همه چیز درباره تازه‌ترین ساخته کریستوفر نولان؛ از روایت اسطوره‌ای ادیسه تا غول‌های بازیگر و زمان اکران روی پرده

کریستوفر نولان پس از آنکه موفق شد با فیلم اوپنهایمر جایزه اسکار را از آن خود کند، حالا سراغ قدیمی‌ترین داستانی رفته که بشر تاکنون روایت کرده است. پرسش اینجاست که اثر تازه او تا چه اندازه می‌تواند تعریف تازه‌ای از سینمای حماسی به نمایش بگذارد.

تابستان سال ۲۰۲۶ میلادی، سینمای جهان پذیرای یکی از جاه‌طلبانه‌ترین پروژه‌هایی خواهد بود که تاکنون در این صنعت کلید خورده است. کارگردانی که پیش از این با آثاری همچون میان‌ستاره‌ای، تلقین و اوپنهایمر توانست مرزهای میان علم، فلسفه و سرگرمی را کنار بزند، این بار به سراغ کهن‌ترین خاستگاه داستان‌سرایی انسان رفته است.

فیلم موردنظر The Odyssey نام دارد و چیزی فراتر از بازآفرینی یک اثر حماسی از هومر محسوب می‌شود؛ در حقیقت این پروژه کوششی است برای بازتعریف کامل مفهوم فیلم حماسی. شرکت یونیورسال پیکچرز پشتیبانی از این اثر را بر عهده دارد. نکته قابل توجه اینکه مقاله پیش‌رو قدیمی نیست و به مناسبت انتشار ویدیوی معرفی جدید این فیلم، مجدداً روی خروجی قرار گرفته است.

والپیپر فیلم The Odyssey

چرا کریستوفر نولان سراغ «اودیسه» رفت؟

پس از موفقیت جهانی اوپنهایمر که هم بیش از یک میلیارد دلار در گیشه فروش داشت و هم جوایز اصلی اسکار را تصاحب کرد، بسیاری منتظر بودند ببینند کریستوفر نولان در گام بعدی به سراغ چه پروژه‌ای خواهد رفت. انتخاب «اودیسه» هومر توسط فیلم‌سازی که به واقع‌گرایی و آثار علمی‌-تخیلی زمینی مشهور است، در ابتدا تصمیمی غیرمنتظره به نظر می‌رسید. با این حال، مرور آثار او نشان می‌دهد که رگه‌های این حماسه در سرتاسر کارنامه‌اش پراکنده است. برای نمونه، در «میان‌ستاره‌ای»، شخصیت کوپر را می‌توان نسخه‌ای امروزی از اودیسئوس دانست؛ قهرمانی که در پهنه بی‌پایان فضا سرگردان است و برای بازگشت به خانه و دخترش می‌جنگد.

نولان در گفت‌وگوهای اخیر خود تأیید کرده که ایده ساخت یک حماسه یونانی را بیش از دو دهه در ذهن داشته است. جالب اینکه استودیو برادران وارنر در سال ۲۰۰۴ ابتدا او را برای کارگردانی فیلم «تروآ» در نظر داشت، اما نولان مسیر دیگری را انتخاب کرد و ساخت «بتمن آغاز می‌کند» را بر عهده گرفت؛ فیلمی که آغازگر سه‌گانه موفق «شوالیه تاریکی» شد. اکنون، پس از حدود بیست سال و همراه با تجربه‌ای عظیم و فناوری‌هایی تازه، او دوباره به ایده قدیمی خود بازگشته تا خلأیی را پر کند که به گفته خودش در سینمای امروز احساس می‌شود.

پس از «اوپنهایمر»، نولان با «اودیسه» هومر وارد سفری می‌شود که مرز میان اسطوره و واقعیت را کم‌رنگ می‌کند.
این فیلم نخستین پروژه اوست که به‌طور کامل تحت پرچم یونیورسال پیکچرز ساخته می‌شود؛ تصمیمی که پایان همکاری بیست‌ساله‌اش با برادران وارنر را رسمی می‌کند. نولان «اودیسه» را اثری می‌داند که مرز ژانرها را درمی‌نوردد. هرچند در ظاهر یک اکشن اساطیری است، اما به باور او عناصر وحشت، معما، عاشقانه و حتی تریلر سیاسی نیز در متن آن تنیده شده‌اند؛ چرا که به گفته نولان، این داستان در اصل «مادرِ تمام قصه‌ها» است.

فیلم اُدیسه کریستوفر نولان

خلاصه داستان فیلم ادیسه: سفری در مسیر بازگشت به خویشتن

فیلم The Odyssey به ستون اصلی حماسه جاودانه هومر وفادار می‌ماند، اما با توجه به نگاه خاص کریستوفر نولان به شخصیت‌پردازی، می‌توان انتظار داشت که روایت، ابعاد روان‌شناختی عمیق‌تری پیدا کند. داستان از پایان جنگ ده‌ساله تروآ آغاز می‌شود؛ جایی که اودیسئوس، پادشاه خردمند ایتاکا، پس از پیروزی یونانیان قصد دارد به خانه بازگردد. با این حال، سفری که قرار بود چند هفته بیشتر طول نکشد، در پی خشم خدایان و رشته‌ای از حوادث تلخ و پیش‌بینی‌ناپذیر، به سرگردانی ده‌ساله‌ای در دریاها تبدیل می‌شود.

در حالی که اودیسئوس با هیولاهای سهمگین، نیروهای فراطبیعی و وسوسه‌هایی خطرناک روبه‌رو است، در ایتاکا اوضاع رو به آشوب می‌رود. پنلوپه، همسر وفادارش، با گروهی از خواستگاران گستاخ مواجه است که قصر را تصرف کرده‌اند و با تصور مرگ پادشاه، در پی تصاحب تاج‌وتخت و وادار کردن ملکه به ازدواج هستند.

حماسه هومر به‌خاطر ساختار غیرخطی‌اش شهرت دارد؛ روایتی که از میانه ماجرا آغاز می‌شود و از طریق بازگشت به گذشته، لایه‌های داستان را آشکار می‌کند. این همان شیوه‌ای است که نولان در آن مهارت ویژه‌ای دارد. از همین رو، احتمال می‌رود فیلم به‌صورت هم‌زمان چند خط روایی را دنبال کند: تلاش تلماخوس برای یافتن پدر، ایستادگی پنلوپه در برابر خواستگاران و ماجراهای گذشته و حال اودیسئوس در سفر پرمخاطره‌اش.

والپیپر امپایر فیلم The Odyssey

زمان اکران فیلم ادیسه نولان چه هنگام خواهد بود؟

سال ۲۰۲۶ در فصل گرما، سالن‌های سینما در سراسر کره زمین منتظر رقم خوردن یکی از عظیم‌ترین لحظات تاریخ سینما خواهند بود. فیلم The Odyssey که با سرمایه‌ای سرسام‌آور و فناوری‌های بدیع و نوظهور جلوی دوربین رفته، روز ۲۶ تیر ماه ۱۴۰۵ که مصادف است با ۱۷ جولای ۲۰۲۶، روی پرده‌های نقرهای خواهد رفت. کریستوفر نولان پس از آن پیروزی بی‌نظیری که با اوپنهایمر به دست آورد، حالا قصد دارد با این پروژه تازه، دیوار بین واقعیت و افسانه را فرو بریزد و اثری را بسازد که در یک لحظه هم طعم باشکوه فیلم‌های کلاسیک را بچشاند و هم نفس تازه فناوری مدرن را به تماشاگر هدیه بدهد.

یکی از بازیگران فیلم اُدیسه نولان

بازیگران فیلم ادیسه

برای اینکه چهره‌های ماندگار حماسه هومر جان تازه‌ای بگیرند و روی پرده نقرهای نفس بکشند، کارگردان سراغ فراخواندن یکی از درخشان‌ترین و پرآوازه‌ترین گروه‌های بازیگری در تمام سال‌های حیات هنر هفتم رفته است. آنچه در این فهرست می‌بینیم، ترکیب زیرکانه‌ای از چهره‌هایی است که بارها با نولان کار کرده‌اند و استعدادهای تازه‌ای که تازه دارند راه خودشان را در هالیوود پیدا می‌کنند.

مت دیمون که بعد از همکاری در میان‌ستاره‌ای و اوپنهایمربه یکی از نزدیک‌ترین و کلیدی‌ترین همکاران کارگردان تبدیل شده بود، حالا مسئولیت سنگین جان بخشیدن به اودیسیوس را بر دوش گرفته. به گفته نولان، شخصیت اصلی فیلم قرار نیست یک قهرمان عاری از اشتباه و خطا باشد؛ بلکه موجودی است با هوشی عجیب، نقشه‌هایی پیچیده، روحیه‌ای مکار و ابعاد وجودی دشوار و عمیق. خود مت دیمون هم توی یک گفتگو اعلام کرده که برای باورپذیر شدن صحنه‌ها، واقعاً او را به دکل یک کشتی بسته بودند و وسط امواج آب گذاشته بودند.

تام هالند، همان ستاره دنیای ابرقهرمانی مارول این بار در قامت پسر اودیسیوس ظاهر می‌شود. نقشی که قرار است زیر سایه سنگین پدر دست و پا بزند، برای پیدا کردن هویت واقعی‌اش راهی سفری پرخطر بشود تا بالاخره بفهمد چه بلایی سر پدر آمده.

آن هاتاوی، کسی که قبلاً ما را با سلینا کایل و املیا برند شگفت‌زده کرده بود، حالا در قالب پنلوپه برگشته. شخصیتی که نماد وفاداری و صبر و تیزهوشی زنانه است؛ زنی که باید در دل محیطی خشن و مردانه از قصر و خانواده خودش محافظت کند.

و اما بقیه ستاره‌ها، زندیا در لباس آتنا ظاهر می‌شود، شارلیز ترون جادوگر را سیرسه می‌شود، رابرت پتینسون آنتینوس را بازی می‌کند، جان برنتال نقش منلائوس را برعهده دارد، بنی سفدی آگاممنون می‌شود، جان لگویزمائو ائومایوس است، میا گاث ملانتو را به تصویر می‌کشد و هیمش پاتل یوریلوخوس را روی پرده می‌برد.

کریستوفر نولان مشغول فیلم‌برداری با دوربین آیمکس

جادوی آیمکس یک انقلاب فنی در پرده نقره‌ای است

کریستوفر نولان از سال‌ها پیش تا حالا هیچ وقت پنهان نکرده که عاشق واقعی دوربین‌های آیمکس است. اما این بار با فیلم ادیسه، انگار خودش هم تصمیم گرفته جوری از مرزها عبور کند که قبلاً هیچ کس جراتش را نداشته. می‌دانید چه خبر است؟ این فیلم اولین اثر در کل تاریخ سینماست که صد در صد با آن دوربین‌های غول‌پیکر ۷۰ میلی‌متری آیمکس ضبط شده. نه، اشتباه نکنید؛ در کارهای قبلی نولان مثل دانکرک یا تنت، بخش‌هایی که شخصیت‌ها با هم حرف می‌زدند را معمولاً با دوربین‌های معمولی می‌گرفتند. اما این یکی فرق دارد.

بزرگ‌ترین مشکلی که تا امروز جلوی فیلمبردارها می‌ایستاد، صدای عجیب بلند موتور آن دوربین‌های آیمکس بود. آنقدر بلند که اگر می‌خواستی صحنه آرامی ضبط کنی، عملاً صدای دیالوگ بازیگرها گم می‌شد و هیچ چیزی قابل شنیدن نبود. نولان برای حل این معما دست به کار شد با هویت ون هویتما، همان مدیر فیلمبرداری نابغه‌ای که سال‌هاست کنارش کار کرده. این دو نفر برای فیلم ادیسه یک سیستم کاملاً جدید اختراع کرده‌اند به اسم «بلیمپ». این دستگاه در واقع یک پوشش عایق صوتی فوقالعاده پیشرفته است که دورتادور بدنه دوربین را می‌گیرد و صدای آن را آنقدر پایین می‌آورد که بشود نیم متر آنطرف‌تر از صورت بازیگر بایستی و حتی صدای نفس کشیدن یا زمزمه کردنش را با بالاترین کیفیت ممکن ضبط کرد. خود نولان این موفقیت را «هیجان‌انگیز» توصیف کرده و می‌گوید حالا تماشاگر بالاخره می‌تواند صمیمی‌ترین و انسانی‌ترین لحظات داستان را با همان کیفیت نفس‌گیر و خیره‌کننده‌ای ببیند که صحنه‌های اکشن را دیده.

اما ماجرا فقط به دوربین و صدا ختم نمی‌شود. نولان از قدیم گفته بود که با پرده سبز و افکت‌های کامپیوتری میانه خوشی ندارد. برای ادیسه این قضیه از همیشه جدی‌تر است. او بیش از دو میلیون فوت فیلم خام مصرف کرده و هیچ لوکیشنی را در استودیو و روی کاغذ دیواری سبز نساخته. برای اینکه بشود اقیانوس‌های دست‌نیافتنی قصه هومر را جاندار نشان بدهد، تیمش را چهار ماه برده وسط آب‌های آزاد. مت دیمون خودش تعریف می‌کند: «نولان هیچ وقت تماشاگرش را فریب نمی‌دهد. اگر در فیلم می‌بینی که دارم از دست یک سیکلوپ فرار می‌کنم، بدان که واقعاً دارم وسط یک سازه عظیم می‌دوم، نه در یک اتاق خالی که پر از پرده سبز است.»

اودیسئوس در فیلم The Odyssey

خشم امواج یا خدایان در پوست طوفان؛ روایت نولان از ماوراءالطبیعه در ادیسه هیچ شباهتی به کلیشه‌ها ندارد

یکی از پرسش‌هایی که این روزها خیلی سر زبان‌ها افتاده، این است که بالاخره نولان می‌خواهد خدایان یونانی و موجودات عجیب و غریب قصه ادیسه را چطور روی پرده ببرد؟ آدمی که همیشه دلش خواسته برای همه چیز یک توضیح فیزیکی و منطقی پیدا کند، این جا چه کرده؟ خودش توی گفت‌وگویی با مجله امپایر یک کلید جذاب به مخاطب داده: اگر می‌خواهید بدانید خدایان در فیلم من چه شکلی هستند، باید خودتان را بگذارید جای آدم‌های قدیم، همان‌هایی که هزاران سال پیش این قصه را شنیدند.

از نگاه نولان، آن موجودات افسانه‌ای قرار نیست شبیه آدمیزاد از پشت ابرها سرک بکشند. نه، حضورشان را باید در چیز دیگری جست: در دل طوفان‌هایی که ناگهان جان قهرمان را می‌گیرند، در امواج عظیمی که انگار قصد دارند کشتی را قورت بدهند، در دل زمینی که می‌لرزد و آتشفشانی که فوران می‌کند. چیزهایی که ما امروز خیلی ساده با علم هواشناسی و زمین‌شناسی توضیهشان می‌دهیم، برای اودیسیوس و مردم روزگارش عین اراده خدایان بوده. بنابراین اگر انتظار دارید پوزئیدون را به شکل پیرمردی ریش‌دار ببینید که نیزه به دست پشت ابرها راه می‌رود، بهتر است از حالا خیالتان را راحت کنید. خشم او را در قالب یک موجِ عظیمِ به‌شدت غیرعادی خواهید دید؛ موجی که انگار حسود و کینه‌توز است و هدف مشخصی دارد.

اما ماجرای موجوداتی مثل سیکلوپ فرق می‌کند. آنجا نولان سراغ هنر عروسک‌گردانی مکانیکی رفته، همان انیماترونیک قدیمی که بازیگر می‌تواند واقعاً در کنارش بایستد و وزن و حضور فیزیکی غول را با تمام وجود حس کند. به این می‌گویند پیوند زدن واقع‌گرایی محسوس با اساطیر انتزاعی؛ همان امضایی که قرار است این فیلم را برای همیشه خاص و به‌یادماندنی کند.

مت دیمون در فیلم اُدیسه

وسعت جغرافیایی عظیم در مکان‌های فیلم‌برداری: از کویرهای مراکش تا یخ‌های ایسلند در پروژه نولان

فرآیند تولید فیلم The Odyssey چیزی فراتر از یک پروژه سینمایی معمولی بوده و بیشتر شبیه یک مأموریت اکتشافی در مقیاس جهانی عمل کرده است. کریستوفر نولان برای بازآفرینی چهره جهان باستان، تیمش را به صعب‌العبورترین و بکرترین نقاط کره زمین فرستاده تا هیچ صحنه‌ای در استودیو و روی کاغذ دیواری سبز ساخته نشود.

مراکش؛ بازسازی تروآ در دل شن‌های سرخ
گروه تولید در روستای تاریخی «آیت بن حدو» مستقر شدند تا شهر افسانه‌ای تروآ را از نو بسازند. سازه‌های عظیم چوبی و سنگی با الهام از معماری یونان باستان در میان تپه‌های شنی مراکش قد برافراشتند تا بستر مناسبی برای ضبط سکانس‌های آغازین فیلم و حماسه اسب تروآ فراهم شود.

یونان و سیسیل؛ اصالت تاریخی در لوکیشن‌های واقعی
برای بخش‌هایی از داستان که به سرزمین اصلی اودیسیوس مربوط می‌شد، منطقه «مسینا» در یونان انتخاب گردید. سازه‌های باستانی به جای مانده از دوران باستان و غارهای کنار دریا در این منطقه، جوی اصیل و باورپذیر به روایت بخشیده‌اند. جزیره «فاوینیانا» در سیسیل ایتالیا نیز وظیفه بازنمایی «جزیره بزها» را بر عهده داشته است.

ایسلند؛ پلی میان عالم مردگان و دنیای زندگان
مرموزترین بخش فیلم The Odyssey بدون تردید سکانس‌های مربوط به سفر اودیسیوس به قلمرو مردگان (هادس) است. نولان برای اینکه این فضای وهم‌آلود و نفس‌گیر را به درستی منتقل کند، سراغ یخچال‌های طبیعی و زمین‌های آتشفشانی ایسلند رفته است. تضاد تماشایی میان آتش و یخ در طبیعت این کشور، بهترین نماد بصری برای برزخی است که اودیسیوس در آنجا با ارواح گذشتگان روبرو می‌شود.

لودویگ گورانسون

موسیقی و صدا: وقتی صدای دریا با ارکستر گورانسون همصدا می‌شود؛ نگاهی به لایه‌های پنهان موسیقی ادیسه

لودویگ گورانسون، همان چهره‌ای که در اوپنهایمر همکاری درخشانی با نولان داشت، حالا دوباره برگشته تا مسئولیت ساخت موسیقی متن حماسه تازه کارگردان را بر عهده بگیرد. این آهنگساز که همیشه به تلفیق سازهای کلاسیک با صداهای الکترونیک امروزی شهره بوده، برای این پروژه دست به کار جالبی زده: سراغ سازهای اصیل یونان باستان رفته و از تکنیک‌های ضبط صدا در دل آب هم کمک گرفته است. آنچه گورانسون دنبالش بوده، یک موسیقی صرفاً حماسی نیست؛ او می‌خواهد صدایی خلق کند که همزمان «طعم دریا و جنس تقدیر» را به تماشاگر بچشاند. بودجه ۲۵۰ میلیون دلاری فیلم، سهم قابل توجهی را به بخش مهندسی صوتی فوق‌پیشرفته اختصاص داده تا مخاطب در سالن‌های آیمکس واقعاً احساس کند وسط طوفان‌های دریای مدیترانه ایستاده و موج‌ها از اطرافش می‌گذرند.

اُدیسه هومر

جدال دیرینه تاریخ و اسطوره؛ آیا اُدیسه یک داستان واقعی است؟

این پرسش برای سالیان متمادی و شاید قرن‌های متوالی، ذهن پژوهشگران و عاشقان ادبیات کلاسیک را به خود مشغول کرده است. از نگاه یونانیان روزگار باستان، این حماسه هرگز یک داستان تخیلی و ساختگی نبود؛ بلکه آنها آن را بخشی از گذشته دور و حقیقی خود می‌پنداشتند. برای آنها جنگ تروآ یک رویداد واقعی محسوب می‌شد، همانطور که قهرمانانی مثل اودیسیوس را شخصیت‌هایی تاریخی قلمداد می‌کردند. نقاشی‌های به جا مانده از دوران‌های بعدی، مانند اثر کریستوف توماس دِژورج با عنوان «اولیس در دراگینیان»، به خوبی نشان می‌دهند که تخیل اروپاییان در طول تاریخ چطور این روایت را در قالبی تصویری و تاریخی بازآفرینی کرده است.

اما مواجهه مورخان با این داستان شکلی کاملاً متفاوت دارد. تحقیقات امروزی هیچ مدرک محکم و قطعی به دست نداده که بتواند وجود عینی شخصیت‌های این قصه یا رویدادهایی که در آن شرح داده شده را تأیید کند. به اعتقاد تاریخ‌نگاران، آنچه پیش رو داریم نه یک سند تاریخی که بخشی از سنت شفاهی یونان باستان به شمار می‌رود؛ اسطوره‌ای که سالیان سال سینه به سینه نقل شده تا سرانجام هومر آن را در هیبتی شاعرانه و ماندگار ثبت کرده است.

نکته جالب اما اینجاست که اگرچه ادیسه انباشته از افسانه و موجودات خیالیست، بسیاری از سرزمین‌ها و پهنه‌های آبی که هومر توصیف کرده، ریشه‌ای کاملاً واقعی دارند. همان سواحل، جزیره‌ها و دریاهایی که قهرمان داستان در سفرش از آنها عبور می‌کند، همگی برگرفته از جغرافیای ملموس دریای مدیترانه هستند. همین تلفیق هوشمندانه خیال و واقعیت بود که ادیسه را به یکی از تأثیرگذارترین متون در کل تاریخ ادبیات تبدیل کرد؛ متنی که از یک سو اسطوره می‌آفریند و از سوی دیگر ردپاهای جهان حقیقی را در خود پنهان کرده است.

اُدیسه هومر

آیا خواندن اُدیسه‌ هومر پیش از تماشای فیلم ضروری است؟

در برابر این پرسش که آیا تماشاگران حرفه‌ای باید پیش از اکران فیلم نولان سراغ اصل داستان بروند یا خیر، پاسخ روشن این است که همه چیز به سلیقه و رویکرد شخصی خود فرد بازمی‌گردد. اگر از آن دسته افرادی هستید که دوست دارید پیش از نشستن روی صندلی سینما، نقشه کامل روایت را در ذهن داشته باشید، قطعاً مراجعه به نسخه اصلی انتخاب هوشمندانه‌ای خواهد بود. اما باید پذیرفت که زبان دیرینه و ساختار وزن‌دار و شاعرانه اثر هومور، گاهی حتی برای مشتاقان واقعی هم سخت و طاقت‌فرسا می‌شود.

برای این گروه از مخاطبان، راه حل ساده‌تری هم وجود دارد: بازنویسی مدرن و روانی که استیون فرای از این حماسه به دست داده است. او در مجموعه محبوبش درباره افسانه‌های یونانی، از خدایان و جنگاوران گرفته تا ماجرای تروا، روایت ادیسه را به زبانی امروزی و جذاب بازگو کرده است. متنی که همزمان هم آموزش‌دهنده است، هم سرگرم‌کننده، و مهمتر از همه اینکه شما را به خوبی نسخه اصلی هومر با اصل ماجرا آشنا می‌کند.

کریستوفر نولان با ساختن ادیسه در حقیقت دارد به عقب برمی‌گردد، به همان روزهای باشکوه و طلایی سینمای کلاسیک. او این بار از آثار غول‌هایی مثل دیوید لین و استنلی کوبریک الهام گرفته تا فیلمی بسازد که در آن وسعت چشمگیر لوکیشن‌ها و ریزترین جزئیات هر قاب، کاملاً هم‌وزن با لایه‌های عاطفی قصه پیش برود. این پروژه به نوعی نقطه اوج تمام دغدغه‌هاییست که نولان همیشه در کارنامه هنری‌اش دنبال کرده: گذر زمان، معمای حافظه، بحران هویت، و آن تلاش بی‌امان انسان برای ایستادگی در برابر سرنوشتی که مدام قصد له کردنش را دارد. فیلم ادیسه با تکیه بر گروهی از برندگان اسکار در رشته‌های مختلف، از بازیگری گرفته تا تدوین، نقشه‌ای بزرگ کشیده: نه فقط بهترین فیلم سال ۲۰۲۶ لقب بگیرد، بلکه جایی محکم و پایدار برای خودش در تاریخ سینمای قرن بیست‌ویکم دست و پا کند.

 

 
بیشتر بخوانید :
نقد و بررسی انیمیشن یک داستان تقریبا کریسمسی (۲۰۲۴)

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: