دنیای بازیهای ویدیویی آنقدر گسترده است که حتی آثار ارزشمند زیادی هم ممکن است با گذشت زمان از یادها بروند. در کنار مجموعههای بزرگی مانند Super Mario و Cyberpunk 2077، بازیهایی وجود دارند که با وجود ایدههای خلاقانه، داستانهای متفاوت و گیمپلی خاص، نتوانستند به اندازه شایستگی خود دیده شوند.
برخی از این بازیهای کلاسیک فراموش شده حتی در زمان عرضه نیز تجربهای متفاوت از آثار جریان اصلی ارائه میکردند. در ادامه، سراغ هفت عنوانی میرویم که هنوز هم میتوانند برای علاقهمندان به بازیهای قدیمی جذاب باشند.
۱. Killer7
Killer7 یکی از عجیبترین آثار تاریخ بازیهای ویدیویی است. داستان بازی درباره گروهی از قاتلان حرفهای است که مأموریتهای مختلفی را برای دولت آمریکا انجام میدهند. با پیشرفت داستان، پای توطئههای سیاسی و دخالت کشورهای خارجی نیز به ماجرا باز میشود.
گیمپلی Killer7 ترکیبی غیرمعمول از اکشن، ماجراجویی و تیراندازی اولشخص است. بازیکن برخلاف بسیاری از بازیهای همسبک، آزادانه در محیط حرکت نمیکند و برای جابهجایی میان نقاط مختلف باید مقصد موردنظر را انتخاب کند.
در زمان مبارزه، دوربین به نمای اولشخص تغییر میکند و بازیکن باید دشمنان را هدف بگیرد. سبک بصری خاص، طراحی متفاوت مراحل و ترکیب عجیب ژانرها باعث شده Killer7 حتی سالها بعد نیز شبیه بسیاری از بازیهای دیگر نباشد.
۲. The Longest Journey
The Longest Journey داستان April Ryan، دانشجوی جوان هنر را روایت میکند. زندگی او زمانی تغییر میکند که متوجه وجود جهانی موازی با دنیای خودش میشود؛ جهانی که اتفاقات آن میتواند زندگی انسانها را در دنیای واقعی نیز تحت تأثیر قرار دهد.
این بازی یک ماجراجویی اشاره و کلیک است و بخش مهمی از تجربه آن به حل معماها و گفتوگو با شخصیتهای مختلف اختصاص دارد. از طرف دیگر، ترکیب عناصر علمی تخیلی و فانتزی باعث شده دنیای بازی هویت منحصربهفردی داشته باشد.
بازیکن در طول ماجرا باید با شخصیتهای مختلف صحبت کند، سرنخها را کنار هم بگذارد و برای عبور از موانع راهحل پیدا کند. The Longest Journey بعدها دنبالههایی نیز دریافت کرد و به یکی از آثار قابل توجه ژانر ماجراجویی تبدیل شد.
۳. Skies of Arcadia
Skies of Arcadia بازیکن را به جهانی شناور میبرد؛ سرزمینی متشکل از چندین قاره و تمدن که آسمان در آن نقش اصلی را ایفا میکند. شخصیت اصلی داستان، Vyse، به همراه گروه خود تلاش میکند مانع دستیابی امپراتوری Valuan به سلاحهای مخرب شود.
این بازی یک نقشآفرینی ژاپنی با مبارزات نوبتی است و از آثاری مانند Final Fantasy و Dragon Quest تأثیر گرفته است. شخصیتهای گروه با شکست دشمنان و باسها تجربه کسب میکنند و به مرور قدرتمندتر میشوند.
سیاهچالهای بازی نیز بخش مهمی از ماجرا هستند. این مناطق علاوه بر دشمنان مختلف، مسیرهای جایگزین و میانبرهایی در اختیار بازیکن قرار میدهند. ترکیب ماجراجویی، اکتشاف و مبارزات نوبتی باعث شده Skies of Arcadia هنوز هم میان برخی طرفداران نقشآفرینی جایگاه ویژهای داشته باشد.
۴. Psi-Ops: The Mindgate Conspiracy
Psi-Ops یکی از بازیهایی است که قدرتهای ذهنی را به بخش اصلی گیمپلی تبدیل میکند. داستان درباره Nick Scryer است؛ مأموری که حافظه خود را از دست داده و در طول بازی به تدریج تواناییهای فراطبیعیاش را دوباره به دست میآورد.
Nick باید در مسیر خود با اعضای سابق سازمان Mindgate مقابله کند. این افراد به دنبال دستیابی به یک شیء باستانی هستند که میتواند قدرتی بسیار خطرناک در اختیار دارنده آن قرار دهد.
مهمترین ویژگی Psi-Ops به قدرتهای ذهنی شخصیت اصلی مربوط میشود. برای مثال، توانایی Telekinesis امکان بلند کردن و پرتاب اشیا را فراهم میکند. کنترل ذهن نیز اجازه میدهد بازیکن برای مدتی دشمنان را تحت اختیار خود قرار دهد.
این قابلیتها فقط جنبه تزئینی ندارند و برای حل برخی موقعیتها و عبور از مراحل ضروری هستند. به همین دلیل، Psi-Ops یکی از بازیهای اکشن متفاوت نسل خود محسوب میشود.
۵. Alpha Protocol
Alpha Protocol بازیکن را در نقش Michael Thorton قرار میدهد؛ مأموری که پس از اتفاقاتی پیچیده، در برابر سازمانی که برای آن کار میکند قرار میگیرد. در همین زمان، تهدید یک درگیری بزرگ بینالمللی، شرایط را برای او دشوارتر میکند.
این بازی ترکیبی از اکشن و نقشآفرینی است و انتخاب شیوه برخورد با دشمنان را تا حد زیادی به بازیکن واگذار میکند. میتوان با استفاده از مخفیکاری از کنار برخی دشمنان عبور کرد یا در صورت نیاز وارد مبارزه مستقیم شد.
تنوع سلاحها و مهارتهای شخصیت اصلی نیز به بازیکن اجازه میدهد سبک بازی خود را تا حدی شخصیسازی کند. Alpha Protocol همچنین در بخشهای داستانی و تصمیمگیری تلاش میکند انتخابهای بازیکن را وارد روند روایت کند.
همین ترکیب میان جاسوسی، نقشآفرینی و اکشن باعث شده این بازی با وجود مشکلاتش، همچنان میان برخی بازیکنان به عنوان اثری متفاوت شناخته شود.
۶. Shadow of the Colossus
Shadow of the Colossus یکی از شناختهشدهترین نامهای این فهرست است، اما همچنان میتوان آن را اثری دانست که ارزش تجربه دوباره دارد. داستان بازی در سرزمینی مرموز به نام Forbidden Land جریان دارد و شخصیت اصلی، Wander، برای بازگرداندن دختری به زندگی وارد این منطقه میشود.
بخش اصلی گیمپلی به پیدا کردن و شکست غولهای عظیم اختصاص دارد. هر Colossus الگوی متفاوتی دارد و بازیکن باید نقاط ضعف آن را پیدا کند تا بتواند از بین ببردش.
در این مسیر، جستوجو در محیط و پیدا کردن مسیر مناسب نیز اهمیت زیادی دارد. بازی از ترکیبی از اکشن، ماجراجویی، پلتفرمینگ و حل معما استفاده میکند و به دلیل فضای خاص و طراحی غولها، تجربهای متفاوت ارائه میدهد.
۷. Eternal Darkness: Sanity’s Requiem
Eternal Darkness یکی از خاصترین بازیهای ترسناک ساختهشده برای GameCube است. داستان درباره Alexandra Roivas است که پس از مرگ مرموز پدربزرگش، برای پیدا کردن حقیقت وارد عمارت خانوادگی میشود.
الکساندرا در این مکان با اتفاقات ماورایی و موجودات خطرناک روبهرو میشود. با این حال، چیزی که Eternal Darkness را از بسیاری از بازیهای ترسناک دیگر جدا میکند، سیستم Sanity Effects است.
این سیستم با کاهش سلامت روانی شخصیت فعال میشود و میتواند اتفاقات غیرمنتظرهای را مقابل چشم بازیکن قرار دهد. گاهی مجسمهها به شکلی عجیب حرکت میکنند و گاهی بازی با ایجاد اختلالهای ظاهری، خود بازیکن را هدف قرار میدهد.
به همین دلیل، ترس در Eternal Darkness فقط به دشمنان و فضای تاریک محدود نمیشود. بازی تلاش میکند مرز میان اتفاقات واقعی و توهمات ذهنی را برای بازیکن مخدوش کند.
چرا این بازیهای کلاسیک هنوز ارزش تجربه دارند؟
بازیهای کلاسیک فراموش شده لزوماً به دلیل ضعف از یاد نرفتهاند. گاهی عرضه در زمان نامناسب، رقابت با آثار بزرگتر یا متفاوت بودن بیش از حد باعث میشود یک بازی نتواند مخاطبان گستردهای پیدا کند.
هفت عنوان معرفیشده در این فهرست نیز هر کدام ویژگی خاصی دارند؛ از سیستم Sanity Effects در Eternal Darkness گرفته تا طراحی مبارزات Killer7 و نبرد با غولهای Shadow of the Colossus.
اگر به سراغ بازیهای قدیمی برویم، ممکن است با ایدههایی مواجه شویم که حتی برخی آثار امروزی نیز کمتر سراغ آنها رفتهاند. همین موضوع باعث میشود تجربه دوباره بازیهای کلاسیک، فراتر از حس نوستالژی باشد.
تولید محتوا کاری بسیار دشوار و زمانبر است. تیم ما برای جبران هزینهها و جهت پرداخت هزینه دستمزد تولیدکنندگان کانتنت نیاز به حمایت کاربران عزیز دارد. شما میتوانید جهت حمایت مالی از گیماتک از طریق لینک حامی باش ما به حمایت ریالی و یا ارزی سایت و تولیدکنندگان محتوای گیمینگ بپردازید.


























