فصل دوم Peacemaker ثابت کرده که داستان‌های جهان‌های موازی همچنان محبوب هستند

فصل دوم سریال «Peacemaker» ثابت می‌کند که هنوز حرفی برای گفتن درباره مفهوم چندجهانی باقی مانده است.

در دنیایی که مفهوم چندجهانی در آثار علمی‌تخیلی به‌قدری تکرار شده که بسیاری از مخاطبان از آن خسته شده‌اند، فصل دوم سریال «Peacemaker» از شبکه HBO Max نشان می‌دهد که اگر روایت درستی داشته باشی، هنوز می‌توان چیز تازه‌ای درباره آن گفت.

به گزارش رسانه گیمزرادار، در قسمت آغازین فصل جدید، شخصیت اصلی یعنی «کریستوفر اسمیت» ملقب به Peacemaker (با بازی جان سینا) وارد نسخه‌ای جایگزین از دنیای DC می‌شود؛ جایی که زندگی‌اش به‌ظاهر کامل و بی‌نقص است. او در آن دنیا یک ابرقهرمان محبوب است، پدرش (آگی/اژدهای سفید) که در فصل قبل مجبور به کشتنش شد، زنده است و او را دوست دارد. حتی برادرش کیت، که در کودکی به‌طور تصادفی باعث مرگش شد، در این جهان زنده است.

در این نسخه جایگزین، Peacemaker عضوی از تیم ابرقهرمانی محبوبی به نام «The Top Trio» است و رابطه‌ای عاشقانه با امیلیا هارکورت (با بازی جنیفر هالند) دارد؛ زنی که در دنیای اصلی DCU حسرتش را می‌خورد.

برخلاف دنیای اصلی که Peacemaker در آن با زخم‌های روحی، تحقیر از سوی دیگر قهرمانان و احساس طردشدگی مواجه است، این جهان جایگزین نشان می‌دهد که اگر در مکان مناسب باشد، می‌تواند خوشحال باشد.

جیمز گان، نویسنده و کارگردان سریال، در مصاحبه‌ای گفته که این فصل را نباید صرفاً یک داستان چندجهانی دانست. او آن را بیشتر شبیه رمان «زندگی متقابل» اثر فیلیپ راث می‌داند؛ بازتابی از یک زندگی دیگر، نه صرفاً یک جهان موازی. با این حال، وجود «اتاق گسترش کوانتومی» که در فصل اول معرفی شد و امکان دسترسی به ۹۹ بُعد دیگر را فراهم می‌کند، نشان می‌دهد که با تعریفی از چندجهانی طرف هستیم، حتی اگر گان بخواهد آن را جور دیگری بنامد.

در مقایسه با استفاده‌های سطحی و پرزرق‌وبرق از چندجهانی در آثار MCU مانند «Doctor Strange in the Multiverse of Madness» یا «Spider-Man: No Way Home»، فصل دوم Peacemaker تمرکز خود را بر شخصیت‌پردازی گذاشته است. به‌جای نمایش‌های پرستاره و لحظات «یادتونه؟»، این سریال به بررسی درونیات شخصیت اصلی می‌پردازد؛ اینکه اگر نسخه‌ای دیگر از خودش را ببیند که زندگی بهتری دارد، چه واکنشی نشان می‌دهد.

این رویکرد یادآور فیلم «Everything Everywhere All at Once» است که با وجود ابعاد عجیب‌وغریب، در اصل داستانی درباره خانواده و روابط مادر و دختر بود. همچنین شباهت‌هایی با سریال «Counterpart» با بازی جی.کی. سیمونز دارد که در آن دو جهان موازی از سال ۱۹۸۷ منشعب شده‌اند و تمرکز اصلی بر شخصیت‌هاست، نه صرفاً ساختار علمی‌تخیلی.

گان در ادامه گفته که این فصل، بیش از آنکه درباره Peacemaker باشد، درباره «کریستوفر اسمیت» است؛ هویت واقعی پشت نقاب.

در نهایت، سؤال اصلی این است: آیا مخاطبان از چندجهانی خسته شده‌اند؟ یا فقط از آثاری که بدون توجه به مسیر احساسی شخصیت‌ها، صرفاً به دنبال نمایش‌های پرزرق‌وبرق هستند؟

Peacemaker فصل دوم نشان می‌دهد که اگر داستان از دل شخصیت بیرون بیاید، چندجهانی نه‌تنها خسته‌کننده نیست، بلکه می‌تواند بستری برای روایت‌های عمیق‌تر و انسانی‌تر باشد.

 

 

 
بیشتر بخوانید :
فصل سوم انیمه Blue Lock و فیلم لایو اکشن آن به‌طور رسمی تایید شد

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: