فریدا مکفادن و رمان پرفروشش برای علاقهمندان به داستانهای عاشقانه و جنایی نامی آشناست.
طبیعی است که اثری با این میزان محبوبیت میان خوانندگان، نظر تهیهکنندگان سینما را نیز به خود جلب کند. فیلم خدمتکار اقتباسی سینمایی از همین کتاب است که تلاش میکند در مدت زمانی حدود دو ساعته، تمامی وقایع رمان را فشرده سازی کند. این اقتباس سینمایی ناگزیر از حذف بخشهایی از کتاب بوده و همزمان المانهای سینمایی متعددی را نیز به اثر افزوده است.
هشدار: در ادامه بخشی از داستان فیلم فاش میشود
ابتدا باید اشاره کرد که این فیلم نیز همچون رمان مبدأ خود، اثری عامهپسند محسوب میشود. به این معنا که مخاطب باید صرفاً با نیت سرگرمشدن به تماشای آن بنشیند. نباید در خدمتکار به دنبال لایههای معنایی عمیق و فرم خاصی گشت؛ تنها کافی است از هیجان آن لذت برد. شخصیت اصلی این داستان میلی نام دارد که سیدنی سوئینی نقش آن را ایفا میکند. میلی در شرایطی ناپایدار به سر میبرد؛ آزادی مشروط دارد، شبها در ماشین میخوابد و برای استحمام به سرویسهای بهداشتی عمومی پناه میبرد. این وضعیت آشفته او را بر آن میدارد تا در خانه وینچسترها به عنوان خدمتکار مشغول به کار شود؛ جایی که هم سرپناهی دارد و هم غذایی برای خوردن.
فیلم از همان دقایق آغازین شروع به ارائه نشانههایی میکند که همگی در جهت ایجاد فضایی متعلق به ژانر تعلیق و وحشت عمل میکنند. میلی در نخستین لحظات ورود با باغبانی عجیب مواجه میشود، رمز ورود به خانه را نمیداند، اتاقی که برای او در نظر گرفته شده در زیر شیروانی قرار دارد و فاقد تهویه مناسب است. مهمتر از همه، نمای بیرونی خانه یادآور معماری گوتیک است و خاطره فیلمهای ترسناک را در ذهن بیننده زنده میکند. تمامی این موارد کافی است تا مخاطب حدس بزند در پس این آرامش ظاهری، طوفانی عظیم در راه است. نینا وینچستر در روز نخست با مهربانی فراوان خانه را به میلی نشان میدهد، اما در روز دوم همه چیز دگرگون میشود و میلی با جهنمی واقعی روبهرو میگردد.
در این نقطه درام اصلی شکل میگیرد و بیننده در تلاش است تا راز پنهان در پشت رفتارهای نینا وینچستر را کشف کند. میلی در خانه وینچسترها روزگار ناپایداری را سپری میکند و فیلم به ارائه نشانههایی میپردازد که حساسیت مخاطب را برمیانگیزد. بر اساس الگوهای رایج ژانر، بیننده انتظار دارد با اثری تعلیقانگیز و شوکهکننده همراه با المانهای ویژه این سبک مواجه شود، اما چنین اتفاقی رخ نمیدهد. کارگردان تلاش میکند با بحرانهای بسیار کوچک روایت را پیش ببرد. توهینهای نینا به میلی یا اتهام خرابکاریزدن به او، آن چنان گرانش لازم برای یک تریلر روانشناختی را ایجاد نمیکند.
رفتارهای نینا شاید در کوتاهمدت تعلیق مختصری خلق کند، اما در بلندمدت به وزنه مؤثری تبدیل نمیشود. در بخش ابتدایی فیلم، آنچه بیش از همه خودنمایی میکند حسادت زنی روانپریش به زنی دیگر است که در صورت بیکاری حتی سرپناهی ندارد. این حسادتها و درگیریها به هیچ وجه نمیتواند بستر مناسبی برای شکلگیری و تداوم بحران در یک تریلر فراهم کند. در حقیقت همه این موارد پیروی از یک الگوی تکراری و امتحانپسداده است: خانهای مجلل با رازهای سنگین پشت پرده. از سوی دیگر نقطه عطف فیلم یعنی جایی که اندرو میلی را به تئاتر میبرد، به جای آنکه در راستای ژانر تریلر حرکت کند، فیلم را به سمت یک عاشقانه عامهپسند سوق میدهد و انسجام اثر را از بین میبرد.
نبود لحنی یکپارچه در خدمتکار، مخاطب را سردرگم میکند. بیننده تا پیش از بخش پایانی نمیتواند تشخیص دهد فیلم اساساً درباره چیست. خدمتکار اثری چندپاره با ساختاری نامنسجم است که سکانسهای آن نمیتوانند ارتباطی دراماتیک و پیوسته با یکدیگر برقرار کنند. از ابتدای فیلم تا جایی که اندرو و میلی شبی را با هم میگذرانند، روایت اصلاً در قالب تریلر نمیگنجد. پس از آن برای مدت کوتاهی به عاشقانه تبدیل میشود و سپس لحنی تعلیقانگیز و روانشناختی به خود میگیرد. به عبارت دیگر در هر بخش از خدمتکار، شاهد سبک سینمایی متفاوتی هستیم. این آشفتگی لحن باعث میشود مخاطب تا پیش از رسیدن به نقطه پایانی، درک درستی از موضوع فیلم نداشته باشد. در دو بخش نخست، مسئله مشخصی مطرح نمیشود و تلاش میلی برای بقا نمیتواند کمبود ایدههای ژانری را جبران کند.
فیلم خدمتکار تنها یک پیچش داستانی دارد که روایت را از نظر ژانری اقناع میکند. به این معنا که اگر به دنبال یک تریلر روانشناختی هستید، تنها بخش پایانی خدمتکار ارزش تماشا دارد. جایی که تعلیق به اوج خود میرسد و بحران شکل جذابی به خود میگیرد. از سوی دیگر فیلم از نظر عمق روانشناختی دچار فقر است. حادثه محرک داستان به مشکلات روانی اندرو مربوط میشود، اما آیا این شخصیت از نظر روانی به اندازه کافی پرداخته شده است؟ کارگردان به موشکافی تمایلات روانی ضدقهرمان خود برای پیشبرد روایت نمیپردازد. ما صرفاً با یک شخصیت روانی سادیسمی مواجهیم که ظاهراً عقده ادیپ هم دارد، اما پاسخ بسیاری از پرسشها در این زمینه بیپاسخ میماند.
در مقابل، شخصیتهای نینا و میلی وضعیت قابلقبولتری دارند. آنها به عنوان محصول جامعهای به تصویر کشیده میشوند که زنان در آن از امنیت کافی برخوردار نیستند. به نظر میرسد فیلمساز بیش از آنکه به دنبال استحکام بخشیدن به الگوهای ژانری و نوآوری در این زمینه باشد، در پی گسترش جهانبینی فمنیستی خود است. این توجه افراطی به محتوای ایدئولوژیک، خدمتکار را به اثری شعارزده تبدیل کرده است. تا جایی که مخاطب متوجه میشود فیلم ارزشهای سینمایی خود را فدای تفکرات فمنیستی کرده است؛ اتفاقی که در کارنامه این کارگردان سابقه تکرار دارد.
این فیلم را میتوان یک تریلر اقتباسی شتابزده ارزیابی کرد. اثری که بیشتر جنبه سرگرمکنندگی دارد تا اینکه بخواهد حرف تازهای به ژانر خود اضافه کند یا روایتی جذاب و پخته در سینمای اقتباسی ارائه دهد. از ایدههای روانشناختی بهره میگیرد، به خشونت متوسل میشود، اما قادر نیست هیچیک از این مفاهیم را آنگونه که شایسته یک اثر سینمایی است، به درستی پرورش دهد. ایدههای ژانری آن سطحی و گذرا هستند و نمیتوان به تعلیقی که میآفریند چندان خوشبین بود. خدمتکار از این جهت مورد توجه منتقدان قرار گرفت که اقتباسی از یک رمان پرفروش است، وگرنه این فیلم را نمیتوان اثری قابلتوجه و جدی تلقی کرد.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.






















