به نقل از اسکرینرنت، با پایان فصل چهارم From، شباهتهای عمیق و گاه عمدی این سریال با Lost، توجه طرفداران را به خود جلب کرده است. از تکرار دیالوگهای کلیدی گرفته تا مفاهیم مشترکی مانند سفر در زمان، چرخههای تناسخ و نیروهای خیر و شر، این شباهتها نظریهای را شکل دادهاند که بر اساس آن، این دو سریال ممکن است در یک جهان مشترک روایت شوند. فصل پنجم و پایانی From میتواند این پیوند را بهطور رسمی تأیید کند.
از همان ابتدای پخش From، شباهتهای بنیادین آن با Lost برای بسیاری از مخاطبان آشکار بود: گروهی از غریبهها در مکانی مرموز و مبهم گیر میافتند، نیروهای تاریک آنها را تهدید میکنند و چالش اصلی، فهمیدن هدف واقعیشان در آن فضاست. اما این همپوشانی فقط به ایدهی کلی محدود نمیشود. جک بندر و جف پینکن در هر دو سریال تهیهکنندهی اجرایی بودهاند و هارولد پرینو، ستارهی From، پیشتر نقش مایکل را در Lost ایفا کرده بود. این ترکیب آشنا، بخشی از حالوهوای مشابه دو سریال را توضیح میدهد، اما با پیشرفت داستان From، پیوندها از شباهت ظاهری فراتر رفتهاند و به عناصر روایی و ساختاری عمیقتری رسیدهاند.
سفر در زمان؛ نقطهی اتصال اصلی
یکی از مهمترین دلایل تقویت این نظریه، ورود عنصر سفر در زمان به هر دو سریال است. Lost این مفهوم را با جملهی معروف «هرچه رخ داده، رخ داده» تثبیت کرد، در حالی که From تقریباً همین معنا را با هشدار «نمیتوان داستانی را که از پیش گفته شده تغییر داد» تکرار میکند. حتی دیالوگ «باید برگردیم!» که جولی در From بهکار میبرد، بازآفرینی مستقیمی از یکی از صحنههای بهیادماندنی Lost است. از نظر مضمونی نیز هر دو سریال دربارهی نیروهای مبهم خیر و شر و تلاش شخصیتها برای تشخیص تفاوت میان آنها سخن میگویند و این شباهتها، فرضیهی جهان مشترک را بیش از پیش جدی کرده است.
آزمایشهای اجتماعی و مکانهای اسرارآمیز
در Lost، شخصیتها به پایگاه دارما اینیشییتیو میرسند که در آن باید هر ۱۰۸ دقیقه یک دکمه فشرده شود. در From نیز شهرک بهسختی قابلباور است و شخصیتها این احتمال را مطرح میکنند که شاید موضوع یک آزمایش اجتماعی عجیب باشند. دیالوگ جیم در From («اگر همهی اینها فقط برای این طراحی شده باشد که واکنش ما را ببینند چه؟») و جک در Lost («آیا هیچوقت فکری آنها تو را اینجا پایین انداختهاند تا هر ۱۰۸ دقیقه یک دکمه را فشار بدهی؟») نشان میدهد که هر دو سریال شخصیتهایشان را در موقعیتهای مشابهی قرار میدهند. شهرک و جنگل در From و جزیره در Lost، هر دو دارای انرژی جادویی هستند که ساکنانشان را از پیش برگزیده و در آنجا زندانی کردهاند. این مکانها، شخصیتها را تا زمانی که سرنوشت عجیب خود را بفهمند، نگه میدارند و در هر دو، نیروهای خیر و شر در تقابل دائمی با یکدیگر قرار دارند.
تناسخ و اتصال شخصیتها
بارزترین شباهت میان From و Lost، حضور هارولد پرینو در هر دو مجموعه است. با توجه به اینکه هر دو سریال با سفر در زمان و ایدهی تناسخ سروکار دارند، این احتمال مطرح شده که بوید، تناسخ مایکل باشد. در From تأیید شده که تابیتا تناسخ میراندا، مادر ویکتور، است و همین الگو میتواند برای بوید و مایکل نیز صادق باشد. هرچند سن مایکل هنگام مرگ در Lost با سن فعلی بوید همخوانی ندارد، اما سفر در زمانِ پیشبینیناپذیر در Lost، این امکان را فراهم میکند که چنین پیوندی وجود داشته باشد.
در نهایت، اگر From و Lost واقعاً در یک جهان مشترک جریان داشته باشند، این ارتباط میتواند به بخشهایی از هر دو اثر وضوح تازهای بدهد. مرد زردپوش From شباهت زیادی به مرد سیاهپوش Lost دارد و هر دو ضدقهرمان توانایی تغییر شکل و محدودیت در مکانهای خاص را دارند. وقتی این دو سریال کنار هم دیده شوند، تصویری از جهانی شکل میگیرد که با قلمروهای شگفتانگیز و سوررئال مهار میشود؛ قلمروهایی که انسانها را به چالش میکشند تا معنای واقعی خیر و شر را بفهمند. فصل پنجم و نهایی From میتواند این نظریه را تأیید کند و پرده از رازهای بزرگی بردارد.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.






















