انیمیشن جریان که بیشتر جوایز امسال را به دست آورد و نامزد اسکار شد، روایتی آخرالزمانی درباره بقا است. در ادامه بررسی انیمیشن جریان با گیماتک همراه باشید.
این انیمیشن خاص از آن دسته آثاری است که باید بهصورت مستقل تولید شوند؛ زیرا هیچ استودیویی به دلیل بازگشت سرمایه، حاضر به ساخت آنها نمیشود. البته معمولاً این نوع آثار جوایز زیادی را به خود اختصاص میدهند و در نهایت فروشی فوقالعاده دارند که غولهای استودیویی را به افسوس میاندازد. انیمیشن جریان (Flow)، دومین اثر فیلمساز اهل لتونی، گینتز زیلبالودیس، است. انیمیشنی که جشنوارهها را متحیر کرده است. این انیمیشن که هماکنون در انتظار مراسم اسکار است، جایزه بهترین انیمیشن گلدن گلوب را کسب کرده و در جشنواره کن نیز توجهها را به خود جلب کرده است.
Away، اولین تجربه این فیلمساز است. انیمیشن Away نیز فضایی آخرالزمانی دارد، شبیه به آنچه در Flow میبینیم. گینتز زیلبالودیس فضای فکری خود را با جذابیت خاصی مشخص کرده است. هر دو اثر Away و Flow بدون دیالوگ هستند. فضای Away، مالیخولیایی است و هنوز یک انسان در آن زندگی میکند، اما لحن Flow نرمتر و سرزندهتر است. در هر دو انیمیشن میتوان علاقه زیلبالودیس به طبیعت و کهنالگوها را مشاهده کرد. دنیای این فیلمساز معنایی است، جایی که استعارهها حرف میزنند و نمادها به نیروهای پیشبرنده درام تبدیل میشوند.
در مقایسه این دو اثر، میتوان گفت که زیلبالودیس در Flow قدری افت کرده و شخصیتپردازی و ضدقهرمانگرایی عجیب Away در آن دیده نمیشود. با این حال، هر دو اثر از یک جهان فکری آمدهاند و بهدنبال بهرهگیری از ناخودآگاه جمعی هستند. جهان داستانی این انیمیشنها، دنیایی دوردست و ناشناخته است که قصهها در آن رخ میدهند.

«تا زمانی که میتوانی با تصویر حرفت را بزنی، از دیالوگ استفاده نکن!» انیمیشن Flow به همین اصل وفادار است. در این اثر دیالوگی وجود ندارد؛ همه چیز از طریق تصاویر، شکلها و رنگها بیان میشود. Flow یکی از آن انیمیشنهایی است که باید در لیست بهترین انیمیشنهای معناگرا و خاص قرار گیرد. این انیمیشن شبیه به آثار پیکسار یا دیزنی نیست، داستان سیندرلایی ندارد و حتی انیمه هم نیست؛ بلکه هویتی منحصر به فرد و دنیای خاص خود را دارد. این انیمیشن با سادگی و مینیمالیسم خود، بدون شاخ و برگ اضافه، شما را به دنیای خود میکشاند.
«بقا» جریان اصلی انیمیشن Flow است، اما هر چه بیشتر پیش میرویم، لایههای بیشتری برایمان آشکار میشود. داستان سادهای دارد؛ حیواناتی که میخواهند زنده بمانند. جریان چیزهای زیادی برای گفتن دارد و گاهی آنقدر زیاد که وقت کم میآورد و حتی ممکن است اذیتتان کند. با این حال، در این تصاویر رنگارنگ اما غمانگیز و هولناک، پارادوکسی عجیب وجود دارد. کاراکترهای اصلی این انیمیشن حیواناتی هستند که قهرمان آن یک گربه کوچک سیاهرنگ با چشمان دوستداشتنی و هوش سرشار است. این گربه به خاطر غریزه بقایش باهوشتر شده است.
دنیای انیمیشن جریان، دنیایی آخرالزمانی است؛ اما با همه آخرالزمانهای دیگر متفاوت است. گویی همه چیز بهتازگی از بین رفته است. خانهای که گربه قهرمان داستان در آن زندگی میکرده، هنوز سرجایش است و پر از نقاشیهایی از این گربه سیاه است. هیچیک از این حیوانات اسم ندارند و همانند قهرمانهای فیلمهای نوآر، سرگشته و بیهدف در دنیایی که نمیدانیم چرا نابود شده است، حیران ماندهاند. در این دیستوپیا هیچ انسانی وجود ندارد، اما به نظر میرسد زمان زیادی از نابودی انسانها نگذشته است. حیوانات زیادی نیز در این پایان هولناک وجود ندارند، جز تعدادی گوزن و آنهایی که در یک قایق شکسته پناه گرفتهاند.

آخرالزمان در انیمیشن Flow به ناخودآگاه جمعی و کهنالگوها بازمیگردد. در این دنیای دیستوپیایی، همه چیز یا جنگل است یا آب. حیوانات یا در میان درختان زندگی میکنند یا روی آب سرگردان هستند. از جمله عناصر برجسته در این انیمیشن، سازههای سنگی غولپیکری هستند که یکی از آنها مجسمهی بزرگی از یک گربه است که به زیر آب فرو میرود. این مجسمهها یادآور توتمها و حتی فرهنگ مصر باستان هستند؛ هرچند تنها چند مورد مجسمه وجود دارد و چیز بیشتری از مصر نمیتوان یافت. داستان زمانی جالب میشود که پنجرهی شکستهای را میبینیم؛ شیشهای خورد شده که پرسشی را به ذهن میآورد: اینجا کجاست؟ چرا فیلمساز تمام خاطرات جمعی ما را در یکجا گرد هم آورده است؟
انیمیشن Flow، فیلمی سریع از خاطرات و کهنالگوهای بشری است؛ جهانی که حالا نابود شده و دنیایی هولناک را به تصویر میکشد. انسانها ناپدید شدهاند و سازندگان سازههای غولپیکر سنگی به ظاهر باستانی نیز دیگر حضور ندارند. با این حال، دنیای بدون انسانها زیباست؛ همه حیوانات با یکدیگر مهربان هستند و به بقای خود و دیگران فکر میکنند. انیمیشن با تصویر گربه سیاه در آب آغاز میشود. جنگل اطراف او سیاه و هولناک است، مخاطب میداند که به زودی اتفاقات زیادی رخ خواهد داد. تعدادی سگ به دنبال یک خرگوش میآیند و گربه نیز فرار میکند و به جایی میرود که نور و مجسمهها وجود دارند؛ جایی که به نظر میرسد خانهاش باشد. موسیقی اینجا رمانتیک است و مخاطب از آن لذت میبرد، اما او میداند که این آرامش پایدار نیست. گربه برای خواب به جایی میرود که گویا قبلاً خانهاش بوده است. این روایت ابتدایی جریان است که در نهایت ما را به وضعیت هولناکتری خواهد برد.
زمان میگذرد و در سکانس بعدی، تعدادی سگ به دنبال یک ماهی به تعقیب گربه میپردازند. ناگهان حجم عظیمی از آب وارد جنگل میشود و داستان آخرالزمانی Flow به روایتی درباره بقا تبدیل میشود. حیواناتی که در شرایط عادی شکار یکدیگر هستند، اکنون با یکدیگر کنار میآیند و در یک قایق شکسته پناه میگیرند. همه جهان را آب فرا گرفته و دنیا در حال تجربهی آخرالزمان دیگری است. حیواناتی که در این قایق گرد هم آمدهاند، اکنون باید با همدیگر همکاری کنند و بقا را بیاموزند؛ همدلی را بیاموزند و برای یکدیگر شکار کنند و به دنبال راه نجات مشترک باشند.

تا اینجای داستان، همه چیز خوب پیش میرود زیرا حیوانات برخلاف غریزههایشان و به خاطر بقا با یکدیگر کنار آمدهاند. اما نقطه عطف زمانی فرا میرسد که پرندهای به جمع حیوانات در قایق اضافه شده و رهبری آنها را بر عهده میگیرد. این پرنده پس از نبرد با همنوعان خود دست به یک تصمیم سیاسی میزند و گروه خود را انتخاب میکند. او پرواز را رها کرده تا نقش خود را در این آخرالزمان ایفا کند. در انیمیشن Flow، این پرنده وارد کهنالگوی قربانی دادن میشود. پرنده در قایق همانند جوامع بدوی عنصری برای پایان دادن به آخرالزمان و شروع دورهای تازه از زندگی است.
با این حال، مشکل اینجاست که قربانی دادن در این انیمیشن بدون هیچ پیشزمینهای اتفاق میافتد و فیلمساز از قبل کاشتی در این باره انجام نمیدهد. به همین دلیل این کهنالگو به نوعی یک شوک برای مخاطب است و پایان این آخرالزمان بهطور دراماتیکی در انیمیشن نمینشیند. با این وجود، انیمیشن جریان یک انیمیشن منحصر به فرد است؛ از آن دسته آثاری که میتوان روی خلاقیتش حساب ویژهای باز کرد. این انیمیشن با مینیمالیسم خود حرف میزند و سبک بصریاش شبیه به بازیهای کامپیوتری است. انیمیشن جریان دیالوگی ندارد و با انیمیشنهای پیکسار و دیزنی رقابت میکند و لحنش را به انیمههای ژاپنی نزدیک میکند.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.




















