5 فیلم که آتش انتقام را مثل جان ویک در دل‌تان شعله‌ور می‌کنند

اگر تماشای مجموعه جان ویک با آن ضرب‌آهنگ نفس‌گیر، دنیای پیچیده و طراحی اکشن بی‌نقصش شما را به دنبال فیلم‌هایی با حال‌وهوای مشابه کشانده، این فهرست دقیقاً همان چیزی است که دنبالش هستید. فیلم‌هایی که در ادامه معرفی می‌شوند، اگرچه نام جان ویک را یدک نمی‌کشند، اما از همان جنس خشم کنترل‌شده، خشونت هنرمندانه و انگیزه‌های انتقام‌جویانه بهره می‌برند؛ آثاری که با هر گلوله، هر تعقیب و گریز و هر نگاه سرد قهرمان‌شان، یادآور حس بی‌امان عدالت‌خواهی و انتقام‌اند.

در این آثار خبری از شخصیت جان ویک نیست، اما روح او در تک‌تک صحنه‌ها جاری‌ست. قهرمان‌هایی که چیزی برای از دست دادن ندارند، با دنیایی بی‌رحم روبه‌رو می‌شوند و تنها راه‌شان برای بقا، گرفتن انتقامی است که هیچ‌کس جرأتش را ندارد. اگر به دنبال فیلم‌هایی هستید که همان حس اضطراب، هیجان و خشم فروخورده را در شما زنده کنند، این پنج عنوان را از دست ندهید. هرکدام از آن‌ها می‌توانند جای خالی جان ویک را با قدرت پر کنند و شما را دوباره به دنیای تاریک و پرتنش انتقام بازگردانند.

1- Nobody

فیلم سینمایی Nobody

مدت زمان: ۹۲ دقیقه
کارگردان: ایلیا نایشولر
سال انتشار: ۲۰۲۱

در دنیای سینما، گاهی یک صحنه کوتاه کافی‌ست تا مخاطب را به تماشای یک فیلم ترغیب کند. فیلم اکشن Nobody دقیقاً از همین جنس است؛ بسیاری از بینندگان تنها با دیدن کلیپ‌هایی از صحنه‌های مبارزه در یوتیوب، به‌خصوص سکانس معروف اتوبوس، تصمیم گرفتند آن را کامل ببینند. در آن صحنه، هاچ منسل با بازی باب ادنکیرک، با خشونتی بی‌پرده و واقع‌گرایانه چند زورگو را از پا درمی‌آورد؛ صدای استخوان‌هایی که خرد می‌شوند، نفس‌های بریده، و ضربات سنگین، همه‌چیز آن‌قدر واقعی‌ست که تماشاگر را در لحظه غرق می‌کند.

Nobody داستان مردی‌ست که گذشته‌ای تاریک را پشت سر گذاشته و حالا در آرامش کنار خانواده‌اش زندگی می‌کند. اما این آرامش با ورود دو سارق به خانه‌اش فرو می‌ریزد و هاچ دوباره به همان مسیر خونین و پرتنش گذشته بازمی‌گردد. او که زمانی عضوی از یک سازمان مخفی بوده، حالا بار دیگر به دنیای خشونت کشیده می‌شود؛ دنیایی که در آن انتقام تنها زبان قابل فهم است.

برخلاف فیلم‌هایی مانند جان ویک که بر پایه دنیاسازی پیچیده و شخصیت‌های چندلایه بنا شده‌اند، Nobody روایت ساده‌تری دارد. تمرکز اصلی فیلم بر نمایش اکشن‌های نفس‌گیر و مبارزات فیزیکی است؛ و در این زمینه، به‌طرز چشمگیری موفق عمل می‌کند. هر صحنه مبارزه با دقت طراحی شده، دوربین‌ها ثابت‌اند و برداشت‌ها بلند، تا مخاطب بتواند جزئیات درگیری را با تمام وجود حس کند. طراحی صدا نیز به‌قدری دقیق و واقع‌گرایانه است که گویی خودتان وسط میدان نبرد ایستاده‌اید.

باب ادنکیرک، که پیش از این بیشتر با نقش‌های درام و طنز در سریال‌هایی چون Breaking Bad و Better Call Saul شناخته می‌شد، در Nobody چهره‌ای کاملاً متفاوت از خود به نمایش گذاشت. او برای ایفای نقش هاچ، بیش از دو سال تمرین‌های فیزیکی و رزمی پشت سر گذاشت تا بتواند به‌طور کامل در قالب یک ضدقهرمان اکشن فرو برود. نتیجه این تلاش، شخصیتی است که هم باورپذیر است و هم ترسناک؛ مردی که ظاهرش معمولی‌ست اما درونش آتشی از خشم و مهارت می‌سوزد.

Nobody نه‌تنها یک فیلم اکشن تماشایی است، بلکه یادآور این نکته است که گاهی قهرمانان واقعی، همان‌هایی هستند که در سکوت زندگی می‌کنند تا زمانی که مجبور شوند دوباره برخیزند. این فیلم با ترکیب خشونت بی‌پرده، بازی درخشان ادنکیرک و کارگردانی دقیق، تجربه‌ای هیجان‌انگیز و فراموش‌نشدنی را برای علاقه‌مندان به ژانر انتقام رقم می‌زند.

2- Monkey Man

Monkey Man

مدت زمان: ۱۲۱ دقیقه
کارگردان: دو پاتل
سال انتشار: ۲۰۲۴

پیش از آنکه جان ویک با چهره‌ای آشنا و تفنگی در دست به دنیای تبهکاران بازگردد، نامش در میان خلافکاران همچون افسانه‌ای ترسناک زمزمه می‌شد. اما در فیلم Monkey Man، با شخصیتی تازه‌نفس به نام کید روبه‌رو هستیم؛ مردی که در مسیر تبدیل شدن به افسانه‌ای دیگر گام برمی‌دارد. داستان او از جایی آغاز می‌شود که در پی انتقام خون مادرش و نابودی روستای محل زندگی‌اش، وارد دنیایی تاریک و بی‌رحم می‌شود؛ دنیایی که تنها قانونش، بقا از طریق خشونت است.

با نخستین نمایش Monkey Man، بسیاری آن را «جان ویک هندی» نامیدند؛ لقبی که با توجه به فضای بصری فیلم، طراحی لباس شخصیت اصلی و حال‌وهوای انتقام‌جویانه‌اش، چندان هم بی‌راه نیست. هر دو قهرمان با کت‌وشلوارهای تیره در دل نورهای تند و سایه‌های عمیق، در جست‌وجوی عدالت شخصی هستند. فیلم‌برداری با ریتمی کند و قاب‌هایی دقیق و پرجزئیات، یادآور سبک بصری مجموعه جان ویک است. اما این شباهت‌ها تنها در سطح باقی می‌مانند.

در حالی‌که مبارزات جان ویک با دقتی مثال‌زدنی طراحی شده‌اند و بیشتر به رقصی مرگبار شباهت دارند، در Monkey Man با خشونتی بی‌پرده و بی‌قاعده مواجه می‌شویم. نبردها در این فیلم نه‌تنها بی‌رحمانه‌ترند، بلکه زخم‌هایی که شخصیت اصلی متحمل می‌شود، آن‌قدر واقعی و دردناک به تصویر کشیده شده‌اند که ممکن است تماشاگر را وادار به بستن چشم‌هایش کنند.

در Monkey Man خبری از رگبار گلوله‌ها و اسلحه‌های پیشرفته نیست. در عوض، سلاح‌های بداهه و وسایل روزمره به ابزارهایی مرگبار تبدیل می‌شوند. اگر صحنه معروف استفاده جان ویک از کتاب یا مداد در ذهن‌تان مانده، باید بدانید که در این فیلم تقریباً هر مبارزه، چنین خلاقیتی را در خود دارد. از بطری شکسته گرفته تا وسایل آشپزخانه، همه‌چیز می‌تواند به ابزاری برای بقا بدل شود.

یکی از ویژگی‌های تحسین‌برانگیز فیلم، نحوه حرکت دوربین است. با پیشرفت داستان و افزایش مهارت‌های کید، دوربین نیز تغییر می‌کند؛ از حرکات پرتنش و لرزان در آغاز، به قاب‌هایی نرم و روان در پایان می‌رسد. این هم‌سویی بصری با رشد شخصیت، برای بسیاری از تماشاگران نقطه قوت اصلی فیلم به‌شمار می‌رود.

Monkey Man نه‌تنها داستانی از انتقام است، بلکه روایتی از دگرگونی درونی یک انسان است که از دل رنج و خشم، به نمادی از مقاومت و بیداری بدل می‌شود. فیلمی که با وجود شباهت‌های ظاهری‌اش به جان ویک، مسیر خودش را با جسارت و خشونتی بی‌پرده طی می‌کند و تجربه‌ای متفاوت اما آشنا برای دوست‌داران اکشن رقم می‌زند.

3- The Equalizer

دنزل واشنگتن در فیلم The Equalizer

مدت زمان: ۱۳۲ دقیقه
کارگردان: آنتوان فوکوآ
سال انتشار: ۲۰۱۴

فیلم The Equalizer داستان مردی را روایت می‌کند که در ظاهر زندگی‌ای آرام و بی‌حاشیه دارد، اما درونش طوفانی از گذشته‌ای تاریک و خشونت‌بار نهفته است. رابرت مک‌کال، با بازی دنزل واشینگتن، مردی منظم و خوش‌برخورد است که روزهایش را در یک فروشگاه ابزارآلات خانگی می‌گذراند و شب‌ها را با مطالعه کتاب سپری می‌کند. اما این آرامش ظاهری، پوششی برای گذشته‌ای است که او با صحنه‌سازی مرگ خود، تلاش کرده پشت سر بگذارد؛ گذشته‌ای که او را به‌عنوان مأمور مخفی یک سازمان دولتی درگیر دنیای جاسوسی و عملیات‌های مرگبار کرده بود.

ماجرای فیلم زمانی آغاز می‌شود که مک‌کال تصمیم می‌گیرد دختری را از چنگال یک شبکه جنایتکار روسی نجات دهد. این تصمیم، او را دوباره به دنیای خشونت و انتقام بازمی‌گرداند؛ اما برخلاف بسیاری از آثار اکشن که بر جلوه‌های اغراق‌آمیز تکیه دارند، The Equalizer با دقتی مثال‌زدنی و طراحی صحنه‌هایی حساب‌شده، مسیر متفاوتی را در پیش می‌گیرد. مک‌کال در مبارزاتش مانند یک ماشین دقیق عمل می‌کند؛ حتی زمان لازم برای از پا درآوردن دشمنان را با ساعتش اندازه‌گیری می‌کند، گویی هر حرکتش از پیش برنامه‌ریزی شده است.

فیلم در طراحی اکشن، به‌جای هیاهو و اغراق، بر نظم و کنترل تمرکز دارد. برداشت‌های بلند، حرکت‌های آهسته و قاب‌بندی‌های دقیق، نه‌تنها خشونت را به تصویر می‌کشند، بلکه آن را به ابزاری برای نمایش شخصیت مک‌کال تبدیل می‌کنند. خشونت در این فیلم صرفاً برای هیجان نیست؛ بلکه بخشی از روایت روان‌شناختی مردی است که با گذشته‌اش درگیر است و حالا با دقت و آرامش، عدالت را به شیوه خودش اجرا می‌کند.

The Equalizer با بازی درخشان دنزل واشینگتن، نه‌تنها یک فیلم اکشن تماشایی است، بلکه پرتره‌ای از مردی است که سکوتش از جنس تهدید است و آرامشش، مقدمه‌ای برای طوفان. اگر به دنبال اثری هستید که در آن خشونت با معنا و شخصیت‌پردازی گره خورده باشد، این فیلم انتخابی هوشمندانه خواهد بود.

4- Kingsman: The Secret Service

Kingsman: The Secret Service

مدت زمان: ۱۲۹ دقیقه
کارگردان: متیو وان
سال انتشار: ۲۰۱۵

اگر از طرفداران فیلم‌هایی هستید که اکشن را با خلاقیت بصری و تدوین پرانرژی ترکیب می‌کنند، Kingsman: The Secret Service می‌تواند یکی از انتخاب‌های هیجان‌انگیز شما باشد. این فیلم بریتانیایی با رویکردی تازه به ژانر جاسوسی، داستان جوانی به نام اگزی را روایت می‌کند که از دل خیابان‌های لندن وارد دنیای مأموران مخفی می‌شود. او با راهنمایی مربی‌اش، هری، به سازمانی فوق‌سری می‌پیوندد تا با تهدیدی جهانی به رهبری ریچموند ولنتاین مقابله کند؛ مردی با نقشه‌ای عجیب و خطرناک برای کنترل ذهن انسان‌ها.

Kingsman پر است از صحنه‌های درگیری نفس‌گیر و تیراندازی‌های مهندسی‌شده، اما آنچه آن را از دیگر آثار اکشن متمایز می‌کند، سبک خاص فیلم‌برداری و طراحی مبارزات آن است. یکی از برجسته‌ترین لحظات فیلم، سکانس کلیساست؛ صحنه‌ای که با ترکیب موسیقی، حرکات دوربین و خشونت کنترل‌شده، به یکی از ماندگارترین لحظات سینمای اکشن تبدیل شده است. در این فیلم خبری از لرزش‌های آزاردهنده دوربین نیست؛ هر حرکت با دقت طراحی شده و تماشاگر می‌تواند از جزئیات هر ضربه و واکنش لذت ببرد.

Kingsman نه‌تنها به فیلم‌های کلاسیک جیمز باند ادای احترام می‌کند، بلکه با افزودن طنز، شخصیت‌پردازی متفاوت و ابزارهای جاسوسی مدرن، هویتی مستقل برای خود می‌سازد. ضدقهرمان داستان، برخلاف کلیشه‌های رایج، لکنت زبان دارد، از خون می‌ترسد و به‌جای شام‌های مجلل، همبرگر مک‌دونالد را ترجیح می‌دهد. این ویژگی‌ها باعث شده شخصیت‌ها انسانی‌تر و قابل‌درک‌تر باشند.

مارک استرانگ در نقش مربی فنی مأموران، نقشی مشابه شخصیت Q در مجموعه باند را ایفا می‌کند. او مسئول آزمون‌های ورودی و پشتیبانی تکنولوژیک مأموران است و با آرامش و دقت، نقش مهمی در پیشبرد مأموریت‌ها دارد.

Kingsman: The Secret Service با ترکیب اکشن، طنز، جاسوسی و شخصیت‌هایی غیرکلیشه‌ای، تجربه‌ای سرگرم‌کننده و متفاوت را ارائه می‌دهد. اگر به دنبال فیلمی هستید که هم آدرنالین‌تان را بالا ببرد و هم لبخند بر لب‌تان بنشاند، این اثر و دنباله‌های آن را از دست ندهید.

5- Polar

Kingsman: The Secret Service

مدت زمان: ۱۱۹ دقیقه
کارگردان: یوناس اوکرلوند
سال انتشار: ۲۰۱۹

فیلم Polar اثری اکشن و تاریک با فضایی سرد و خشن است که در آن مس میکلسن، بازیگر مطرح دانمارکی، نقش دانکن ویزلا را ایفا می‌کند؛ قاتلی بازنشسته که برخلاف میلش دوباره وارد میدان نبرد می‌شود. داستان از جایی آغاز می‌شود که کارفرمای سابق ویزلا تصمیم می‌گیرد برای حذف او جایزه‌ای تعیین کند. حالا دانکن باید در دل زمستان یخ‌زده ایالت مونتانا، با موجی از قاتلان حرفه‌ای روبه‌رو شود و برای زنده ماندن بجنگد.

Polar با الهام از سبک نئو نوآر، ترکیبی از خشونت اغراق‌شده، مبارزات بی‌رحمانه و جلوه‌های بصری چشم‌نواز را ارائه می‌دهد. مبارزات فیلم به سبک گان‌فو طراحی شده‌اند؛ نبردهایی که در آن سلاح گرم و حرکات رزمی در هم تنیده می‌شوند. با این حال، برخلاف فیلم‌هایی مانند John Wick که با دقت در طراحی صحنه‌ها و هماهنگی بی‌نقص دوربین شناخته می‌شوند، Polar در بخش فیلم‌برداری و دنیاسازی کمی سطحی‌تر عمل می‌کند. روایت داستان نیز پیچیدگی خاصی ندارد و بیشتر بر هیجان لحظه‌ای و ضرب‌آهنگ تند تکیه دارد.

با وجود این نقاط ضعف، حضور مس میکلسن نقطه قوت اصلی فیلم است. او با چهره‌ای سرد، نگاه‌هایی سنگین و بازی‌ای کنترل‌شده، شخصیت دانکن را به‌گونه‌ای به تصویر می‌کشد که مخاطب نمی‌تواند چشم از او بردارد. کاریزمای ذاتی میکلسن باعث شده حتی در صحنه‌هایی که فیلم از نظر فنی دچار افت می‌شود، جذابیت حفظ شود.

یکی از ویژگی‌های جالب Polar، استفاده از سلاح‌های متنوع و صحنه‌های درگیری خلاقانه است. در این فیلم، خشونت نه‌تنها ابزاری برای بقاست، بلکه به‌نوعی زبان بصری تبدیل شده که شخصیت‌ها از طریق آن با جهان اطراف خود ارتباط برقرار می‌کنند. فضای سرد و برفی مونتانا نیز به‌خوبی با حال‌وهوای شخصیت اصلی هماهنگ است و حس انزوا، خطر و بی‌رحمی را تقویت می‌کند.

در مجموع، Polar اثری‌ست که اگرچه در برخی بخش‌ها به اندازه رقبای هم‌سبک خود دقیق عمل نمی‌کند، اما با ریتم سریع، مبارزات خشن و بازی قدرتمند میکلسن، می‌تواند تجربه‌ای سرگرم‌کننده و پرتنش برای علاقه‌مندان به ژانر اکشن و انتقام باشد. اگر به دنبال فیلمی هستید که در آن یک ضدقهرمان خسته اما مرگبار، در برابر موجی از دشمنان ایستادگی می‌کند، Polar انتخابی قابل‌توجه خواهد بود.

 

 
بیشتر بخوانید :
نقد و بررسی فیلم The Electric State (الکتریک استیت)

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: