مایکل جکسون قرار بود یک بازی به نام Dark Rim با استودیوی Enter the Matrix بسازد. دیوید پری، بنیانگذار Shiny Entertainment، فاش کرد که قرار بود این بازی یک اثر اکشن سوم شخص سینماتیک با موسیقی اختصاصی از پادشاه پاپ باشد؛ ایدهای دیوانهوار که فقط در نکروزمین ممکن بود.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که اگر تنها راه گوش دادن به آلبوم جدید مایکل جکسون، بازی کردن یک ویدیوگیم بود، چه اتفاقی میافتاد؟ ظاهراً این سؤال دقیقاً همان چیزی است که دیوید پری، بنیانگذار استودیوی Shiny Entertainment (سازنده Enter the Matrix و Earthworm Jim)، سالها پیش با خودش مطرح کرده بود. حالا و پس از گذشت بیش از دو دهه، او پرده از ماجرایی برداشته که میتوانست دنیای موسیقی و بازی را برای همیشه تغییر دهد.
به نقل از VGC، طبق مقاله جدیدی که پری در وبلاگ شخصی خود منتشر کرده، ماجرا از جایی شروع شد که او یک تماس تلفنی از نکروزند مایکل جکسون دریافت کرد. در آن سوی خط، به او گفتند که خود مایکل جکسون یک طرفدار بزرگ فیلم The Matrix است و میخواهد بداند آیا میتواند قبل از انتشار رسمی، بازی Enter the Matrix را تجربه کند یا نه. پری که از این تماس شگفتزده شده بود، راهی نکروزند شد تا بازی را به پادشاه پاپ نشان دهد. در همان دیدار بود که یک اتفاق عجیب افتاد: یک دعوای ناگهانی با تخممرغ در گرفت و پری تقریباً تخممرغی را به صورت پسر جکسون پرتاب کرد!
اما به جای اینکه این دیدار به پایان برسد، تازه شروع ماجرا بود. مایکل جکسون از پری و دیوید فریمن، نویسنده، دعوت کرد تا یک ایده کاملاً جدید برای یک بازی ویدیویی خلق کنند. پری تأکید میکند که این پروژه قرار نبود «یک پروژه خودپسندانه و برای بزرگنمایی از خود مایکل» باشد. او میگوید: «نسخه واضح و مشخصش میتوانست بازی «مایکل جکسون: بازی» باشد که در آن نقش خود مایکل را بازی میکنید، میرقصید، اجرا میکنید و شاید با موسیقی با بدمنها مبارزه میکنید. اما آن نسخه جذاب نبود. مایکل قبلاً Moonwalker را ساخته بود. ما چیزی بزرگتر و غافلگیرکنندهتر میخواستیم.»
در عوض، این سه نفر به ایدهای رسیدند که بسیار جاهطلبانهتر بود: «یک بازی جدی، سینماتیک و اکشن سوم شخص» که در آن خود مایکل جکسون نقش اصلی را ایفا نمیکرد، بلکه قرار بود «موسیقی اورجینال، تخیل بینظیر، دسترسی به دنیای فیلم و سلبریتیها، و حس شگفتی خاص خودش» را به پروژه بیاورد.

پری میگوید این بازی چندین نام کاری داشت که آخرین آنها Dark Rim بود. او تصاویری از اسنادش منتشر نکرده، اما توضیح داده که بازی در ابتدا یک «ماجراجویی اکشن فانتزی درباره پادشاهیها، جنگ، جادو و قهرمانی بود که بین روایتهای مختلف از حقیقت گیر افتاده»، اما بعداً به «چیزی تاریکتر و روانشناختیتر تبدیل شد؛ رویاها، افسردگی، هشیاری و قلمروی پنهان آن سوی خواب.»
یکی از ایدههای اصلی گیمپلی، قابلیت «تصاحب از راه دور» (remote possession) بود. پری توضیح داد: «ممکن بود از چشم یک عقاب بر فراز میدان نبرد پرواز کنی، سپس روح خود را به شخصیت دیگری منتقل کرده و کنترلش را به دست بگیری. میتوانستی یک دشمن را تصاحب کنی تا دروازه را باز کند، یا موجودی را تحت کنترل خود بگیری و آن را علیه صاحبش به کار بگیری. ایده فقط به دست دادن سلاح به بازیکن نبود، بلکه به او قدرتهایی میداد که طرز فکرش را درباره مکان، هویت و کنترل تغییر میداد.»
در این دنیا، کودکانی با استعدادهای خاص در روستاها بودند که میتوانستند تواناییهای منحصربهفردی به شما بیاموزند. نبردهایی وجود داشتند که صرفاً دعوا نبودند، بلکه جنگهایی در مقیاس بزرگ که پیش از رسیدن شما شروع شده بودند. شرورهایی از پس پرده، پادشاهیها را دستکاری میکردند. ایدههایی درباره توهم، صدا، جادو و ذهن. پری میگوید: «جاهطلبانه بود. شاید بیش از حد جاهطلبانه. اما دقیقاً همین نکته بود که مسئله را جذاب میکرد.»
اما شگفتانگیزترین بخش برنامه چه بود؟ مایکل جکسون قرار بود یک آلبوم کامل و کاملاً جدید بسازد و موسیقی آن را به صورت انحصاری در اختیار این بازی قرار دهد. هدف، تشویق میلیونها نفری بود که هرگز بازی ویدیویی تجربه نکرده بودند تا برای اولین بار دست به کنترلر ببرند. پری در این باره گفت: «در آن زمان، بازیها قبلاً عظیم شده بودند، اما هنوز میلیونها نفر بودند که واقعاً آنها را درک نمیکردند. فکر میکردند بازیها مال آدمهای دیگر است، مال بچهها یا نوجوانان یا «گیمرها». اما مخاطب مایکل جهانی بود. فراتر از نسلها، کشورها و فرهنگها. اگر تنها راه شنیدن آلبوم بعدی او بازی کردن یک ویدیوگیم بود، آنگاه جمعیت عظیمی از مردم برای اولین بار یک بازی را تجربه میکردند. ما بحث میکردیم که شرکت ضبط موسیقی اولش شوکه میشود، تا زمانی که بفهمند یک آلبوم دلوکس پس از انتشار بازی راهی بازار خواهد شد.»
اما چرا این بازی هیچوقت ساخته نشد؟ پری به طور مبهم میگوید «زندگی مسیرش را تغییر داد». هرچند او دقیقاً توضیح نمیدهد که منظور چیست، اما میدانیم که انتشار Enter the Matrix در می ۲۰۰۳، تنها سه ماه پس از مستند جنجالی مارتین بشیر با عنوان «زندگی با مایکل جکسون» بود و هفت ماه قبل از اینکه مایکل به هفت فقره آزار کودکان متهم شود (اتهاماتی که در سال ۲۰۰۵ از او تبرئه شد).
پری در پایان گفت: «بعضی وقتها پروژههایی که هیچوقت منتشر نمیشوند، هنوز ردپایی از خود به جا میگذارند. این پروژه قطعاً برای من چنین بود. به من یادآوری کرد که بهترین ایدههای خلاقانه اغلب با یک سؤال نسبتاً دیوانهوار شروع میشوند: چه میشد اگر تنها راه شنیدن آلبوم بعدی مایکل جکسون، بازی کردن یک ویدیوگیم بود؟ و در یک لحظه کوتاه در نکروزند، آن سؤال اصلاً دیوانهوار به نظر نمیرسید. به نظر ممکن میرسید.»
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.
















