دنیای بازیهای ویدیویی در دهههای گذشته با امروز تفاوتهای زیادی داشت. در آن دوران، بسیاری از کنسولها هنوز از قابلیت ذخیرهسازی پیشرفت بازی پشتیبانی نمیکردند و بازیکنان مجبور بودند یک عنوان را از ابتدا تا انتها بدون خاموش کردن دستگاه به پایان برسانند. همین موضوع باعث میشد برخی بازیها به تجربهای سخت، طولانی و حتی اعصابخردکن تبدیل شوند.
البته برخی سازندگان برای کاهش این مشکل از سیستم رمز مراحل (Password System) استفاده میکردند. بهعنوان مثال بازیهایی مانند Captain Tsubasa یا Metal Gear پس از پایان هر مرحله، کدی در اختیار بازیکن قرار میدادند تا بتواند در اجرای بعدی از همان بخش ادامه دهد. حتی در بعضی بازیها این رمزها اطلاعاتی مانند تجهیزات، مهمات یا آیتمهای جمعآوریشده را نیز ذخیره میکردند.
در آن زمان تنها تعداد محدودی از بازیهای نقشآفرینی یا ماجراجویی از کارتریجهای مجهز به باتری داخلی بهره میبردند تا امکان ذخیره پیشرفت فراهم شود. اما در ایران، به دلیل فراگیر بودن نسخههای کپی کنسولهایی مانند میکرو (NES Clone)، دسترسی به این کارتریجهای اصلی تقریباً غیرممکن بود. به همین دلیل بسیاری از شاهکارهای کلاسیک آن دوران هرگز آنطور که شایسته بودند میان گیمرهای ایرانی شناخته نشدند.
امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. تقریباً برای تمام کنسولهای قدیمی، از NES و Sega Genesis گرفته تا Super Nintendo و PlayStation، شبیهسازهای قدرتمندی در دسترس قرار دارند. این نرمافزارها علاوه بر اجرای بازیها، امکاناتی مانند Save State، بارگذاری سریع ذخیره، افزایش سرعت بازی و حتی بازگرداندن چند ثانیه از زمان (Rewind) را در اختیار کاربران قرار میدهند. به لطف این قابلیتها، تجربه بسیاری از بازیهای دشوار کلاسیک بسیار لذتبخشتر از گذشته شده است.
در ادامه با چند بازی خاطرهانگیز آشنا میشویم که اگر قصد دارید آنها را امروز تجربه کنید، استفاده از شبیهسازها تقریباً ضروری است. پس با گیماتک همراه باشید.
۸. Contra Force
اگر از طرفداران مجموعه Contra باشید، احتمالاً انتظار دارید با اکشنی سریع، باسهای عظیم، سلاحهای متنوع و دشمنان فضایی روبهرو شوید. اما Contra Force تقریباً هیچکدام از این ویژگیها را ندارد و به همین دلیل یکی از متفاوتترین و بحثبرانگیزترین نسخههای این مجموعه محسوب میشود. در حقیقت این بازی در ابتدا اثری مستقل با نام Arc Hound برای بازار ژاپن بود که بعدها شرکت Konami تصمیم گرفت آن را با برند Contra در بازارهای غربی عرضه کند. همین موضوع باعث شد بسیاری از طرفداران احساس کنند با عنوانی روبهرو هستند که فقط نام Contra را یدک میکشد و شباهت چندانی به نسخههای اصلی ندارد.
بزرگترین مشکل Contra Force سختی بیش از حد آن است؛ اما این سختی بیشتر از آنکه نتیجه طراحی هوشمندانه باشد، به ضعف در طراحی مراحل برمیگردد. بسیاری از موانع غیرمنطقی هستند، دشمنان در موقعیتهای نامناسب ظاهر میشوند و طراحی مراحل گاهی بازیکن را بدون دلیل مشخص تنبیه میکند. از طرف دیگر مشکلات فنی نیز تجربه بازی را دشوارتر میکنند. افت شدید نرخ فریم، پرش تصویر و ناپدید شدن برخی عناصر صفحه باعث میشود کنترل شخصیت همیشه روان نباشد و در بسیاری از صحنهها شکست بازیکن بیشتر به مشکلات فنی مربوط شود تا مهارت او.
با این حال Contra Force هنوز برای بسیاری از گیمرهای قدیمی ارزش نوستالژیک بالایی دارد. موسیقیهای خاطرهانگیز، شخصیتهای متفاوت و فضای خاص بازی باعث شدهاند بسیاری از علاقهمندان سالها بعد با استفاده از شبیهسازها بالاخره موفق شوند پایان این عنوان را ببینند؛ کاری که در دوران کودکی برای بسیاری تقریباً غیرممکن بود.
۷. RoboCop Versus The Terminator
ترکیب دو شخصیت افسانهای سینما یعنی RoboCop و Terminator نتیجهای هیجانانگیز به همراه داشت و نسخه منتشرشده برای کنسول Sega Genesis هنوز هم یکی از جذابترین بازیهای اکشن کلاسیک محسوب میشود. برخلاف تصور همیشگی از RoboCop که شخصیتی سنگین و کند دارد، در این بازی او بسیار چابکتر عمل میکند. امکان پرشهای بلند، آویزان شدن از سقف و استفاده از سلاحهای مختلف باعث شده گیمپلی سرعت بیشتری نسبت به فیلمها و سایر بازیهای روبوکاپ داشته باشد.
اما هرچه جلوتر میروید، بازی چهره واقعی خود را نشان میدهد. تعداد دشمنان به شکل قابل توجهی افزایش پیدا میکند، تلهها تقریباً در تمام مسیرها دیده میشوند و محیطهای خطرناک فرصت چندانی برای واکنش باقی نمیگذارند. در نیمه دوم بازی بسیاری از مراحل به قدری شلوغ هستند که گاهی تنها راه نجات، دویدن و شلیک مداوم است. در کنار این موارد، باسفایتها نیز چالش بسیار بزرگی محسوب میشوند. اگر بدون سلاحهای قدرتمند به سراغ باسهای پایانی بروید، شکست دادن آنها تقریباً غیرممکن خواهد بود. از آنجا که نسخه اصلی بازی هیچ سیستم ذخیرهسازی نداشت، هر شکست به معنای تکرار بخش بزرگی از مراحل بود؛ موضوعی که میتوانست ساعتها زمان بازیکن را هدر دهد.
امروز اما به لطف قابلیت Save State در شبیهسازها، تجربه RoboCop Versus The Terminator بسیار منطقیتر شده است. اکنون میتوان قبل از نبردهای سخت یا مراحل دشوار بازی را ذخیره کرد و بدون نگرانی از دست رفتن پیشرفت، از یکی از بهترین اکشنهای کلاسیک دهه ۹۰ میلادی لذت برد.
۶. Battletoads
اگر از گیمرهای قدیمی باشید، احتمالاً نام Battletoads برایتان یادآور یکی از سختترین بازیهای تاریخ است. این عنوان کلاسیک که توسط استودیوی Rare ساخته شد، هنوز هم بهعنوان یکی از بیرحمانهترین بازیهای نسل هشتبیتی شناخته میشود؛ اثری که حتی گیمرهای حرفهای امروزی نیز برای به پایان رساندن آن با چالشهای جدی روبهرو میشوند. در دهههای گذشته، اجاره کردن کارتریج بازی میان بازیکنان بسیار رایج بود. به همین دلیل برخی سازندگان عمداً سطح دشواری آثار خود را افزایش میدادند تا بازیکنان نتوانند تنها در یکی دو روز بازی را به پایان برسانند. با این حال، Battletoads پا را فراتر از این موضوع گذاشت و استاندارد تازهای از سختی را به نمایش گذاشت.
در نگاه اول، مبارزات بازی چندان پیچیده به نظر نمیرسند و شکست دادن دشمنان با کمی تمرین امکانپذیر است. اما مشکل اصلی از جایی آغاز میشود که بازی ناگهان سبک خود را تغییر میدهد. مراحل موتورسواری، پرواز، فرار با طناب و بخشهای سرعتی بهقدری سریع و بیرحمانه طراحی شدهاند که کوچکترین اشتباه مساوی با از دست دادن جان خواهد بود. مشهورترین بخش بازی، مرحله موتورهای پرسرعت یا Turbo Tunnel است؛ مرحلهای که بسیاری از بازیکنان هرگز موفق به عبور از آن نشدند. سرعت بسیار بالا، موانع متعدد و فرصت کم برای واکنش باعث شده این مرحله هنوز هم یکی از سختترین مراحل تاریخ بازیهای ویدیویی لقب بگیرد.
اگر امروز قصد تجربه Battletoads را دارید، استفاده از شبیهساز و قابلیت Save State تقریباً ضروری است. در غیر این صورت، احتمال دارد بارها و بارها مجبور شوید از ابتدای بازی شروع کنید؛ تجربهای که شاید تنها گیمرهای دهه ۶۰ و ۷۰ شمسی بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
۵. Ghosts ‘n Goblins
کمتر فهرستی از سختترین بازیهای کلاسیک را میتوان پیدا کرد که نام Ghosts ‘n Goblins در آن دیده نشود. این شاهکار شرکت Capcom که در سال ۱۹۸۵ منتشر شد، هنوز هم بهعنوان یکی از دشوارترین بازیهای سبک اکشن و سکوبازی شناخته میشود. در این بازی، شما کنترل شوالیهای به نام Arthur را بر عهده دارید که برای نجات شاهزاده وارد سرزمینی مملو از هیولاها، ارواح و شیاطین میشود. اما مشکل اینجاست که آرتور مقاومت بسیار کمی دارد. با اولین ضربه زره خود را از دست میدهد و تنها با لباس زیر به مبارزه ادامه میدهد و برخورد دوم به معنی پایان بازی است.
البته سختی بازی فقط به میزان جان شخصیت محدود نمیشود. سیستم کنترل نیز چالش بزرگی ایجاد میکند. زمانی که آرتور از روی سکوها میپرد، دیگر امکان تغییر مسیر یا کنترل دقیق پرش وجود ندارد؛ موضوعی که باعث میشود بسیاری از پرشها به سقوط یا برخورد با دشمنان ختم شوند. اما شاید عجیبترین تصمیم سازندگان، پایان بازی باشد. پس از ساعتها مبارزه و عبور از مراحل طاقتفرسا، بازیکن متوجه میشود برای دیدن پایان واقعی باید کل بازی را یک بار دیگر از ابتدا و با شرایط خاصی به پایان برساند.
امروزه با وجود قابلیت ذخیره سریع در شبیهسازها، تجربه Ghosts ‘n Goblins بسیار قابل تحملتر شده است. بازیکنان میتوانند قبل از بخشهای دشوار ذخیره انجام دهند و بدون تکرار مداوم مراحل، یکی از مهمترین آثار تاریخ بازیهای ویدیویی را تجربه کنند.
۴. Phantasy Star II
در میان بازیهای نقشآفرینی کلاسیک، Phantasy Star II جایگاه ویژهای دارد. این عنوان که برای کنسول Sega Genesis منتشر شد، یکی از تأثیرگذارترین بازیهای نقشآفرینی ژاپنی در دوران خود محسوب میشود و بسیاری از علاقهمندان هنوز هم آن را یکی از بهترین آثار علمیتخیلی این سبک میدانند. برخلاف بسیاری از بازیهای همدوره که داستانهایی فانتزی با محوریت جادو و اژدها روایت میکردند، Phantasy Star II بازیکن را به آیندهای پیشرفته و دنیایی علمیتخیلی میبرد. همین تفاوت باعث شد فضای بازی حتی امروز نیز جذاب و متفاوت به نظر برسد.
اما تجربه این بازی در گذشته، مخصوصاً برای گیمرهای ایرانی، چندان ساده نبود. نسخههای موجود در بازار اغلب کارتریجهای کپی بودند و برخلاف نسخه اصلی، حافظه داخلی برای ذخیره پیشرفت نداشتند. تصور کنید یک بازی بیش از ۳۰ ساعت گیمپلی داشته باشد، اما هر بار مجبور شوید آن را از ابتدا آغاز کنید؛ اتفاقی که برای بسیاری از بازیکنان ایرانی رخ میداد. از طرف دیگر، سیاهچالههای پیچیده، نقشههای گسترده و مبارزات طولانی باعث میشد کوچکترین اشتباه ساعتها پیشرفت بازیکن را از بین ببرد.
امروز اما به لطف شبیهسازها، این مشکل کاملاً برطرف شده است. قابلیت ذخیره در هر لحظه باعث میشود بتوانید بدون نگرانی از دست رفتن پیشرفت، داستان جذاب و فضای منحصربهفرد Phantasy Star II را تجربه کنید. اگر تاکنون این مجموعه را امتحان نکردهاید، بد نیست ابتدا نسخه اول را تجربه کنید و سپس سراغ این شاهکار کلاسیک بروید تا روند تکامل یکی از مهمترین مجموعههای نقشآفرینی سگا را بهتر درک کنید.
۳. The Legend of Zelda
وقتی صحبت از مهمترین و تأثیرگذارترین مجموعههای تاریخ بازیهای ویدیویی میشود، نام The Legend of Zelda همیشه در میان گزینههای اول قرار دارد. مجموعهای که نهتنها مسیر بازیهای ماجراجویی و نقشآفرینی را تغییر داد، بلکه به یکی از ستونهای اصلی صنعت گیم تبدیل شد. با این حال، بسیاری از گیمرهای ایرانی در سالهای ابتدایی چندان فرصتی برای تجربه این مجموعه نداشتند. برخلاف بازیهایی مانند Super Mario که تقریباً روی تمام کنسولهای کپیشده بازار پیدا میشدند، نسخههای ابتدایی زلدا شرایط متفاوتی داشتند.
اولین نسخه The Legend of Zelda برای کنسول NES عرضه شد و یکی از ویژگیهای مهم آن، استفاده از حافظه داخلی برای ذخیره پیشرفت بازی بود. این قابلیت در آن زمان یک نوآوری بزرگ محسوب میشد، اما در بازار ایران که بیشتر کارتریجهای موجود نسخههای غیر اصلی بودند، چنین امکانی معمولاً وجود نداشت. به همین دلیل بسیاری از بازیکنان ایرانی حتی نام این بازی را هم مانند امروز نمیشناختند. در حالی که در کشورهای دیگر، The Legend of Zelda به یکی از محبوبترین عناوین تاریخ تبدیل شده بود.
اولین نسخه زلدا برخلاف برخی بازیهای نقشآفرینی همدوره، ساختار پیچیدهای ندارد. خبری از مبارزات نوبتی طولانی نیست و بازیکن کنترل مستقیم شخصیت اصلی یعنی Link را بر عهده دارد. همین موضوع باعث شده بازی حتی برای کسانی که علاقه زیادی به سبک نقشآفرینی کلاسیک ندارند نیز جذاب باشد. امروز تجربه این اثر با شبیهسازها بسیار سادهتر شده است. بازیکنان میتوانند هر زمان که بخواهند پیشرفت خود را ذخیره کنند و بدون نگرانی از دست دادن ساعتها بازی، وارد دنیای افسانهای Hyrule شوند.
The Legend of Zelda شاید از نظر گرافیکی با استانداردهای امروزی فاصله زیادی داشته باشد، اما ایدهها، طراحی مراحل و آزادی عملی که در اختیار بازیکن قرار میدهد، همچنان نشان میدهد چرا این بازی یکی از مهمترین آثار تاریخ صنعت گیم محسوب میشود.
۲. Ninja Gaiden
سری Ninja Gaiden یکی از شناختهشدهترین مجموعههای اکشن در دوران کنسول NES بود؛ مجموعهای که علاوه بر گیمپلی سریع و هیجانانگیز، به دلیل داستان سینمایی و میانپردههای انیمهای خود نیز توجه بسیاری از بازیکنان را جلب کرد. اولین نسخه Ninja Gaiden در زمان عرضه یکی از متفاوتترین بازیهای کنسول نینتندو بود. در دورانی که بیشتر بازیها داستان سادهای داشتند، این عنوان با استفاده از میانپردههای داستانی تلاش میکرد تجربهای شبیه فیلمهای اکشن ارائه دهد. اما جذابیت داستان تنها بخشی از ماجرا بود؛ زیرا Ninja Gaiden خیلی زود به یکی از سختترین بازیهای کنسول NES تبدیل شد.
یکی از مشکلات اصلی بازی، نحوه طراحی دشمنان بود. بسیاری از دشمنان پس از شکست خوردن دوباره در همان مسیر ظاهر میشدند و اجازه نمیدادند بازیکن بهراحتی از یک منطقه عبور کند. علاوه بر این، ضربه خوردن باعث میشد شخصیت اصلی به عقب پرتاب شود؛ اتفاقی که در نزدیکی پرتگاهها معمولاً پایان خوشی نداشت. اما شاید آزاردهندهترین دشمن بازی، پرندههایی بودند که در مسیر حرکت ظاهر میشدند و با حملات مداوم تمرکز بازیکن را از بین میبردند. بسیاری از شکستها نه به دلیل ضعف بازیکن، بلکه به دلیل ترکیب همین دشمنان با طراحی سخت مراحل اتفاق میافتاد.
نبردهای پایانی نیز چالش بسیار بزرگی بودند. اگر در مبارزه با باسها شکست میخوردید، معمولاً مجبور بودید چند مرحله قبلتر را دوباره طی کنید؛ موضوعی که در نبود سیستم ذخیرهسازی میتوانست بسیار خستهکننده باشد. با این حال، Ninja Gaiden هنوز هم یکی از بهترین نمونههای بازیهای اکشن کلاسیک است. استفاده از شبیهسازها و قابلیت Save State باعث شده نسل جدید بازیکنان بتوانند این شاهکار قدیمی را بدون تحمل تمام سختیهای نسخه اصلی تجربه کنند.
۱. Super Mario Bros.: The Lost Levels
در صدر فهرست سختترین و در عین حال جذابترین بازیهای کلاسیک که ارزش تجربه با شبیهساز را دارند، عنوانی قرار میگیرد که بسیاری از طرفداران ماریو حتی نام آن را کمتر شنیدهاند: Super Mario Bros.: The Lost Levels. این بازی در واقع همان چیزی بود که در ژاپن با نام Super Mario Bros. 2 منتشر شد، اما شرکت نینتندو تصمیم گرفت آن را برای بازار آمریکا عرضه نکند؛ زیرا معتقد بود سطح دشواری آن برای بسیاری از بازیکنان بیش از حد بالا است.
در عوض، نسخه دیگری با نام Super Mario Bros. 2 در غرب منتشر شد که تفاوت بسیار زیادی با نسخه ژاپنی داشت. به همین دلیل The Lost Levels در بسیاری از نقاط جهان تبدیل به یکی از کمیابترین نسخههای مجموعه ماریو شد. اگر نسخه اول Super Mario Bros. را یک بازی سرگرمکننده و چالشبرانگیز بدانیم، The Lost Levels یک آزمون واقعی برای مهارت بازیکن است. سازندگان تقریباً تمام عناصر بازی را برای افزایش سختی تغییر داده بودند؛ از طراحی مراحل گرفته تا محل قرارگیری دشمنان و تلهها. یکی از معروفترین تغییرات بازی، اضافه شدن قارچهای سمی است. در نسخههای معمولی ماریو، قارچها معمولاً باعث افزایش قدرت شخصیت اصلی میشوند، اما در The Lost Levels بعضی قارچها نهتنها کمکی نمیکنند، بلکه باعث آسیب دیدن بازیکن میشوند.
طراحی مراحل نیز به شکلی انجام شده که کوچکترین اشتباه میتواند باعث از دست رفتن جان شود. پرشهای دقیق، سکوهای خطرناک و دشمنانی که در موقعیتهای غیرمنتظره قرار گرفتهاند، باعث میشوند حتی بازیکنان حرفهای نیز بارها شکست بخورند. با وجود تمام این سختیها، The Lost Levels همچنان یک تجربه ارزشمند برای علاقهمندان بازیهای کلاسیک محسوب میشود. امروز با استفاده از شبیهسازها، دیگر لازم نیست مانند گذشته ساعتها از ابتدا شروع کنید؛ بلکه میتوانید با ذخیره کردن در نقاط حساس، این نسخه خاص و کمتر دیدهشده از دنیای ماریو را تجربه کنید.
جمعبندی
بازیهای کلاسیک بخش مهمی از تاریخ صنعت بازیهای ویدیویی هستند؛ آثاری که با وجود محدودیتهای فنی، توانستند تجربههایی ماندگار خلق کنند. البته بسیاری از این بازیها به دلیل نبود سیستم ذخیرهسازی، سختی بالا یا مشکلات نسخههای قدیمی، برای بازیکنان امروزی کمی دشوار به نظر میرسند.
شبیهسازها فرصتی فراهم کردهاند تا نسل جدید و حتی گیمرهای قدیمی بتوانند این آثار را با امکاناتی مانند ذخیره سریع، بهبود کیفیت تصویر و کنترل بهتر تجربه کنند.
اگر همیشه حسرت تمام کردن بازیهایی مانند Ninja Gaiden، Battletoads یا The Lost Levels را داشتهاید، امروز بهترین زمان برای بازگشت به این خاطرات قدیمی است؛ البته این بار بدون نگرانی از خراب شدن دسته بازی یا شروع دوباره از مرحله اول!
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.
























