نگاهی به حقایق و نکات جالب فیلم Interstellar | نگاهی عمیق‌تر به شاهکار علمی-تخیلی نولان

در این مقاله به بررسی نکات و حقایق جالب فیلم Interstellar یکی از بهترین فیلم‌های علمی تخیلی سینما می‌پردازیم. با گیماتک همراه باشید.

بعد از اکران فیلم Oppenheimer، بحث‌ها پیرامون توانایی‌های کارگردانی جدید کریستوفر نولان داغ شد. نولان با کارنامه‌ای درخشان شامل عناوینی چون سه‌گانه‌ی The Dark Knight، Inception، Memento و Interstellar، جایگاه خود را به عنوان یکی از کارگردانان صاحب سبک هالیوود تثبیت کرده است. اما چرا بسیاری Interstellar را اوج هنرنمایی او می‌دانند؟

این مقاله به بررسی جنبه‌های فنی و مراحل ساخت Interstellar می‌پردازد تا پاسخی برای این پرسش بیابد. این فیلم علمی-تخیلی، مانند بسیاری از آثار نولان، با بازی با مفاهیم زمان و فضا در کهکشان، هیجان مخاطب را تا انتها حفظ می‌کند. در ادامه، به حقایق جالبی پیرامون این فیلم می‌پردازیم که ممکن است از آن‌ها بی‌اطلاع باشید.

توجه: مطالعه این مقاله ممکن است بخش‌هایی از داستان فیلم Interstellar را لو دهد.

پدر در حال نشان دادن ساعت خود به دختر در فیلم Interstellar و تصویر هنری سیاه و سفید آن، شاهکار کریستوفر نولان

۱- شروع ساخت فیلم اینتراستلار؛ از اسپیلبرگ تا نولان

داستان ساخت فیلم‌های کریستوفر نولان به اندازه خود آثارش جذاب و شنیدنی است. اما جالب است بدانید که Interstellar در ابتدا قرار نبود توسط نولان کارگردانی شود. استودیو سازنده، استیون اسپیلبرگ را برای این پروژه در نظر داشت، چرا که او سابقه درخشانی در ساخت فیلم‌های علمی-تخیلی داشت.

از سال ۲۰۰۶، اسپیلبرگ قصد داشت این فیلم را بسازد و جاناتان نولان، برادر کریستوفر، را برای نوشتن فیلم‌نامه انتخاب کرد. اما زمانی که اسپیلبرگ به دلیل پروژه‌های دیگر از این فیلم کناره‌گیری کرد، جاناتان برادرش را به سازندگان پیشنهاد داد. جدایی استودیوی دریم‌ورکس از پارامونت نیز در این تغییر نقش داشت. کریستوفر نولان که خود ایده‌هایی برای فیلم علمی-تخیلی داشت، با ترکیب آن‌ها با فیلم‌نامه برادرش، نسخه‌ای را شکل داد که سرانجام روی پرده سینما رفت.

اگرچه نمی‌توان با قطعیت گفت نسخه اسپیلبرگ چه تفاوتی با نسخه نولان داشت، اما فیلم‌نامه اولیه نکات جالبی داشت. رابطه کوپر و برند قرار بود بسیار رمانتیک‌تر باشد و خط اصلی داستان را تشکیل دهد. همچنین، کوپر قرار بود در سال ۲۲۳۰ به زمین بازگردد تا در میان زباله‌های باقی‌مانده، تحقیقاتی را آغاز کند و ماجراجویی جدیدی را این بار نه در فضا، بلکه روی کره زمین آغاز کند. به نظر شما، نسخه اسپیلبرگ می‌توانست موفق‌تر باشد؟

یکی از نکات قابل توجه در مراحل ساخت Interstellar، استفاده کم از پرده سبز بود. کریستوفر نولان ترجیح داد برای خلق واقعی‌ترین تصاویر، از لوکیشن‌های طبیعی استفاده کند. تیم سازنده و بازیگران برای یافتن این لوکیشن‌ها، سفری به نقاط مختلف جهان داشتند.

از جمله این مناطق می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • ایسلند: منطقه The Eldhraun lava field، یخچال طبیعی Svínafellsjökull و جزیره Mafabot.
  • کانادا: مناطق کوهستانی آلبرتا.

این لوکیشن‌های بکر و خیره‌کننده، به احتمال زیاد، محل فیلم‌برداری مهم‌ترین و به‌یادماندنی‌ترین سکانس‌های این فیلم بوده‌اند.

کوپر به سمت سیاه‌چاله پرواز می‌کند فیلم میان‌ستاره‌ای

۲- صدا و تصویر Interstellar: نوآوری در موسیقی و نمایش سیاه‌چاله‌ها

موسیقی متن فیلم‌های کریستوفر نولان، به ویژه همکاری پنجم او با هانس زیمر در Interstellar، نقشی حیاتی در افزایش جذابیت بصری فیلم ایفا می‌کند. نولان از زیمر خواست تا با کنار گذاشتن شیوه‌های مرسوم، رویکردی نوآورانه برای موسیقی متن اتخاذ کند تا با آینده‌نگری فیلم همخوانی داشته باشد. زیمر، تنها با دریافت یک یادداشت کوتاه درباره حال و هوای فیلم، موسیقی متن را بر اساس ریتمی با ضربان یک ضربه در ثانیه طراحی کرد تا مفهوم زمان را در فیلم برجسته سازد.

Interstellar در زمینه جلوه‌های بصری نیز استانداردهای جدیدی را برای فیلم‌های علمی-تخیلی تعریف کرد. به جای اتکا به تخیل صرف، تیم جلوه‌های ویژه با همکاری دکتر کیپ تورن، فیزیکدان برجسته، تلاش کردند تا تصاویر کرم‌چاله و سیاه‌چاله را تا حد امکان واقعی به تصویر بکشند.

  • همکاری با کیپ تورن: دکتر تورن با هدایت تیمی از متخصصان جلوه‌های ویژه، تصاویری بسیار دقیق از این پدیده‌های کیهانی خلق کرد. جالب است که چند سال پس از اکران فیلم، دانشمندان توانستند تصویری واقعی از افق رویداد یک سیاه‌چاله ثبت کنند که شباهت شگفت‌انگیزی به سایه‌چاله نمایش داده شده در فیلم داشت.
  • فناوری CGI پیشگام: حجم و پیچیدگی اطلاعات علمی ارائه شده توسط دکتر تورن، تیم جلوه‌های ویژه را مجبور به توسعه برنامه‌های CGI جدید کرد. این برنامه‌ها، که از تکنولوژی‌های زمان خود جلوتر بودند، برای اولین بار در ساخت Interstellar به کار گرفته شدند.

Interstellar ادای احترامی نیز به شاهکار استنلی کوبریک، 2001: A Space Odyssey، دارد. قرار گرفتن کرم‌چاله در نزدیکی سیاره زحل، اشاره‌ای به ایده اولیه کوبریک برای نمایش سیاره مشتری در فیلمش بود. با توجه به محدودیت‌های فنی دهه ۶۰ میلادی، امکان نمایش دقیق حلقه‌های زحل وجود نداشت، اما نولان با این انتخاب، ضمن نمایش زیبایی زحل، ادای احترامی ظریف به فیلم محبوب خود کرد.

کاور سینمایی فیلم اینتراستلار به کارگردانی کریستوفر نولان

۳- پایبندی به قوانین علمی و پیروی از آن‌ها در داستان

در دنیای علمی-تخیلی، گاهی داستان‌ها از مرزهای واقعیت فراتر می‌روند، اما Interstellar مسیری متفاوت را پیمود. نقش کلیدی دکتر کیپ تورن، فیزیکدان و اخترشناس برجسته، در تبدیل این فیلم به اثری واقع‌گرایانه غیرقابل انکار است.

قوانین علمی در قلب داستان:
دکتر تورن دو قانون اساسی را برای این فیلم تدوین کرد که با تایید کریستوفر نولان، اساس فیلم‌نامه را تشکیل دادند:

1. عدم نقض قوانین فیزیک: هیچ صحنه‌ای نباید قوانین اثبات‌شده فیزیک را زیر پا بگذارد.
2. علمی بودن حدس و گمان‌ها: هرگونه گمانه‌زنی درباره ناشناخته‌ها باید توسط یک دانشمند مطرح شود، نه نویسنده.

این قوانین، نه تنها به هیجان داستان لطمه نزد، بلکه عمق و باورپذیری آن را افزایش داد.

چالش سرعت نور:
تنها نقطه اختلاف میان تورن و نولان، بحث سرعت بیش از نور بود. تورن با حرکت با سرعتی فراتر از سرعت نور مخالف بود، اما نولان این موضوع را برای پیشبرد داستان ضروری می‌دانست. با این حال، این اختلاف نتوانست به طور چشمگیری واقع‌گرایی فیلم را خدشه‌دار کند. نولان خود در مصاحبه‌ای اشاره کرد که پیروی از چارچوب علمی تورن، باعث شد تا فیلم هم برای سازندگان و هم برای مخاطبان، با وجود عناصر علمی-تخیلی، باورپذیر و لذت‌بخش باقی بماند.

کوپر تصمیم می‌گیرد جانش را فدا کند فیلم میان‌ستاره‌ای

۴- واقع‌گرایی و حداقل استفاده از تصاویر کامپیوتری

یکی از شگفت‌انگیزترین جنبه‌های Interstellar، حداقل استفاده از جلوه‌های کامپیوتری (CGI) در فیلمی با چنین مقیاس علمی-تخیلی است. این رویکرد واقع‌گرایانه در تمام جزئیات فیلم مشهود است.

شخصیت ربات تارس، با رفتاری قابل برنامه‌ریزی و ظاهری منحصر به فرد، حاصل جلوه‌های ویژه نبوده است. در واقع، تیمی سازنده، یک ربات فیزیکی واقعی را برای این شخصیت خلق کردند. بیل اروین نه تنها این ربات را کنترل می‌کرد، بلکه صدای اولیه تارس نیز متعلق به او بود. این ربات واقعی، که هنوز در استودیو برادران وارنر نگهداری می‌شود، گواه تعهد فیلم به واقع‌گرایی است.

کریستوفر نولان از استفاده رایج از پرده سبز در فیلم‌های پرهزینه پرهیز کرد. او معتقد بود بازیگران باید به محیطی واقعی واکنش نشان دهند. بنابراین، قبل از شروع فیلم‌برداری هر صحنه، جلوه‌های ویژه آن آماده و در فضای اطراف بازیگران به تصویر کشیده می‌شد. این روش باعث شد تا واکنش‌های بازیگران به ستارگان، سیارات و دیگر عناصر فضایی، بسیار طبیعی و باورپذیر به نظر برسد.

طراح لباس فیلم، مری زوفرس، تعادلی دقیق میان ظاهر و عملکرد لباس‌های فضانوردی برقرار کرد. این لباس‌ها نه تنها شبیه به نمونه‌های واقعی طراحی شدند، بلکه قابلیت تنفس و حتی استفاده در خارج از جو زمین را داشتند. سیستم خنک‌کننده تعبیه شده در این لباس‌های ۱۵ کیلوگرمی، به بازیگران اجازه می‌داد تا مدت طولانی‌تری بدون وقفه به ایفای نقش بپردازند.

د. درون این لباس‌ها که تقریبا ۱۵ کیلوگرم وزن داشتند یک سیستم خنک‌کننده نیز تعبیه شده بود تا بازیگران فیلم بتوانند برای مدت طولانی‌تر از آن‌ها استفاده کنند تا نیازی به قطع شدن پیاپی فیلم‌برداری وجود نداشته باشد.

مورف پیر شده است فیلم میان‌ستاره‌ای

۵- آغاز و پایان

شروع و پایان فیلم “Interstellar” با تصاویری قدرتمند از مصاحبه با افراد مسن، که از طوفان‌های شن و خسارات ناشی از آن سخن می‌گویند، یکی از جنبه‌های واقع‌گرایانه و تأثیرگذار این فیلم است. این تصاویر، برخلاف تصور اولیه، ساخته شده برای فیلم نبوده و ریشه در مستندی واقعی دارند.

در سال ۲۰۱۲، مستند “The Dust Bowl” به کارگردانی کن برنز، از شبکه‌های تلویزیونی آمریکا پخش شد. این مستند به بررسی طوفان‌های گرد و خاک عظیمی پرداخت که در دهه‌های ۳۰ تا ۶۰ میلادی، خسارات مالی و جانی جبران‌ناپذیری را به بار آوردند. مصاحبه‌شوندگان در این مستند، که اغلب سالخوردگان آن دوران بودند، خاطرات تلخ و شیرین خود از این فجعات طبیعی را بازگو می‌کنند.

کریستوفر نولان با درک پتانسیل این مستند برای زمینه‌سازی داستان “Interstellar” و نمایش مشکلات ساکنان یک شهر کوچک که با این فاجعه دست و پنجه نرم می‌کردند، با سازندگان “The Dust Bowl” به توافق رسید تا از این مصاحبه‌ها در فیلم خود استفاده کند. این تصمیم هوشمندانه، به خوبی توانست واقعیت تلخ و چالش‌های پیش روی شخصیت‌های فیلم را به مخاطب منتقل کند و عمق بیشتری به داستان ببخشد.

نظر شما درباره فیلم “Interstellar” چیست؟ آیا این فیلم را بهترین اثر کریستوفر نولان می‌دانید؟

 

 
بیشتر بخوانید :
هنوز هیچ ایده‌ای برای ساخت قسمت بعدی فیلم جیمز باند وجود ندارند

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: