۴۰ سال گذشته و ماریو همچنان نماد بیرقیب دنیای بازیهای ویدیویی است: «او همان تأثیر میکیماوس را دارد.»
دلایل زیادی وجود دارد که چرا ماریو بارها روی جلد مجله Retro Gamer ظاهر شده است. او به یکی از ستونهای اصلی صنعت بازی تبدیل شده؛ شخصیتی که بهاندازهی پکمن، لارا کرافت یا آن بیگانگان مزاحم بازی Space Invaders با مفهوم بازیهای ویدیویی گره خورده است. احتمال زیادی وجود دارد که حتی مادربزرگتان هم ماریو را بشناسد این یعنی او تا چه اندازه به یک نماد فرهنگی تبدیل شده است.
به نقل از رسانه گیمزرادار، ماریو ابتدا در بازیهای پلتفرمر تکصفحهای مانند Donkey Kong و Mario Bros ظاهر شد، اما در سال ۱۹۸۵ با بازی Super Mario Bros وارد ماجراجوییهای اسکرولجانبی شد و از آن زمان تاکنون، این قهرمان سبیلو مسیر موفقیت را بیوقفه ادامه داده است. برای بسیاری از گیمرها و توسعهدهندگان، سری Super Mario Bros الگویی برای ساخت پلتفرمر ایدهآل محسوب میشود. تلاشهای زیادی برای تقلید از موفقیت ماریو صورت گرفته، اما تعداد کمی موفق بودهاند و حتی کمتر از آنها توانستهاند از او پیشی بگیرند. بهجز موفقیتهای اخیر Crash Bandicoot و Spyro، تنها سونیک را میتوان رقیب جدی ماریو دانست، اما حتی با وجود محبوبیت بالا، بازیهای سهبعدی سونیک هرگز تحسین منتقدان را مانند آثار ماریو دریافت نکردهاند. حتی یک بازی متوسط از ماریو در مقایسه با رقبا خاص جلوه میکند، و جالب است که از میان تمام قهرمانان پلتفرمر دهههای ۸۰ و ۹۰، تنها سونیک توانسته بهاندازهی لولهکش دوستداشتنی نینتندو دوام بیاورد.
از ماجراجوییهای دوبعدی دهههای ۸۰ و ۹۰ تا تجربههای نوآورانهی سهبعدی امروزی، بازیهای ماریو همواره تحسین منتقدان را برانگیختهاند. برای مثال، Super Mario 64 نهتنها تعریف تازهای از پلتفرمینگ در فضای سهبعدی ارائه داد، بلکه استانداردهای جدیدی برای بازیهای سهبعدی بهطور کلی تعیین کرد بهویژه در زمینهی کنترل شخصیتها در این محیط تازه و هیجانانگیز.
در سالهای اخیر، ماجراجوییهای ستارهی همیشهسبز نینتندو به دو مسیر متفاوت تقسیم شدهاند: سری New Super Mario Bros که از سال ۲۰۰۶ روی DS آغاز شد و ماجراهای دوبعدی را دنبال میکند، و سری سهبعدی که محل نوآوریهای جدید مجموعه است.
اما چه چیزی باعث شده بازیهای ماریو اینقدر خاص باشند؟ چرا سالهاست که بهعنوان نقطهی اوج ژانر پلتفرمر شناخته میشوند؟ در ادامهی این مجموعه مقالات، به بررسی جنبههای مختلف بازیهای ماریو میپردازیم؛ از نحوهی کنترل شخصیتها تا طراحی مراحل، با نظراتی از کهنهکاران صنعت بازی. همچنین به تنوع بینظیر ماریو و اسپینآفهای مختلفی که در آنها حضور داشته از سری Super Mario Kart گرفته تا نقشآفرینیهایی مثل Paper Mario نگاهی خواهیم انداخت.
حتی اگر طرفدار پر و پا قرص ماریو نباشید، نمیتوان تأثیر عظیم او بر فرهنگ بازیهای ویدیویی و ژانر پلتفرمر را انکار کرد. موفقیت میلیارد دلاری اخیر او در گیشه نیز نشان میدهد که محبوبیتش بیش از هر زمان دیگری است. پس بیایید به افتخار ماریو، ستارهی واقعی دنیای بازیها، دست بزنیم؛ کسی که موفقیتش با جهشهای بزرگ همراه بوده است.
طبق آمار شرکت Q Scores، در سال ۲۰۲۰ و همزمان با سیوپنجمین سالگرد Super Mario Bros، حدود ۷۲٪ از آمریکاییهای بالای شش سال با شخصیت ماریو آشنا بودند؛ آماری که او را به محبوبترین شخصیت دنیای بازیهای ویدیویی تبدیل کرد. با توجه به موفقیت فیلم ماریو در سال ۲۰۲۳ که بیش از ۱.۳ میلیارد دلار فروش داشت، احتمالاً این رقم امروز حتی بیشتر شده است.
با این حال، ماریو همیشه اینقدر مشهور نبوده. در اولین حضورش در بازی Donkey Kong، حتی نام «ماریو» در عنوان بازی دیده نمیشد. در آن زمان، دفترچه راهنمای نسخه آمریکایی بازی او را با نام «Jumpman» معرفی کرده بود. شیگرو میاموتو، خالق ماریو، در مصاحبهای گفته بود که ابتدا او را «آقای ویدیو» نامیده بود؛ شخصیتی که قرار بود در بازیهای مختلف ظاهر شود. در نهایت، یکی از اعضای تیم Nintendo of America نام «ماریو» را پیشنهاد داد و این نام در تبلیغات رسمی نیز استفاده شد.
جالب است بدانید که ماریو در ابتدا حتی لولهکش هم نبود؛ در بازی Donkey Kong او نقش یک نجار را داشت. میاموتو در مصاحبهای در سال ۲۰۱۲ گفت: «تنها قانون درباره ماریو این است که او معمولاً نماینده کارگران ساده است.» این موضوع در نقشهای اولیهاش نیز دیده میشود؛ از کار در کارخانهها در بازیهای Game & Watch گرفته تا تخریب ساختمانها در Wrecking Crew. تنها استثنای بزرگ این روند، بازی Dr. Mario بود. در سال ۱۹۸۳، بازی Mario Bros شخصیت ماریو و برادرش لوئیجی را بهعنوان لولهکش معرفی کرد و این تصویر از آن زمان تثبیت شد.
هرچند نام و شغل ماریو در ابتدا قطعی نبود، ظاهر او تقریباً از همان ابتدا شکل گرفته بود. در طراحی کابینت بازی Donkey Kong، ماریو با کلاه قرمز معروفش، سبیل برجسته و لباس سرهمی قرمز و پیراهن آبی دیده میشود. در آثار اولیه Mario Bros، رنگ لباسها تغییراتی داشت، اما در Super Mario Bros 3 بود که ترکیب رنگی امروزی او تثبیت شد.
شاید عجیب باشد که شکلگیری نهایی شخصیت و ظاهر ماریو بیش از پنج سال طول کشید، اما نتیجه آن طراحیای است که در برابر گذر زمان و ورود به دنیای سهبعدی مقاومت کرده و همچنان محبوب مانده است. دیلی جانسون، طراح بازی در استودیو Playtonic، میگوید: «بخش بزرگی از جذابیت ماریو به این برمیگردد که او نماد قلب نینتندو است. وقتی ماریو را میبینی، مغزت میگوید: سرگرمی! او همان تأثیر میکیماوس را دارد؛ یعنی میدانی چه انتظاری باید داشته باشی. ماریو مهر تضمین کیفیت است چون یک نماد است.»
حتی تغییر ظاهر ماریو در برخی بازیها نیز به جذابیت گیمپلی کمک کرده است. برای مثال، در Super Mario 64 وقتی کلاهش دزدیده میشود، دیدن موهایش هم عجیب و هم بهیادماندنی است. در Super Mario Sunshine میتوانست لباس تابستانی بپوشد و در Super Mario Odyssey حتی لباس ساحلی داشت. اما در تمام این تغییرات، کلاه و سبیل او باعث میشد همچنان قابل شناسایی باقی بماند.
در مقایسه با سونیک، طراحی ماریو بسیار پایدارتر بوده است. طراحی سونیک طی سالها آنقدر تغییر کرده که در بازی Sonic Generations، نسخه قدیمی و جدید او با هم روبهرو میشوند. اما نینتندو هرگز نیازی به چنین کاری ندیده؛ بیشترین تغییری که اعمال کرده، بهروزرسانی رنگ لباسها در بازیهای Super Mario Maker بوده تا با ظاهر فعلی او هماهنگ شوند. این بازیها ظاهرهای مختلف ماریو را نه بهعنوان تضاد، بلکه بهعنوان بخشی از یک هویت واحد و ماندگار نمایش میدهند.
با توجه به قدرت طراحی شخصیت ماریو، بعید نیست که این نماد دوستداشتنی دنیای بازیها همچنان برای دهههای آینده نیز پابرجا بماند.
گفتوگو با کریگ استیت؛ از تأثیر ماریو تا راز ماندگاری در دنیای بازیها
کریگ استیت، هنرمند باسابقهای که در ساخت بازیهایی چون Sonic The Hedgehog 2 و Spyro The Dragon نقش داشته، در مصاحبهای با Retro Gamer درباره جایگاه ماریو در صنعت بازیهای ویدیویی و تأثیر این شخصیت بر آثار خودش صحبت کرده است. او معتقد است که جذابیت ماریو تنها به یک ویژگی خاص محدود نمیشود، بلکه حاصل مجموعهای از عوامل است که در کنار هم، تجربهای فراموشنشدنی خلق کردهاند.
بهگفتهی استیت، دنیای ساده اما بهیادماندنی بازیهای ماریو، موسیقی دلنشین و شخصیتی که بهمرور در طول بازیها شکل گرفته، همگی در محبوبیت او نقش داشتهاند. او میگوید: «ماریو از همان ابتدا بستهای کامل بود. بازیهایش هم برای بازیکنان تازهکار قابل فهم بودند و هم برای حرفهایها چالشبرانگیز. همین تعادل باعث شده تا مخاطبان مختلف بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.»
یکی از نکاتی که استیت به آن اشاره میکند، شخصیت «مرد معمولی» ماریو است؛ ویژگیای که باعث شده بازیکنان بتوانند خودشان را جای او تصور کنند. او با اشاره به بازیهایی مثل Earthworm Jim و ToeJam & Earl میگوید: «این بازیها شخصیتهای فوقالعادهای داشتند، اما بازیکن نمیتوانست با آنها ارتباط واقعی برقرار کند. ماریو اما بهنوعی نمایندهی همهی ماست؛ کسی که در دنیای بازیها، بهجای قهرمانهای فرازمینی، یک کارگر ساده است.»
استیت همچنین تأکید میکند که تأثیر ماریو بر صنعت بازی آنقدر عمیق بوده که نمیتوان بازیای ساخت و از او تأثیر نگرفت؛ چه در بازیهای دوبعدی، چه سهبعدی و حتی واقعیت مجازی. او میگوید: «ماریو حالا در ناخودآگاه ما جا گرفته. وقتی بازیای را تجربه میکنیم، بخشی از ذهنمان ناخودآگاه با ماریو مقایسهاش میکند و میپرسد: آیا این سرگرمکننده است یا نه؟»
در ادامه، استیت به تفاوت موفقیت ماریو و Spyro در دنیای سهبعدی با شکست برخی نمادهای دوبعدی مانند Bubsy و Earthworm Jim اشاره میکند. بهنظر او، سادگی کنترلها و طراحی گیمپلی در بازیهای ماریو و Spyro باعث شده تا مخاطبان گستردهتری جذب شوند؛ از کودکان گرفته تا والدین. او خاطرهای از دوران پاسخگویی به نامههای طرفداران Spyro تعریف میکند: «بارها پیش آمده بود که والدین نامه مینوشتند و میگفتند فرزندشان در بخشی از بازی گیر کرده و درخواست راهنمایی داشتند. جالبتر اینکه خودشان هم در بخش دیگری گیر کرده بودند و کمک میخواستند!»
در پایان، استیت با تأسف از بازیهایی یاد میکند که با وجود کیفیت بالا، بهدلیل ضعف در بازاریابی یا نبود تبلیغات مناسب، هرگز به جایگاهی که شایستهاش بودند نرسیدند. او معتقد است که موفقیت یک بازی، تنها به طراحی و گیمپلی وابسته نیست، بلکه نحوهی معرفی و عرضهی آن نیز نقش تعیینکنندهای دارد.
این گفتوگو نهتنها نگاهی تازه به شخصیت ماریو و تأثیرش بر صنعت بازی دارد، بلکه نشان میدهد که پشت هر موفقیت بزرگ، مجموعهای از تصمیمات درست، طراحی هوشمندانه و ارتباط انسانی نهفته است. ماریو، با تمام سادگیاش، همچنان الگویی برای خلق تجربههای سرگرمکننده و ماندگار باقی مانده است.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.






















