6 انیمیشن فوق‌العاده از دیزنی که حتماً باید ببینید

در طول بیش از یک قرن فعالیت، دیزنی آثار کلاسیک و ماندگاری زیادی ساخته است؛ اما در میان این مجموعه، چند انیمیشن از نظر کیفیت و تاثیرگذاری به اندازه‌ای نبوده‌اند که بتوان به آن‌ها عنوان «شاهکار» یا «کلاسیک» داد. از آنجا که دیزنی همواره نگران حفظ جایگاه و میراث فرهنگی خود بوده، معمولاً از واژه «کلاسیک» زیاد استفاده می‌کند و این حسِ اهمیت‌دادن به گذشته در تبلیغات و معرفی آثار هم دیده می‌شود.

در کنار انیمیشن‌های موفق، دیزنی گاهی با آثاری مواجه شده که از نظر کیفیت چندان قابل دفاع نبوده‌اند؛ البته تعداد این نمونه‌ها در قیاس با کل کارنامه این شرکت زیاد نیست. دلیل تداوم بعضی ضعف‌ها می‌تواند این باشد که استودیو همیشه نتوانسته هم‌زمان با تغییرات سلیقه مخاطبان و تحولات فنی، خود را به شکل درست و سریع به‌روز کند. در نتیجه، برخی از ضعیف‌ترین تولیدات دیزنی را می‌توان تلاشی برای هم‌قدمی با تکنولوژی‌های جدید دانست، اما تلاشی که خروجی مطلوبی نداشته است.

البته همه انیمیشن‌هایی که در این دسته قرار می‌گیرند الزاماً شکست کامل نیستند. بعضی از آن‌ها فروش خوبی داشته‌اند یا میان بخشی از مخاطبان محبوب‌تر شده‌اند، اما در مجموع از نظر استانداردهای هنری و روایی، به سطح آثار کلاسیک استودیو نرسیده‌اند. با این حال، چون دیزنی در روایت داستان قدرت بالایی دارد، حتی پروژه‌های متوسط این شرکت هم معمولاً عملکرد قابل‌قبولی از خود نشان می‌دهند.

این فهرست همچنین دوره‌های مختلفی را پوشش می‌دهد؛ از جمله دهه‌های ۷۰ و ۸۰ میلادی. در این سال‌ها، دیزنی در شرایطی قرار نداشت که بتواند جریان ثابتی از آثار بسیار باکیفیت تولید کند. اگرچه در همان زمان‌ها چند فیلم خوب هم ساخته شد، اما تعداد «کلاسیک»‌ها کم بود و دست‌کم روی پرده سینما، آثار ماندگار اندکی از دیزنی اکران شدند.

The Rescuers – ۱۹۷۷

The Rescuers

دهه‌های پس از درگذشت والت دیزنی، دورانی دشوار برای این کمپانی محسوب می‌شود. در دهه ۷۰ میلادی، دیزنی با تولید انیمیشن‌های متوسط، به تدریج بخشی از محبوبیت خود را در میان طرفداران از دست داد. با این حال، در میان این آثار، انیمیشن «The Rescuers» (۱۹۷۷) به عنوان یک نقطه روشن و برجسته در این دهه ظاهر شد.

«The Rescuers» را می‌توان یک انیمیشن خوب و سرگرم‌کننده دانست، اما بدون ایراد نیز نیست. این فیلم فضایی نسبتاً تاریک دارد و داستان ربوده شدن یک دختربچه و تلاش دو موش امدادگر برای نجات او را روایت می‌کند. اگرچه دیزنی سابقه‌ای طولانی در استفاده از عناصر ترسناک برای جذب مخاطب کودک دارد، اما «The Rescuers» در این زمینه کمی جسورانه‌تر عمل کرده و پا را یک پله فراتر می‌گذارد. همین لحن تیره و جدی‌تر، در مواردی منجر به ایجاد ناهمگونی‌هایی در لحن کلی روایت داستان شده است.

با در نظر گرفتن شرایط تاریخی و جایگاه آن در دهه ۷۰، محبوبیت «The Rescuers» کاملاً قابل درک است. با این حال، اگر این انیمیشن را از بستر زمانی خاص خود جدا کنیم و با معیارهای آثار کلاسیک و جاودانه دیزنی بسنجیم، جایگاه آن اندکی تنزل پیدا می‌کند. «The Rescuers» شاید جواهری ماجراجویانه در دهه ۷۰ میلادی باشد، اما در مقایسه با شاهکارهای بی‌بدیل دیزنی، در سطحی پایین‌تر قرار می‌گیرد.

The Black Cauldron – ۱۹۸۵

The Black Cauldron

انیمیشن «The Black Cauldron» محصول سال ۱۹۸۵، با وجود شکست تجاری در زمان اکران، جایگاهی ویژه در میان طرفداران پیدا کرده و به یک اثر «کالت» تبدیل شده است. این انیمیشن که از نظر تم و فضای داستانی با سایر آثار دیزنی تفاوت چشمگیری داشت، اولین تولید این استودیو بود که توانست رده‌بندی سنی PG (مناسب برای سنین بالای ۱۳ سال) را دریافت کند. دلیل این امر، داستان تاریک و عناصر ترسناک آن بود که برای مخاطبان جوان‌تر دیزنی، تجربه‌ای متفاوت و شاید کمی نگران‌کننده محسوب می‌شد.

«The Black Cauldron» همچنین یکی از اولین تلاش‌های دیزنی برای به‌کارگیری فناوری CGI (تصویرسازی کامپیوتری) به شمار می‌رود. اگرچه این نوآوری در زمان خود با نقدهای منفی مواجه شد، اما با نگاهی امروزی، کیفیت آن را می‌توان بالاتر از آنچه منتقدان آن دوره تصور می‌کردند، ارزیابی کرد.

با این حال، این انیمیشن از ثبات در لحن روایی رنج می‌برد. داستان تلاش می‌کند تا المان‌های فانتزی تاریک را با حال و هوای آشنای آثار دیگر دیزنی ترکیب کند، اما این ترکیب به شکلی موفقیت‌آمیز صورت نگرفته و در نهایت اثری متوسط را به وجود آورده است. «The Black Cauldron» بدون شک یک اثر کالت محسوب می‌شود، اما از نظر هنری و جایگاه در تاریخ استودیو، در میان آثار کلاسیک و ماندگار دیزنی قرار نمی‌گیرد.

The Great Mouse Detective – ۱۹۸۶

The Great Mouse Detective

پس از تجربه‌ی دشوار «The Black Cauldron» در سال ۱۹۸۵، دیزنی با انیمیشن «The Great Mouse Detective» (۱۹۸۶) تلاش کرد تا محبوبیت از دست رفته خود را بازیابی کند. این انیمیشن با دریافت نقدهای مثبت‌تر و موفقیت در گیشه، توانست استودیو را از انتشار پشت سر هم دو اثر ناموفق نجات دهد و امروزه به عنوان یکی از آثار «کالت» دیزنی شناخته می‌شود.

یکی از دلایل اصلی جذابیت «The Great Mouse Detective» در ماهیت غیرمتعارف و متفاوت آن نهفته است؛ این انیمیشن شباهت چندانی به فرمول‌های کلیشه‌ای و تکراری آثار پیشین دیزنی ندارد. با این حال، فیلم در بیشتر لحظات خود فضایی تاریک و دلگیر را به تصویر می‌کشد و علی‌رغم مدت زمان کوتاه ۷۴ دقیقه‌ای‌اش، گاهی می‌تواند خسته‌کننده باشد.

ایده اولیه «The Great Mouse Detective» به مراتب جذاب‌تر از اجرای نهایی آن به نظر می‌رسد. با این وجود، فیلم استانداردهای لازم را برای تبدیل شدن به یک اثر سرگرم‌کننده داراست. اما هنگامی که این انیمیشن را در کنار شاهکارهای بی‌بدیل دیزنی قرار می‌دهیم، «The Great Mouse Detective» نمی‌تواند تمام انتظارات را برآورده سازد و در مقایسه با آن‌ها، اثری معمولی‌تر جلوه می‌کند.

Fantasia 2000 – ۱۹۹۹

Fantasia 2000

انیمیشن «فانتازیا» در سال ۱۹۴۰، جشنی بی‌نظیر از زیبایی‌های مدیوم انیمیشن بود. بیش از نیم قرن بعد، دیزنی با ساخت «فانتازیا ۲۰۰۰» (Fantasia 2000) تلاش کرد تا شکوه و جادوی اثر اورجینال را بازآفرینی کند، تلاشی که تنها تا حد قابل قبولی موفقیت‌آمیز بود. بزرگ‌ترین چالش این دنباله، فقدان ارتباط روایی میان سکانس‌های مختلف آن است که تجربه‌ی تماشای آن را به مجموعه‌ای از قطعات نامرتبط بدل کرده است.

برخی از بخش‌های این انیمیشن، مانند «Rhapsody in Blue»، خیره‌کننده و به یاد ماندنی هستند. اما در مقابل، بخش‌های دیگری تنها در حد متوسط باقی می‌مانند و نتوانسته‌اند همانند قسمت اول، تأثیر عمیقی بر مخاطب بگذارند. پیشرفت‌های چشمگیر در تکنیک‌های انیمیشن، اگرچه کیفیت بصری «فانتازیا ۲۰۰۰» را ارتقا بخشیده، اما نتوانسته است شکوه و تازگی اثر اورجینال را تکرار کند و در برخی جنبه‌ها، از انتظارات مخاطبان امروزی فاصله گرفته است. با این حال، این موارد به معنای بی‌کیفیت بودن انیمیشن نیست.

«فانتازیا ۲۰۰۰» از ابتدا نیز قرار نبود جایگزین یا هم‌سطح اثر کلاسیک خود شود. در واقع، سنگینی سایه «فانتازیا»ی ۱۹۴۰ مانع از آن شد که این دنباله بتواند هویت مستقل و ماندگاری برای خود بیابد. این موضوع در گیشه نیز منعکس شد و «فانتازیا ۲۰۰۰» نتوانست موفقیت تجاری مورد انتظار را کسب کند. با این وجود، این انیمیشن همچنان اثری قابل توجه برای علاقه‌مندان به هنر انیمیشن و موسیقی کلاسیک محسوب می‌شود.

Brother Bear – ۲۰۰۳

Brother Bear

اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی، پس از پایان دوران طلایی «رنسانس دیزنی»، دورانی چالش‌برانگیز برای این استودیو بود. اگرچه آثار این دوره در گیشه موفقیت‌هایی کسب کردند، اما عناوینی چون «Brother Bear» (۲۰۰۳) نشان دادند که استودیو تا حدی جادوی خلاقانه دوران پیشین خود را از دست داده است. «Brother Bear» را می‌توان در دسته آثار معمولی و متوسط دیزنی طبقه‌بندی کرد.

این انیمیشن از نظر بصری چشم‌نواز است، صداپیشگان اجرای قابل قبولی ارائه داده‌اند و موسیقی نیز نقش مهمی در پیشبرد داستان ایفا می‌کند. با این حال، بزرگترین ضعف «Brother Bear» این است که تلاشی برای تکرار فرمول موفقیت‌آمیز شاهکارهای دهه قبل دیزنی است، اما در نهایت نسخه‌ای ضعیف‌تر از آن‌ها به حساب می‌آید. با وجود این، برخلاف برخی دیگر از انیمیشن‌های متوسط دیزنی، «Brother Bear» پتانسیل بیشتری برای تبدیل شدن به اثری برجسته داشت.

یکی از دلایل اصلی جذابیت آثار دوره «رنسانس دیزنی»، حس طبیعی بودن عناصر مختلف داستان و روایت بود. اما فیلم‌های اوایل دهه ۲۰۰۰، از جمله «Brother Bear»، گاهی این حس را القا می‌کردند که سازندگان بیش از حد در پی کنترل و دقت در تمام جزئیات بوده‌اند، که این خود منجر به ایجاد حسی مصنوعی و کمتر باورپذیر در تجربه تماشاگر می‌شد. در نهایت، مجموع این عوامل باعث می‌شود که «Brother Bear» چیزی فراتر از یک سرگرمی صرف نباشد و جایگاه ویژه‌ای در میان آثار کلاسیک دیزنی پیدا نکند.

Raya And The Last Dragon – ۲۰۲۱

Raya And The Last Dragon

شیوع ویروس کووید-۱۹ ضربه‌ای سهمگین به گیشه انیمیشن‌های دیزنی وارد کرد و «Raya And The Last Dragon» (۲۰۲۱) نمونه‌ای برجسته از این دوران است. پیش‌بینی عملکرد این انیمیشن در شرایط عادی، به دلیل اکران همزمان در سینماها و سرویس دیزنی پلاس، بسیار دشوار است. این رویکرد توزیع، منجر به عملکرد ضعیف آن در گیشه شد.

با وجود اکران سینمایی، «Raya And The Last Dragon» در سرویس‌های استریمینگ به موفقیت چشمگیری دست یافت. این موفقیت باعث شد تا بسیاری از مخاطبان، نقدهای عمدتاً متوسط فیلم را نادیده بگیرند. با این حال، با وجود نقاط قوت متعدد، این انیمیشن در نهایت به یک اثر کلاسیک مدرن تبدیل نمی‌شود.

داستان‌سرایی همواره یکی از نقاط قوت برجسته استودیو دیزنی بوده است، اما در «Raya And The Last Dragon» این استعداد به اندازه کافی شکوفا نشده است. این انیمیشن، به لطف طراحی بصری خیره‌کننده و صحنه‌های اکشن هیجان‌انگیز که نسبت به آثار معمول دیزنی برجسته‌تر است، قطعاً تجربه‌ی تماشایی دلپذیری را ارائه می‌دهد و پشیمانی به همراه نخواهد داشت. با این حال، جایگاهی در میان آثار کلاسیک و ماندگار دیزنی برای آن متصور نیست.

 

 

 
بیشتر بخوانید :
۱۰ فیلم ناشناخته‌ و دنباله‌دار از آثار بروس لی که حتما باید ببینید

استخدام در گیماتک

اشتراک گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  بیشتر بخوانید: