی پیدا نمیکند.
زینوفیج جایگزین مناسبی برای یک ضدقهرمان نیست
به هیچ وجه زینوفیج جایگزین مناسبی برای یک ضدقهرمان واقعی محسوب نمیشود. همچنین یک خلاء بزرگ در زمینه ضدقهرمان وجود دارد. در ابتدای فیلم، Knull، خالق سیمبیوتها، به عنوان یک تهدید ناشی از تأمل و وجودی معرفی میشود – اما فقط در صورتی که او بتواند از زندانش آزاد شود.
فیلم The Last Dance عجلهای برای آزاد کردن او ندارد. ونوم کلید امکان فرار او را در دست دارد، اما Knull مجبور است که دستگیری او را به زینوفیجهای شکارچی سیمبیوتها واگذار کند: حشرات بزرگ و زشت با دهانهایی شبیه به چوبخوردکن که از سوراخهای پشت سرشان بقایای قربانیان خود را اسپری میکنند. این یک انتخاب طراحی است که احساس میکنم باید برایش تشویق کنم، اما پس از دهمین بار تکرار، کهنه میشود.
با وجود اینکه زینوفیج بهعنوان یک حریف فیزیکی سخت برای ونوم شناخته میشود، اما به هیچ وجه جایگزین مناسبی برای یک ضدقهرمان واقعی نیست (به خصوص بعد از اینکه ونوم در فیلم قبلی با دشمن معروف خود، کارنیج، مواجه شد). Knull به ندرت دیده میشود، به ندرت دربارهاش صحبت میشود و جز فرستادن زینوفیج در ابتدا، تقریباً هیچ تأثیری بر داستان ندارد – به مانند تانوس در فیلم “Avengers”، نه “Infinity War”. این باعث ایجاد توقعاتی برای دنبالههای بیشتر میشود و اگر شما عنوان فیلم خود را “The Last Dance” بگذارید، این مسئله بسیار بیشتر به نظر میآید.
ژنرال استریکلند (با بازی چیویتل اجیوفور) در نهایت با مشکلات مواجه میشود و طبق نوشته، او فقط به این دلیل به عنوان یک ضدقهرمان شناخته میشود که در راه ونوم است. انگیزه او برای بیرون کردن سیمبیوتها از زمین به هر قیمتی کاملاً منطقی است و هیچ عمق یا جزئیاتی برای اجیوفور وجود ندارد که بتواند به عنوان راهنمایی برای مقابله با نبرد بیگانگان که به سمت زمین میآید، بازی کند.
همچنین یک سازمان سایهای وجود دارد که پشت پرده کنترل اوضاع را در دست دارد و نام آن احتمالاً با حروف بسیار کوچک بر روی صفحه کامپیوتر در صحنهای که یک مدیر دستورات تهدیدآمیز میدهد، ظاهر میشود – وعدههای بیشتری برای یک دنباله که هیچ تضمینی برای اتفاق افتادن آن نیست. همانطور که گفتم، ما در حال معرفی تعداد زیادی از گروهها و بازیکنان جدید برای یک فیلم هستیم که قرار است پایان این مجموعه ونوم باشد.
در کمک به تلاشهای دولت، دکتر پین (با بازی جونو تمپل)، دانشمندی که در حال پژوهش در مورد سیمبیوتهاست، نقش دارد، اما نقش او در داستان فراتر از ایفای نقش ونوم داخلی ارتش نمیرود و فقط با دادن اطلاعات جدید داستان را پیش میبرد. او به نوعی مانند شخصیت ایمی آدامز در فیلم Arrival عمل میکند، اما با عمق بسیار کمتر، که با توجه به مدت زمانی که The Last Dance صرف معرفی پین و گذشته تراژیک او میکند، شگفتانگیز است.
اما دقیق بودن داستانسرایی هرگز نقطه قوت این فیلمها نبوده است. این احساس به ویژه زمانی بیشتر میشود که ادی با یک خانواده شکارچی UFO در راه به منطقه ۵۱ روبرو میشود، به رهبری ریس ایفانس که بسیار خسته به نظر میرسد. خانواده ادی را در حالی که نیاز به راهنمایی روحانی دارد، سوار میکنند، اما دینامیک عجیب و غریب آنها که به کودکان هم آسیب میرساند، بیشتر ناامیدکننده است تا دلپذیر.
وقتی در هنگام اوج داستان، نقش “خانواده روسی از Justice League” را ایفا میکنند و وارد مشکل میشوند تا لحظهای قهرمانی به کسی دیگر بدهند، مدت زمانی که The Last Dance به آنها اختصاص میدهد، احساس میشود که میتوانست بهتر از آن برای عمق دادن به رابطه بین ادی و ونوم استفاده شود.
اگر این واقعاً آخرین رقص است، پس چیزها برای ونوم تقریباً مانند همانطور که آغاز شدهاند، پایان مییابند: با یک داستان ابرقهرمانی بیشتر خستهکننده که گاهی اوقات با اجرای جیترینگ جکیل و هاید از تام هاردی بهبود مییابد. Venom: The Last Dance بین مسئولیتهایش به ساخت فیلمهای کتابهای کمیک با بودجه بزرگ و داستان ژانر متمرکزتری از یک پسر و بیگانهاش گیر کرده است. تهدیدی که Knull از راه دور ایجاد میکند، اغلب تمرکز فیلم را به نتایج ناامیدکنندهای منحرف میکند، اما هنوز هم کمی سرگرمی در این سفر عجیب و غریب به غروب آفتاب وجود دارد – بیشتر به لطف سیمبیوت دنداندار و عنواندار. عملکردهای ناکافی و اضافات جدیدی که از رابطه منحصر به فرد در قلب فرانچایز منحرف میشوند، نشان میدهند که وقت آن رسیده تا این اسب ونوم را به کارخانه چسب بفرستیم. امیدواریم چیزی که دریافت میکنیم کمی بیشتر باقی بماند.
به عقیده Tom Jorgensen از IGN، فیلم Venom: The Last Dance در تلاشهای خود دچار مشکل شده است و به یک داستان خستهکننده و کلیشهای و اکشن ضعیف اجازه میدهد که از رابطه مرکزی جذاب و پایدار بین ادی براک و سیمبیوت بهترین دوستش منحرف شود.
در نهایت Tom Jorgensen به ونوم 3 نمره 4 میدهد و این فیلم را بد توصیف میکنید.
منبع: IGN
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.




















