سریال The Last of Us با اقتباس از یکی از محبوبترین بازیهای ویدیویی ساخته شده است. این سوال همواره مطرح میشود که آیا سریال توانسته بهطور کامل به داستان، شخصیتها و فضای بازی وفادار بماند؟
در فصل دوم، و بهویژه قسمت سوم، تفاوتهای محسوسی بین سریال و بازی مشاهده میشود. با وجود برخی شباهتها در شخصیتپردازی و مسیر داستانی، تغییراتی در نحوه روایت و جزئیات برخی صحنهها به چشم میخورند.
یکی از تغییرات قابلتوجه، سکانس آغازین قسمت سوم است که در بازی وجود نداشت. نمایش پیامدهای وقایع قسمت قبل، از جمله تأثیرات حادثه بر شهر جکسون و آمادگی برای خاکسپاری جوئل، کاملاً جدید بوده و جزئیاتی را ارائه میدهد که در بازی به شکل دیگری روایت شده بودند.
در ادامه این قسمت، ساعت جوئل بهعنوان نمادی از گذشته او نمایش داده میشود. این لحظه تأکیدی بر تراژدی داستان دارد و بهگونهای پیوندی احساسی بین جوئل و خاطرات او ایجاد میکند که در نسخه بازی به شکل متفاوتی حس میشد.
سریال، با همه تغییرات و خلاصهسازیهایش، تلاش کرده تا روح کلی داستان بازی را حفظ کند، اما تفاوتهای ساختاری و شیوه پیشبرد روایت باعث شده تا تجربه تماشای سریال، از تجربه بازی کردن The Last of Us Part II، کاملاً متمایز باشد.
یکی از تفاوتهای قابل توجه میان بازی The Last of Us Part II و سریال، مدت زمان بهبود یافتن الی پس از مرگ جوئل است. در بازی، الی با وجود آسیبهای وارده، خیلی زود و بدون وقفه برای انتقام آماده میشود. او تنها دچار کبودیهای سطحی بوده و هیچ نشانهای از نیاز به استراحت طولانیمدت ندارد. روند داستانی این نسخه از بازی به گونهای طراحی شده که سرعت وقایع و واکنشهای الی بدون مکث ادامه پیدا کند.
در سریال، شرایط به شکل متفاوتی به تصویر کشیده شده است. الی پس از اتفاقات رخ داده، دچار جراحات جدی به خصوص در ناحیه ریههای خود میشود. این آسیبها او را مجبور میکنند که برای مدت سه ماه دوران نقاهت را سپری کند تا به وضعیت مطلوبی برای ادامه مسیرش برسد. این تغییر در روایت، باعث میشود تا مخاطبان، تاثیرات عاطفی و جسمی مرگ جوئل را به شکلی محسوستر روی شخصیت الی مشاهده کنند.
بازدید دوباره از خانه جوئل یکی از بخشهای خاطرهانگیز سریال بود که شباهتها و تفاوتهایی با نسخه بازی داشت. برخی جزئیات مانند کلاه موجود در یکی از اتاقها، به عنوان یک ایستراگ اشارهای به فلشبک جشن تولد الی داشت. همچنین مجسمههای چوبی دیدهشده در این قسمت، مشابه نمونههایی بودند که در نسخه بازی وجود داشتند. این نشانهها بهنوعی پیوندی میان داستان سریال و محتوای اصلی بازی برقرار میکردند.
اما در بخشهای کلیدی، وفاداری به بازی همچنان حفظ شده بود. سکانسهایی مانند پیدا کردن ساعت، تفنگ و ژاکت جوئل کاملاً مطابق با جزئیات بازی بودند و بدون تغییر خاصی ارائه شدند. این بخش بدون اضافه کردن عناصر جدید، توانست فضای احساسی بازی را بازآفرینی کند و وفاداری آن به منبع اصلی را حفظ کند.
اختلافات داستانی سریال و بازی The Last of Us
یکی از نکات کلیدی که باعث تأخیر در رویارویی الی با ابی و گروهش در سریال شد، ناآگاهی او از هویت این افراد بود. در بازی، این اطلاعات توسط تامی جمعآوری میشود، چرا که او موفق به شناسایی ارتش WLF میگردد. اما در نسخه سریالی، وظیفه انتقال این اطلاعات بر عهده دینا قرار میگیرد. دلیل این تغییر، حضور تامی در زمان مرگ جوئل در موقعیت دفاع از شهر جکسون است، که باعث میشود او نتواند روی تحقیق درباره مهاجمان تمرکز کند.
نحوه تصمیمگیری و واکنش تامی به وقایع نیز میان بازی و سریال تفاوت دارد. در بازی، تامی پس از صحبت با ماریا، فرصت یک روزهای را برای بررسی گزینههای انتقام درخواست میکند. با این حال، برخلاف انتظار، او همان شب جکسون را ترک کرده و صبح روز بعد مشخص میشود که تصمیم خود را گرفته است. این حرکت ناگهانی، نشاندهنده تعهد شخصی او به یافتن حقیقت و گرفتن انتقام بود.
در مقابل، سریال این موضوع را به شکل متفاوتی نمایش داده و آن را به یک بحث گروهی تبدیل میکند. در این نسخه، جلسهای برگزار میشود تا تمامی افراد شهر بتوانند نظر خود را درباره اقدام متقابل بیان کنند. تامی در سریال تمایل کمتری به مقابله مستقیم نشان میدهد و بیشتر نگران حفظ امنیت شهر جکسون است. در نتیجه، برخلاف بازی که ماریا به الی و دینا اجازه خروج میدهد، در سریال این دو شخصیت بدون اعلام رسمی و کاملاً مخفیانه از شهر خارج میشوند.
مقایسه حضور گروه Seraphites در سریال و بازی
سریال The Last of Us در قسمت سوم، برای نخستین بار گروه Seraphites را معرفی میکند، اما برخلاف انتظار، این گروه در مواجهه اولیه، قدرت چندانی از خود نشان نمیدهند. در این نسخه، اعضای Seraphites بیشتر در نقش افرادی دیده میشوند که تحت تأثیر حضور ارتش WLF قرار گرفته و از رویارویی مستقیم با آنها هراس دارند.
در بازی، این گروه که به نام اسکارز نیز شناخته میشوند، به دلیل روشهای خشن و بیرحمانه خود شهرت دارند. آنها نیرویی قدرتمند محسوب شده و در برخورد با WLF، بدون هیچ ترس یا تردیدی به دنبال نابودی نیروهای این ارتش هستند. درگیریهای میان این دو گروه در بازی همواره متعادل و دوطرفه به نظر میرسد، بهگونهای که WLF هیچگاه برتری مطلق بر Seraphites ندارد.
سریال تصمیم گرفته تا نقش این گروه را در روند داستانی کمی متفاوتتر از بازی نمایش دهد. در این نسخه، اعضای Seraphites به شکلی آسیبپذیرتر و محتاطتر تصویر شدهاند که تا حد زیادی تحت فشار نیروهای WLF قرار دارند. این تغییر باعث میشود تا تنش و فضای داستانی، به شکلی متفاوت نسبت به بازی جلوه کند و مسیر اتفاقات به گونهای بازنویسی شود که ویژگیهای هر گروه در آن به شکل جدیدی به نمایش گذاشته شوند.
تفاوتهای داستانی سریال و بازی The Last of Us
سکانس مربوط به قبر جوئل در سریال از نظر وفاداری به بازی، تا حد زیادی حفظ شده است. با این حال، یکی از جزئیات اضافهشده که لحظهای احساسی را به این صحنه بخشیده، دانههای قهوهای است که الی روی قبر جوئل قرار میدهد. این حرکت اشارهای مستقیم به علاقه جوئل به قهوه دارد، علاقهای که در بازی تنها در قالب یک دیالوگ کوتاه بیان شده بود. این تغییر کوچک، به عمق رابطه الی و جوئل اضافه کرده و احساسی تأثیرگذارتر به این لحظه بخشیده است.
نحوه مرور خاطرات شب جشن نیز در نسخه سریالی و بازی تفاوت دارد. در بازی، الی و دینا هنگام رسیدن به پناهگاه یوجین، گفتوگویی درباره اتفاقات آن شب شکل میدهند. این لحظه در بازی به عنوان بخشی از پیشبرد داستان در فضای بسته و امن پناهگاه طراحی شده بود. اما در سریال، این مکالمه زمانی اتفاق میافتد که آنها در مسیر حرکت به سمت سیاتل متوقف شده و درون چادر مشغول استراحت هستند. تغییر محل این گفتوگو باعث شده تا حال و هوای مکالمه متفاوت باشد و تأثیرگذاری آن در فضایی صمیمیتر و غیررسمیتر جریان پیدا کند.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.



















