فیلم Venom: The Last Dance تنها یک نکته مثبت دارد و آن هم این است که بهعنوان پایانی بر سهگانه ونوم با بازی تام هاردی عمل میکند. دنیای مرد عنکبوتی سونی پیکچرز از همان ابتدا پر از مسائل و چالشهای مختلفی بود. در این مجموعه، با اینکه دشمنان مرد عنکبوتی حضور دارند، اما خود اسپایدرمن هیچگاه دیده نمیشود و این موضوع به یک نقطه ضعف بزرگ تبدیل شده است. موفقیت اولین فیلم ونوم باعث شد تا سونی به این نتیجه برسد که به ابرقهرمان محبوب مارول نیازی ندارد، اما ادامه این روند نشان داد که سونی به مشکلات خودساختهای گرفتار میشود که از آنها گریزی نیست.
فیلم Venom: The Last Dance از ابتدا بهعنوان پایانبخش سهگانه ونوم با بازی تام هاردی معرفی شد و سونی قصد دارد تا با این فیلم پایانی را رقم بزند که تماشاگران را هیجانزده و تحت تأثیر قرار دهد. اما سونی فراموش کرده است که ونوم در دنیای فیلمهای این شرکت تأثیرگذاری و جذابیت شخصیتهایی مثل آیرون من با بازی رابرت داونی جونیور یا کاپیتان آمریکا با بازی کریس ایوانز را ندارد. خبر ناخوشایند این است که بعید است کسی برای ونوم با بازی تام هاردی دلتنگ شود.
از سوی دیگر، این پایانی بر مسیری است که سونی با ساخت فیلمهای ونوم انتخاب کرده است. این انتخابهای سونی همواره با چالشهایی همراه بوده و این فیلم نیز از این قاعده مستثنی نیست. با اینکه سونی تلاش کرده است تا با داستانی قوی و جذاب به پایان مناسبی برای ونوم برسد، اما عدم حضور خود مرد عنکبوتی و جذابیت کمتر شخصیت ونوم، ممکن است نتیجه نهایی را تحت تأثیر قرار دهد.
در نهایت، فیلم Venom: The Last Dance بهعنوان پایان سهگانه ونوم با بازی تام هاردی ممکن است فرصتی برای بازنگری در استراتژیهای سونی و دنیای مرد عنکبوتی باشد. باید منتظر ماند و دید که این فیلم چگونه توسط منتقدان و مخاطبان مورد استقبال قرار خواهد گرفت و آیا سونی میتواند با این فیلم به اهداف خود دست یابد یا خیر.

فیلم Venom: The Last Dance با بازگشت به دنیای اصلی خود شروع میشود و همان فضای کمدی فیلم قبلی را ادامه میدهد، بدون تغییر قابلتوجهی. در ابتدا فیلم با معرفی تهدیدی بزرگ بهنام نال آغاز میشود که با استایلی مشابه فیلمهای تبدیلشوندگان مایکل بی به تصویر کشیده میشود، اما این تهدید به سرعت کمرنگ میشود و تنها نام او در طول فیلم بارها تکرار میشود. مشکل اصلی فیلمهای ونوم از همان ابتدا آشکار بوده و این مشکل همچنان در این فیلم نیز به قوت خود باقی است.
فیلم Venom: The Last Dance نه تنها مشکلات دو فیلم قبلی را به ارث برده، بلکه با مشکلات جدیدی نیز مواجه شده است. ونوم در اصل یکی از دشمنان معروف مرد عنکبوتی است و در این فیلمها بهعنوان یک ضد قهرمان به تصویر کشیده میشود. با اینکه در کمیکها ونوم نیز چنین مسیری را طی میکند، اما تغییر هویت سریع یک تهدید فضایی چندان باورپذیر نیست. در این فیلم، سیمبیوتها دیگر بهعنوان تهدید معرفی نمیشوند، بلکه بهعنوان موجوداتی به تصویر کشیده میشوند که بهدنبال پناهگاه هستند و قصد نابودی زمین را ندارند. این موضوع تناقضات زیادی با اتفاقات دو فیلم گذشته ایجاد میکند و بیشتر شبیه به فیلمهای Transformers به نظر میرسد.
درواقع از همان ابتدا میتوان فهمید که دلیل شکست دنیای خلقشده توسط سونی، بیهویتی فیلمهای آن است. دنیایی که خبری از مرد عنکبوتی در آن نیست و دلیلی برای وجود دشمنان او نیز وجود ندارد. اکنون سیمبیوتها دیگر گونهای خطرناک و مهاجم نیستند و هویت آنها بهدلیل عدم حضور شخصیت اصلی سری تغییر کرده است. این تغییر هویت مثل یک خودکشی است و ترس و وحشتی که از سیمبیوتها انتظار میرفت، در اینجا عملاً از بین رفته است. بهجای آن، شاهد موجوداتی هستیم که به راحتی با افراد مختلف پیوند میخورند و مشکلی ایجاد نمیکنند.
به طور کلی، فیلم Venom: The Last Dance نشاندهنده مسیر نادرستی است که سونی در ساخت فیلمهای ونوم انتخاب کرده است. با وجود تلاشهایی که برای ایجاد پایان جذاب و هیجانانگیز برای این سهگانه صورت گرفته، فیلم نمیتواند به تأثیرگذاری شخصیتهای مشهور مارول مانند آیرون من یا کاپیتان آمریکا نزدیک شود و احتمالاً کسی برای ونوم با بازی تام هاردی دلتنگ نخواهد شد.

فیلم Venom: The Last Dance نه تنها مشکلات فیلمهای قبلی را به ارث برده، بلکه به تعداد مشکلات بیشتری هم اضافه کرده است. بیهویتی، به عنوان یکی از مهمترین معضلات، همچنان در این فیلم نیز بهوضوح دیده میشود و به نظر میرسد سازندگان فیلم به نقطهای رسیدهاند که خود نیز نمیدانند از اینجا به کجا باید بروند. آیا مشکل فیلم کمبود خشونت است؟ یا شاید درجه سنی فیلم؟ یا شاید شوخیها و بخشهای کمدی؟ هر یک از این عوامل میتوانند بهتنهایی یکی از مشکلات فیلم باشند، اما بزرگترین مشکل این است که ونوم و همنوعانش دیگر هویتی ندارند.
با غیاب اسپایدرمن، دیگر حتی به ونوم مثل یک ضدقهرمان هم نگاه نمیشود و او عملاً به یک قهرمان تبدیل شده است که حتی ترسناک هم نیست. او همیشه شوخی میکند و به یک کمدین تبدیل شده است که تفاوتی با شخصیتهایی مثل ددپول یا هارلی کویین ندارد. شاید سونی چنین ایدهای را در ذهن داشته باشد، اما فراموش کرده است که هر شخصیت نمیتواند با یک الگو و فرمول مشابه نتیجه مثبتی بگیرد و این ایده صرفاً به یک شکست منجر شده است. بخشی از این مشکلات هم به تام هاردی بازمیگردد که درواقع ایده شوخیهای ونوم و ادی براک از او بوده است.
مشکل اصلی این است که شوخیهای طراحی شده جذاب نیستند و عملاً با شخصیت ونوم و حتی ادی براک هماهنگ نیستند و نمیتوانیم با آنها ارتباط برقرار کنیم. این شوخیها عموماً لوس و بیمزه هستند و نه کمکی به بهتر شدن شخصیت ونوم میکنند و نه فیلم را بهتر میکنند. میزان استفاده از شوخیها نسبت به دو فیلم قبلی به شکل غیرمعمولی افزایش یافته است و این موضوع با داستان فیلم و تهدیدات مطرح شده در آن، تناقض دارد. در واقع، بیننده هرگز قرار نیست از تهدیدات شکل گرفته بترسد یا وحشت کند، زیرا سازندگان فیلم این ترس را با شوخیهای بیمورد از بین بردهاند.
در نهایت، فیلم Venom: The Last Dance مسیری را نشان میدهد که سونی برای ساخت فیلمهای ونوم انتخاب کرده است. با وجود تلاشهای فراوان برای ایجاد یک پایان جذاب و هیجانانگیز برای این سهگانه، فیلم نمیتواند به تأثیرگذاری شخصیتهای معروف مارول مانند آیرون من یا کاپیتان آمریکا نزدیک شود و احتمالاً کسی برای ونوم با بازی تام هاردی دلتنگ نخواهد شد.

همانطور که اشاره کردیم، تام هاردی خود بخشی از مشکلات این فیلم را تشکیل میدهد و یکی از نکات جالب توجه، بازی بسیار ناامیدکننده او در نقش ادی براک است. اگر بگوییم هاردی در مجموع در دو فیلم اول ونوم بازی قابل قبولی ارائه کرده، بیراه نگفتهایم؛ اما در فیلم Venom 3، بازی او به شدت ضعیف است و حتی تحمل او در برخی صحنهها برای مخاطب بسیار سخت میشود. به نظر میرسد که او به زور شوخیها و دیالوگها را اجرا میکند و مشخص نیست که آیا هدف سازندگان نمایش براک تحت فشار بوده یا هدف دیگری در پشت صحنه وجود داشته است.
تام هاردی یکی از ضعیفترین بازیهای خود را در فیلم Venom: The Last Dance به نمایش گذاشته و به یکی از مشکلات اصلی این فیلم تبدیل شده است. در واقع، هاردی در این فیلم یکی از ضعیفترین بازیهای چند سال اخیر خود را ارائه داده است. حتی نمیتوان گفت که ارتباط او با ونوم، که در دو فیلم اول به خوبی به تصویر کشیده شده بود، در این فیلم نیز حفظ شده است. رابطه و دوستی آنها در فیلم سوم مصنوعی و خستهکننده به نظر میرسد و چیز جدیدی برای ارائه وجود ندارد. خود هاردی هم تلاش بیشتری نمیکند تا به نقش خود عمق بیشتری ببخشد. شاید هاردی از بازی در نقش ونوم خسته شده باشد یا دیگر امیدی به دنیای سونی ندارد؛ این موضوع حتی عجیبتر میشود که خود او بر بخش زیادی از تغییرات شخصیتی ونوم نظارت داشته و صاحب نظر بوده است.
این عملکرد ضعیف باعث میشود تا شخصاً ترجیح دهم اگر قرار باشد روزی ونوم را در دنیای سینمایی مارول (MCU) ببینیم، بازیگر بسیار متفاوتی برای این نقش انتخاب شود و تا جای ممکن از نسخه ونوم دنیای سونی دوری شود. با این حال، بازیگران جدید نیز قرار نیست چیزی تازه به فیلم اضافه کنند و در عوض شاهد اضافه شدن شخصیتهای جدیدی هستیم که هیچکدام جذابیتی ندارند و نگران سرنوشت آنها نخواهیم بود. بسیاری از این شخصیتها قدرت سیمبیوت را دریافت میکنند و اهداف شخصی خود را دنبال میکنند، اما در نهایت این شخصیتها پوچ و بیمعنا هستند؛ نه شخصیتپردازی درستی دارند و نه بودن یا نبودن آنها در فیلم اهمیتی دارد.

صحنههای اکشن فیلم Venom: The Last Dance نیز کیفیت مطلوبی ندارند. در دو فیلم اول، با دشمنی سیمبیوتی روبهرو بودیم، اما در این فیلم با موجوداتی مواجه هستیم که وظیفهشان کشتن سیمبیوتهاست. شاید در ابتدا انتظار داشتیم که صحنههای اکشن جذابتری ببینیم، اما نتیجه نهایی کاملاً ناامیدکننده است. صحنههای اکشن فیلم عمقی ندارند و ونوم بیشتر دقایق فیلم را در حال فرار میگذراند و با شخصیتی مبارزه میکند که در شرایط عادی توانایی کشتن او را ندارد.
مشکل اصلی این است که دوران چنین ایدههایی گذشته است؛ اینکه موجوداتی به تصویر کشیده شوند که در نهایت راهی برای شکستشان وجود نداشته باشد، ایدهای منقضی است. فیلم پر از چنین ایدههایی است و همین موضوع باعث میشود تا وقتی به اکشن پایانی فیلم میرسیم، تنها نگاهی تاسفبار به آن داشته باشیم و حتی علاقهای به تماشای آن نداشته باشیم. این موضوع واقعاً یک فاجعه است که سونی بهخوبی از پس آن برآمده و دنیایی را ساخته است که حتی نمیتوان در آن یک فیلم سرگرمکننده را شاهد بود.
فیلم Venom: The Last Dance قرار است نقش پایانی بر ونوم ادی براک با بازی تام هاردی را داشته باشد و این تنها خبر خوبی است که فیلم به بیننده میدهد. دیگر قرار نیست ونومی را ببینیم که بیشتر شبیه یک دلقک و کمدین است و خبری از آن ترس و وحشتی که این شخصیت در دل بیننده و دشمنانش ایجاد میکرد، نیست. دلیل دیگر، تام هاردی است که خود به یک مشکل اصلی برای این نقش تبدیل شده و یکی از ضعیفترین نمایشهای خود را در این فیلم ارائه داده است. اینکه او دیگر نقش ونوم را بازی نخواهد کرد، خبری خوب برای هر دو طرف است.

در پایان فیلم، آیا زمینهای برای ادامه داستان ونوم در قالبی متفاوت مثل شخصیت ایجنت ونوم فراهم شده است؟ پاسخ بهطور کلی منفی است. داستان نال نشاندهنده هیچ پتانسیلی برای ادامه یافتن نیست. شاید تنها نکته مثبت، صدای اندی سرکیس باشد که برخلاف صدای ونوم که در بیننده حسی از ترس ایجاد نمیکند، صدای نال بهدرستی همان تأثیر مورد انتظار را دارد. این موضوع ناامیدکننده است که حضور اندی سرکیس در نقش نال در چنین اثری هدر رفته است و شاید دیگر فرصتی برای بازی در این نقش نداشته باشد. اما بهترین خبر این است که پرونده دنیای سونی بسته میشود و بهتر است هرگز بازگشایی نشود.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.




















