نقد فیلم آخرین شوگرل (The Last Showgirl) | درامی تراژیک درباره هنر و شهرت

فیلم آخرین شوگرل یک درام انسانی است که به زندگی و عواطف انسانی توجه نشان می‌دهد.

کارگردان این فیلم جیا کاپولا، نوه کاپولای معروف، است و این سومین اثر او در مقام کارگردان است. دو فیلم قبلی او، پالو آلتو و جریان اصلی که به‌ترتیب در سال‌های ۲۰۱۳ و ۲۰۲۰ ساخته شدند، نشان دادند که جیا کاپولا در مسیر درستی قدم برداشته است. فیلم پالو آلتو که در دنیای نوجوانان سیر می‌کند، به‌نوعی جهان آخرین شوگرل را همراه خود دارد، دنیای آن فیلم نیز فروپاشیده است.

فیلم جریان اصلی (Mainstream) در کارنامه جیا کاپولا، او را به جلو می‌اندازد و نشان می‌دهد که کاپولا در حال طی مسیری است که او را شاید در جهان سینما متمایز کند. جریان اصلی نیز همانند فیلم پالو آلتو، دنیایی فروپاشیده دارد و شخصیت‌هایش به‌دنبال هویت خودشان هستند؛ یک جهان‌منحصربه‌فرد که تا این فیلم، یعنی آخرین شوگرل نیز ادامه داشته است. آخرین شوگرل از لحاظ نوع درام و روایت ترکیبی از دو اثر قبلی فیلمساز است.

نقد فیلم آخرین شوگرل (The Last Showgirl)
فیلم آخرین شوگرل با ایده‌ای جهانی و شناخته‌شده همراه است. این اثر به‌راحتی می‌تواند در هر جایی به نمایش درآید و ارتباط خوبی با مخاطبان برقرار کند، به‌ویژه کسانی که شبیه شخصیت اصلی قصه، آرزوهای بزرگی دارند. ایده این فیلم بسیار خوب و کارآمد است و قابلیت توجه فراوانی دارد.

داستان آخرین شوگرل روایت زنی به نام شلی با بازی پاملا اندرسون است که پس از ۳۸ سال مجبور به بازنشستگی می‌شود، آن هم بدون حقوق بازنشستگی و بیمه. این قصه آشنا و قابل درک برای همه‌جای جهان است و با هیچ فرهنگ و جغرافیایی بیگانه نیست. شلی زندگی خود را وقف آرزوهایی کرده که اکنون باید از آن‌ها دست بکشد.

نمایش پرزرق‌وبرق، نام تئاتری است که شلی و دوستانش هر شب اجرا می‌کنند. اما قرار است که این نمایش لغو شود و یک گروه سیرک جای آن‌ها را بگیرد. این اتفاق برای شلی بسیار دردناک است زیرا او همه زندگی‌اش را وقف این نمایش کرده است. پس از برملا شدن خبر تعطیلی این نمایش، فیلم درام خود را آغاز می‌کند و بیننده را درگیر کشمکش‌های درونی شخصیت اصلی می‌کند.

شلی در شرایطی مجبور به ترک کارش می‌شود که می‌بیند همه‌چیزش را از دست داده است؛ گذشته‌ای پر از مشکلات که رهایش نمی‌کند و آینده‌ای نامعلوم که از روزهای سپری‌شده تیره‌تر است. در همین زمان، دختر شلی از راه می‌رسد و او را بابت گذشته سرزنش می‌کند. شلی در محاصره دردناک واقعیت‌های زندگی قرار می‌گیرد و نمی‌تواند از خود دفاع کند. همه او را سرزنش می‌کنند و او از دید دختر و پدر دخترش مقصر است.

نقد فیلم آخرین شوگرل: درامی جهان‌شمول

تمامی شخصیت‌های اطراف شلی در فیلم آخرین شوگرل، دنیایی بهم‌ریخته و ناآرام دارند. هیچ‌کس در این فیلم زندگی آرامی را تجربه نمی‌کند. حتی مردان داستان نیز حال خوبی ندارند. ادی که خانه‌ای ندارد، قرار است تا ابد در تماشاخانه زندگی کند. او زنی در زندگی‌اش نیست و برای فرار از تنهایی به مهمانی‌هایی می‌رود که میزبانانش از او متنفرند. دنیای شخصیت‌های آخرین شوگرل، شبیه به دنیای فیلم‌های نوآر است؛ به همان اندازه بهم‌ریخته، تلخ و تقدیرگرا. گویا تقدیر رهایشان نمی‌کند و هیچ‌کدامشان خانواده‌ای ندارند و کسی در خانه منتظرشان نیست. ادی در محل کارش شام می‌خورد و می‌خوابد و دوست شلی نیز در باری که کار می‌کند، دوش می‌گیرد و در ماشینش می‌خوابد.

دنیای شخصیت‌های آخرین شوگرل، شبیه به دنیای فیلم‌های نوآر است؛ به همان اندازه بهم‌ریخته، تلخ و تقدیرگرا.

دردناک‌ترین و دراماتیک‌ترین صحنه فیلم جایی است که شلی، مری و جودی در رختکن لباس‌ها در حال گریه هستند. با اینکه جودی و مری هنوز جوان هستند و وقت کافی برای بازسازی زندگی‌شان دارند، اما کنار شلی اشک می‌ریزند زیرا می‌دانند سرنوشت محتوم‌شان همین چیزی است که بر سر شلی آمده است. تمامی شخصیت‌های نمایش پرزرق‌وبرق زندگی بی‌فروغی دارند. زرق‌وبرق آن‌ها تنها برای دیگران است؛ دیگرانی که چندان در قاب کارگردان نمی‌آیند. کارگردان تصمیم درستی گرفته است؛ او نه روی نمایش تمرکز می‌کند و نه روی تماشاگران، فقط هیاهوی زیاد برای هیچ!

این همه درد و عذاب برای نمایشی است که نه خودش در قاب کارگردان اهمیتی پیدا می‌کند و نه تماشاگرانش. چیز زیادی از این نمایش نمی‌فهمیم و اصلاً نمی‌دانیم که چه روایتی روی صحنه می‌رود. پرزرق‌وبرق چه نوع تئاتری است که زندگی همه را نابود کرده است؟ شلی از دخترش گذشته و آنت نیز شیفت شب می‌گیرد زیرا خانه‌ای برای ماندن ندارد. کارگردان قضاوتی نمی‌کند؛ او هر آنچه هست را نشان می‌دهد. شوگرل داستان دردناک آدم‌های جهان ماست. اصلاً مگر ما چند بار فرصت زندگی را داشته‌ایم که بتوانیم تصمیم‌های درست بگیریم؟

چه کسی تعیین می‌کند که شلی مقصر است یا نه؟ آیا ادی و دخترش در جایگاهی هستند که او را مواخذه کنند؟ این چه جهانی است که او را از همه طرف محاصره کرده و تحت فشار قرار داده است؟ شلی در حال حاضر بهای تصمیماتش را می‌پردازد. اگر به زندگی او دقیق شویم، می‌بینیم که شلی بجای انتخاب خانواده‌اش، صحنه را برگزیده است. اگر دخترش را انتخاب می‌کرد، حالا سوگوار صحنه بود. در هر صورت شلی حالش بد می‌شد؛ هر انتخابی تاوانی دارد و این تاوان‌ها زندگی آدم‌های این قصه را از بیخ‌وبن نابود کرده است.

شخصیت‌های این قصه در اختیار خودشان نیستند و چیزی دیگری سرنوشت‌شان را هدایت می‌کند.

شخصیت‌های این قصه در اختیار خودشان نیستند و چیزی دیگری سرنوشت‌شان را هدایت می‌کند. شلی و دوستانش نماد همه آدم‌هایی هستند که در جهان واقعی زندگی می‌کنند. این شخصیت‌های سرگشته به هیچ‌کجای این دنیا تعلق ندارند؛ آن‌ها وصله‌های ناجوری هستند که تنها مورد استفاده دیگران قرار می‌گیرند و دور انداخته می‌شوند. شلی یا باید در اختیار دخترش باشد و یا در اختیار سیاست‌گذاری‌های صاحبان تماشاخانه.

یکی از عناصر جذاب فیلم که برای مخاطب جالب است، لحن و فضاسازی آن است. لحن آخرین شوگرل تلخ است و تا جایی پیش می‌رود که مخاطب با قهرمان داستان همذات‌پنداری می‌کند. فیلمساز با استفاده از پالت‌های رنگی نسبتاً گرم در میان لحن سرد و تلخ، تصاویری زرق‌وبرق‌دار می‌سازد. این تمهید هوشمندانه بخشی از جذابیت فیلم است؛ ترکیب سردی و گرمی فیلم، تضاد جهان بیرونی و درونی شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشد.

شلی و دوستانش دنیای درونی تلخی دارند اما مجبورند در زرق‌وبرق غرق شوند و لبخند بزنند.

اما مشکل فیلم آخرین شوگرل کجاست؟ این فیلم ایده‌ی بسیار خوبی دارد و به همین دلیل نباید اینقدر زود به پایان می‌رسید. فیلم زمان کافی به شخصیت‌ها نمی‌دهد تا جهان درونی‌شان را بهتر به مخاطب نشان دهند. با توجه به اینکه فیلم بر کشمکش‌های درونی تمرکز دارد، فیلمساز باید زمان بیشتری را به کنش‌ها و واکنش‌هایی که شلی و دوستانش با آن‌ها درگیر هستند، اختصاص می‌داد. این جنبه از فیلم ضربه می‌خورد و کم می‌آورد.

آخرین شوگرل به دلیل ایده تکان‌دهنده‌ای که دارد، لیاقت این را داشت که بیشتر پرداخت شود و مصائب شلی را به‌طور عمیق‌تری به تصویر بکشد. این فیلم می‌توانست بهتر از آب دربیاید، شخصیت‌هایش را بهتر پرداخت کند و اندکی دیرتر تمام شود.

 

 

 
بیشتر بخوانید :
نقد قسمت اول فصل دوم سریال The Last of Us و عناصر تأثیرگذار آن

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: